هیئت مجازی کتاب

هیئت مجازی کتاب

پیام های کوتاه

بایگانی

آخرین نظرات

  • ۲۷ ارديبهشت ۹۸، ۱۵:۴۵ - پریسا نامجو
    عالی..
  • Cougar

    متن تصویر

  • Lions

    متن تصویر

  • Snowalker

    متن تصویر

  • Howling

    متن تصویر

  • Sunbathing

    متن تصویر

یک لرن مرجع تخخصی وبلاگ نویسان

آخرین مطالب

۱۳۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «اخبار کتاب و هیئت» ثبت شده است

معرفی کتاب توسط....تا اینجا خواندم 

مثل خوشه های انگور.هیئت مجازی کتاب

.

تمثیل از قدرت مند ترین شیوه های فهم یک مطلب است.شیوه ای که موارد متعددی از آن را می توان در  قرآن کریم دید.
 مثل خوشه های انگور هم اثر دیگری از حجت الاسلام محمدرضا رنجبر است که با ۸۰ حبه انگور(۸۰ تمثیل و نکته)و در ۱۶۸ صفحه کام شما را شیرین می کند.
بهره گیری از تمثیل ها و انطباق آن با آیات قرآن،احادیث اهل بیت علیهم السلام،اشعار بزرگان و.... برای پاسخگویی به شبهات و بیان اندرزهای اخلاقی ناب مجموعه خواندنی را فراهم آورده است.
خواندن این کتاب در ماه مبارک رمضان حلاوت دوچندانی دارد . 
این کتاب را توصیه می کنم چرا که از خواندنش پشیمان نخواهید شد.
 
 ضمنا مثل خوشه های انگور ادامه کتاب‌های مثل شاخه های گیلاس(موسسه نشر شهر)، مثل حبه های قند(موسسه نشر شهر)، سلوک باران(دفتر نشر فرهنگ اسلامی) است که همگی در بازار کتاب موجود و مولف آنها  آقای  محمد رضا رنجبر می‎باشد.

پی نوشت:
 مثل خوشه های انگور 
مولف:محمد رضا رنجب
ناشر: موسسه نشر شهر 
چاپ: ۱۳۹۴
قیمت:  ۱۰/۰۰۰ تومان

۲ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۰۹ خرداد ۹۶ ، ۱۰:۲۶

سلام

کانال تلگرام هیئت هم راه اندازی شد.دوستانی که تمایل دارند می توانند عضو شوند.

https://telegram.me/heyateketab

موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۵ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۲:۳۲

ارسال مطلب توسط وبلاگ...این روزها


 همه ی آدم هایی که در نمایشگاه کتاب تهران می بینید، حتما برای حضورشان توجیه محکمه پسندی دارند: ملاقات با نویسنده یا شخص مورد علاقه شان، استفاده از تخفیف های کتاب، خرید کتاب های دانشگاهی و کنکوری و... ، وگرنه با این گرمای کلافه کننده، مسیر طولانی و وسایل حمل و نقل محدود، خیلی ها عطایش را به لقایش می بخشند!

اقدامات شکمی!

حتما حتما قبل از آماده شدن برای حرکت به سمت نمایشگاه، کمی خوراکی و یک بطری آب به همراه خودتان داشته باشید. طولانی بودن مسافت،گرمای هوا، گشت و گذار طولانی بین غرفه ها، احتمالا شما را تشنه یا گرسنه خواهد کرد.

متاسفانه به خاطر محدودیت آب و مواد غذایی، قیمت ها بالا و کلافه کننده اند. با این اقدام کوچک هزینه ای را که صرف خوراکی و آب معدنی می کنید، جایگزین هزینه خرید چهار جلد کتاب خواهید کرد. نبود آب سرد کن و وجود فست فودهای نه چندان دلچسب، شاید نشاط کافی برای استفاده از نمایشگاه را از شما سلب کند.

ساعت حرکت:

بهترین ساعت ممکن برای حرکت به نمایشگاه را انتخاب کنید. هرچه زمان بیشتری به نمایشگاه اختصاص دهید از غرفه ها، سالن ها، و راهروهای بیشتری بازدید خواهید کرد و دست آخر افسوس نمی خورید که کاش زمان بیشتری برای بازدید باقی غرفه ها داشتید...

توانا بود هرکه دانا بود:

بزرگ ترین کمکی که به خودتان می کنید اطلاع از انتشارات و غرفه های مورد نظرتان است. سعی کنید قبل از رفتن به نمایشگاه نام کتاب های مورد نظر، انتشارات و غرفه های مربوطه را پیدا کنید. سیستم اطلاعات نمایشگاه کتاب به دلیل ازدیاد جمعیت، ناآشنایی متصدیان و ... باعث اتلاف زمان شما خواهد بود. اکثر بازدیدکنندگان در نمایشگاه به دلیل همین بی اطلاعی سرگردان اند. سوال پرسیدن بیش از اندازه ی بازدید کنندگان از غرفه ها گاهی باعث دلخوری ناشران و ناکامی سوال کننده خواهد بود.

از فضای مجازی کمک بگیرید:

اینستاگرام یک بانک اطلاعاتی قوی برای اخبار نمایشگاه کتاب امسال بود.

اکثر نویسندگان و شعرا روز حضور خودشان را در صفحه ی شخصیشان به اشتراک گذاشته بودند؛ از کتاب هایی که امسال به نمایشگاه می رسید خبر داده بودند و آدرس غرفه و راهروی مربوطه را در اختیار مخاطبینشان گذاشته بودند. اگر دوست دارید از روز حضور نویسنده ، شاعر و یا ناشر مورد نظرتان خبر داشته باشید قبل از برنامه ریزی برای حرکت ، صفحه ی شخصی شان را پیگیر باشید.

سبک بار باشید:

استراحتگاه های نمایشگاه معمولا محدود و شلوغ اند. خیلی ها مستقیما از ترمینال و فرودگاه خودشان را به نمایشگاه رسانده اند و علاوه بر کتاب های خریداری شده ، ساک و کوله پشتی های سنگینی به همراه دارند. هرچند گاری های دستی برای کمک به این دسته آدم ها تدارک دیده شده اند و حتی اداره ی پست زحمت انتقال کتاب ها به شهر مربوطه را متقبل شده اما، هرچقدر سبک بارتر به نمایشگاه آمده باشید به نفع خودتان است. مطمئنا بعد از خرید نهایی، باری از کتاب برای خودتان دست و پا کرده اید. پس، هرکس سبک بار تر، آسوده تر و راحت تر... :)

نیاز به تفکیک مناسب تر:

قیمت کتاب های امسال، به نسبت خوب و مناسب بود. اکثر کتاب های پرفروش در نمایشگاه حضور داشتند. تفکیک سالن ها با دقت بیشتری انجام شده بود، اما هنوز در سالن عمومی نیاز به تفکیک بیشتری بود. شاید بهتر بود حتی در این سالن هم تفکیکی بین کتاب های موضوعی و ناشران نزدیک به هم انجام می شد تا مردم راحت تر کتاب های مورد نظرشان را پیدا کنند.

عجله کار شیطونه:

بعضی از کتاب ها در اکثر غرفه ها به چشم می خورند، کتاب های نویسندگان مطرح مثل شازده کوچولوی دوسنت اگزوپری، سینوهه ی میکا والتاری، عقایدِ یک دلقک از هانریش بُل، من پیش از تو و کتاب مکملش از جوجو مویس و ... .

انتخاب مترجم و ناشر این دسته کتاب های پرفروش با انتشارات مختلف، بحثی سلیقه ای و دلخواهی ست. پس در انتخابشان عجله نکنید. سعی کنید همه ی غرفه ها را رصد کنید، چند برگ از کتاب را ورق بزنید ، با نثر مترجم مانوس شوید و بعد انتخاب کنید.

ببینید، کیف کنید، خاطره بسازید:

مطمئنا با رعایت همین چند نکته ی ساده ساعت های خوبی را در نمایشگاه خواهید داشت.

فضاسازی بعضی از غرفه ها به طرز ملموسی شما را برای خرید وسوسه می کنند. بعضی چهره های آشنا از نویسنده و خبرنگار و راوی و هنرمند ، غافلگیرانه جلویتان سبز می شوند و به وجد می آورندتان. اطلاعات خوب بعضی ناشرها یا حتی بازدیدکنندگانی که تجربه ای از خوانش کتاب دارند محرک خوبی برای خرید یک کتاب هستند.

تنوع زیاد کتاب ها اشتهایتان را برای خرید بالا می برند و گذشته از همه ی این ها امضای هر کتاب با خط نویسنده ی محبوبتان آن روز را برای شما خاطره ای زیبا خواهد کرد.

افسوس نخوریم!

شاید بیشترین چیزی که در بین گشت و گذار در غرفه ها در ذهن هرکس تکرار می شود همین باشد که: هنوز چقدر کتاب ورق نزده و چقدر حرف ناخوانده اطراف ما هست که اِی کاش عمرمان به تک تک کلمه  هایشان قد می داد...

 

 

 

 


 

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۱ ارديبهشت ۹۶ ، ۰۰:۴۶

معرفی آزاد....معرّف.: خانم طاهره فاتح

Image result for ‫کتاب چرا اهمال کارم مرتضی آقا تهرانی‬‎



روان شناسان در تعریف اهمال کاری گفته اند: "کاری را که تصمیم به اجرای آن داریم به آینده موکول کنیم. "
علّت معرّفی این کتاب این بود که خیلی از ما این مشکل را داریم که نمی توانیم طبق برنامه هایمان عمل کنیم.
کتاب در چهار فصل تدوین شده است .سیر کتاب به این صورت است که به علت یابیِ اهمال کاری پرداخته و بعد روش درمان آن را مطرح نموده است.
فصل اول کتاب به تعریف ، مراتب و آثار اهمال کاری اختصاص یافته. در فصل دوم به ریشه ها و علت اهمال کاری، در فصل سوم عوامل اهمال کاری و استفاده از فرصت ها و در فصل چهارم به پیامدها و روش های درمان اهمال کاری توجه شده است.
"مرتضی آقا تهرانی" نویسنده ی کتاب "چرا اهمال کارم؟"  و انتشارات "سماء قلم" ناشر آن می باشد.

شناسنامه ی کتاب:
نویسنده: مرتضی آقا تهرانی
ناشر: سماء قلم
ویراستار: غلامرضا علی
سال چاپ: 1391

تعداد صفحات: 60 صفحه
قیمت پشت جلد: 800 تومان


* دوستانی هستند که کتاب می خوانند و خوب هم می خوانند، اما وبلاگ نویس نیستند. "معرفی آزاد" برای این دسته دوستان تیتر شده است. شما هم اگر دو و برتان دوستانی دارید که اهل کتاب هستند به اینجا دعوتشان کنید تا مهمان پیشنهادهایشان باشیم.

 

 

۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۷ فروردين ۹۶ ، ۱۸:۰۰

معرفی توسط وبلاگ...فاصله ای به وسعت دلتنگی

 

Image result for ‫معرفی کتاب فارست گامپ‬‎

 

 

  این کتاب را ممکن است خیلی ها خوانده باشید و حتی فیلم آن را دیده باشید؛ اما من به تازگی آن را خواندم و از خواندنش لذت زیادی بردم.

"کتاب "فارست گامپ" روایتی است از زبان شخصی ساده دل و عقب افتاده که ماجراها و وقایع زندگی اش را از دیدگاه خودش تعریف و توصیف می کند.

خواننده ی زیرک و نکته سنج به همراه فارست گرامپ، قهرمان داستان، وقایع تلخ و شیرین، جذاب و بعضا حیرت انگیز زندگی او را تجربه می کند و لابه لای جملات طنزگونه و کنایه آمیز وی، به حقایق تلخ تاریخی جامعه ی آمریکا در پنجاه سال گذشته پی می برد: وقایعی چون جنگ ویتنام و بیهودگی آن، بلاهت سیاست مداران در رده های بالا و نفرت جهانیان از سیاست های آمریکا، پروژه های فضایی پرهزینه و بی سرانجام، دنیای پر زرق و برق و تو خالی هالیوود و...

و سرانجام آنکه پس از گذشت سال ها، هنگامی که فارست به یاد رویاها و آرزوهای دوران جوانی اش می افتد، به این نتیجه می رسد که در زندگی هیچ کس برنده نیست. با این حال، حداقل او این شانس را داشته که زندگی اش یکنواخت و کسل کننده نبوده است."

 

شناسنامه ی کتاب:

موضوع: رمان خارجی

نویسنده: وینستون گروم

مترجم: بابک ریاحی پور

ناشر: آویژه

سال چاپ: 1392

تعداد صفحات: 260 صفحه

 

 

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۰ فروردين ۹۶ ، ۱۸:۰۰

معرفی آزاد...معرّف: خانم نیلوفر کاظمی

Image result for ‫کتاب معجزه‬‎

 

یکی از کارهایی که باید خودمان را به آن عادت بدهیم و روزانه آن را به جا بیاوریم، شکرگزاری است.

کتاب معجزه، تمریناتی حول شکرگزاری خداوند را به خواننده یاد می دهد تا در بیست و هشت روز آن را تمرین کند.

من شخصا اعتقاد دارم دنیا سراسر انرژی است. وقتی ما با هم یا تک تک موجی از سپاس گزاری و شکرگزاری را به دنیا ساطع کنیم، قطعا اولین اثر آن به خودمان می رسد و اگر باور داشته باشیم اثر آن را در زندگی می بینیم.

 

بخشی از این کتاب:

تمرین روز اول:

ده موهبتی که در زندگی تان از داشتنشان سپاس گزارید بنویسید. مطمئنم همه ی شما می تونید کلی مورد برای سپاس گزاری در زندگی تون پیدا کنید. حتما بنویسید برای چه قدردان این نعمت ها در زندگی هستید.

(یک مثال برای داشتن یک ماشین: خدایا من بسیار خوشحال و سپاس گزارم که اتوموبیل دارم تا بتوانم راحت سرکار بروم)

بعد از نوشتن لیست مواهبتان یک بار با صدای بلند یا آرام هر مورد را بخوانید و در پایان بگویید: سپاسگزارم، سپاسگزارم، سپاسگزارم.

 

شناسنامه کتاب:

مولف: راندا برن

مترجم: نفیسه معتکف

ویراستار: حمیده رستمی

انتشارات: لیوسا

سال چاپ: (هفدهم) 1395

قیمت پشت جلد:25000 تومان

 

* دوستانی هستند که کتاب می خوانند و خوب هم می خوانند، اما وبلاگ نویس نیستند. "معرفی آزاد" برای این دسته دوستان تیتر شده است. شما هم اگر دو و برتان دوستانی دارید که اهل کتاب هستند به اینجا دعوتشان کنید تا مهمان پیشنهادهایشان باشیم.

 

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ فروردين ۹۶ ، ۱۸:۰۰

معرّفی توسط وبلاگ ...زلال حکمت

 

Image result for ‫(زندگانی فاطمه زهرا "ع" )  اثر محمد قاسم نصیرپور‬‎

 

...مورّخ معروف اهل سنّت "ابن قتیبه دینوری"-متوفای 286ه.ق- می نویسد: عمر به ابوبکر گفت:بیا (برای عیادت) به حضور فاطمه (س) برویم،به درستی که ما او را به خشم آوردیم.

آنگاه هر دو به سوی خانه فاطمه (س) رفتند و از فاطمه (س) اجازه حضور خواستند،فاطمه (س) به آن ها اجازه نداد، آنان نزد علی رفتند و او با فاطمه (س) صحبت کرد و سپس آنان را به خانه حضور فاطمه (س) برد .هنگامی که نشستند زهرا (س) صورت خود را از آنان برگردانید و رو به دیوار کرد.آنان سلام کردند اما فاطمه (س) پاسخشان را نگفت...

آنچه از نظر گذشت منتخبی بود از کتاب تحقیقی-علمی "زندگانی فاطمه زهرا"ع" )اثر "حجّت الاسلام محمد قاسم نصیر پور" از انتشارات دفتر مطالعات تاریخ و معارف اسلامی.

 

بی تردید این کتاب و کتاب زندگانی حضرت فاطمه(س) از دکتر سید جعفر شهیدی را می توان از تحقیقی ترین منابع در این حوزه دانست.

کتاب زندگانی فاطمه زهرا"ع" تألیف محمد قاسم نصیرپور که مزیّن به مقدّمه و تقریظ مرجع فقید حضرت آیت الله العظمی مرعشی نجفی(ره) می باشد، به بررسی و تحلیل زندگی بانوی بزرگ اسلام حضرت زهرا(س) پرداخته و به ویژه وقایع بعد از رحلت پیامبر اکرم(ص) مانند سقیفه بنی ساعده،هجوم و احراق بیت حضرت زهرا (س)،غصب فدک،خطبه حضرت زهرا (س) در مسجد مدینه (=خطبه فدکیه) را از منابع شیعه و سنی مورد بازخوانی و تحلیل قرار داده است.

این کتاب در ده فصل و 160 صفحه نگاشته شده و از منابع مهم و معتبر تاریخ اسلام به ویژه زندگی حضرت زهرا(س) محسوب می گردد.

 

بخشی از این کتاب:

نویسنده در پیشگفتار کتاب می نویسد:

...این کتاب با شتابزدگی نگاشته نشده است و از این رو بر پایه قدیمی ترین و معتبرترین اسناد استوار است.به علاوه تنها بیان واقعه نیست بلکه به تجزیه و تحلیل وقایع می پردازد...

نویسنده در نگارش این اثر تحقیقی به 115 منبع معتبر از کتب تاریخی و روایی شیعه و سنی مراجعه نموده است. صحیح بخاری،مسند احمد بن حنبل،سنن ابی داود،صحیح ترمذی،الامامة و السیاسة ابن قتیبه دینوری، تاریخ یعقوبی،تاریخ المم و الملوک طبری،بلاغات النساء طیفوری،شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید،تفسیر الدر المنثور سیوطی و... از جمله منابع مرجع این کتاب از بزرگان اهل تسنن است. اصول کافی،امالی شیخ طوسی و شیخ مفید،تفسیر مجمع البیان طبرسی،الغدیر علامه امینی،منتهی الامال محدث قمی، و تفسیر المیزان علامه طباطبایی و... نیز از مهم ترین منابع شیعی این کتاب ارزشمند می باشند.

 

شناسنامه کتاب:

مولّف: حجّت الاسلام محمّد قاسم نصیر پور

انتشارات: دفتر مطالعات تاریخ و معارف اسلامی

سال چاپ: 1409 هجری قمری

تعداد صفحات: 160 صفحه

 

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۶ اسفند ۹۵ ، ۱۸:۰۰

معرفی توسط وبلاگ ... درخت بلوط

 

Image result for ‫کتاب دیلمزاد‬‎

 

دیلمزاد داستان جوانی شمالی است که با گوشه چشمی به زندگی خود سعی در روایت برادرش دارد.

برادری که هیچ کس وجودش را باور نمی کند! داستانی روان و البته پر از توصیف های زیبا.

 

بخشی از این کتاب:

"هنوز نمی دانستم که سمت چپ پیشانی ات یک نشان داری، تا این که ناصر گفت. حالا که نیستی، هیچ یادم نمی آید دست داشتی یا نه؟ پا داشتی یا نه؟ چشم هات نمیذارد آدم چیز دیگری ببیند. گاهی انسان در جست و جوی یک درخت، جنگل را نمی بیند!"

 

شناسنامه ی کتاب:

نویسنده: محمد رودگر

ناشر: شهرستان ادب

سال نشر: 1391

تعداد صفحات: 248 صفحه

قیمت پشت جلد: 5500 تومان

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ اسفند ۹۵ ، ۱۸:۰۰

معرّفی توسّط وبلاگ... این روزها

 

Image result for ‫کتاب بدانید منم فاطمه انتشارات دلیل ما‬‎

 

گاهی فکر می کنم اگر مناسبت های تقویم به ما یادآوری نمی کرد که امروز ولادت یا شهادت کدام بزرگوار است، شاید به خودمان زحمت شناخت بیشترشان را نمی دادیم.

بعد از پُِست دو سال پیش هیئت مجازی کتاب و "معرفی هفت کتاب فاطمی" باز هم جای کتاب های بیشتری در معرّفی حضرت صدّیقه ی طاهره (سلام الله علیها) خالی بود.

کتاب "بدانید منم فاطمه"، - که نام آن قرابت زیادی با کتاب بدانید من فاطمه هستم (انتشارات موعود)- دارد، تالیفی ست با حجم کم، مقدمه های کوتاه و نتیجه گیری های عمیق!

گروه مولّف این کتاب سیر بحث های این مجموعه را قدم به قدم و با مقدّمه چینی های کوتاه در کنار هم قرار داده اند و در فصل های اوّل کتاب، بعد از مطرح کردن سوالاتی از مخاطب و استفاده از ادلّه ی روایی و آیات قرآنی به نتایج  منطقی در اثبات حقّانیّت حضرت زهرا (سلام الله علیها) و عملکرد ایشان در قضیه ی فدک و دفاع از ولایت رسیده اند.

این اثر در دو فصل ِ "فاطمه (سلام الله علیها) در کلام وحی" و "در فتنه ها" نگارش شده و مجموعا سی عنوان از قبیل "فاطمه چراغ هدایت و کشتی نجات است" ، "فاطمه پشتیبان علی است" ، "فاطمه بانوی بانوان است" و ... را در بر گرفته است.

کتاب در قطع رقعی و در هفتاد و دو صفحه توسط "انتشارات دلیل ما" به چاپ رسیده است.

 

بخشی از این کتاب:

معرفی حضرت فاطمه (سلام الله علیها) در جمع مهاجر و انصار، زن و مرد، پیر و جوان، توسط پیام آور غیرت، بسیار شگفت انگیز بود. پیامبری که هیچ گاه در میان نامحرمان حرفی از اهل حرمش نمی زند چگونه در میان انبوه مومنان و منافقان از دخترش یاد می کند؟! دختری که هیچ گاه و در هیچ مناسبتی به مسجد نیامده، و خود را ازهر نامحرمی -گرچه نابینا- پوشانده است! این چگونه ماموریتی است؟! و این ماموریت چرا؟

شناساندن حضرت فاطمه (سلام الله علیها) به عنوان اصلی اساسی از دین، از مسائل بسیار حساس و بحث برانگیز رسالت بود. خداوند بزرگ فاطمه (سلام الله علیها) را برگزیده بود. ایمان به او از ضروریات خدا پرستی به شمار آمد. او یگانه ی آفرینش بود. خدا هیچ زنی را همچون او نیافریده و نخواهد آفرید.

 

شناسنامه ی کتاب:

مولّف: گروه پژوهش انتشارات دلیل

ناشر: انتشارات دلیل ما

تعداد صفحات: 72 صفحه

سال چاپ: 1391

قیمت پشت جلد: 2000 تومان

 

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۲ اسفند ۹۵ ، ۰۰:۰۱

معرفی توسط وبلاگ...این روزها



آنا هنوز هم می خندد (مجموعه داستان کوتاه کوتاه)

  


   کتاب "آنا هنوز هم می خندد" را لا به لای روزهای شلوغی دست گرفتم.

دنبال کتابی بودم که خیلی فلسفی و عمیق نباشد و بتوانم با تمرکز نسبتا کم، همراهش شوم!

"اکبر صحرایی" نویسنده ی این داستانِ کوتاهِ کوتاهِ، چهل داستانک را در کنار هم قرار داده و این اثر را خلق کرده است. شاید یکی از زیبایی های کتاب این بود که داستان ها هم مستقل از یکدیگر ، دارای شروع و پایان بوده و هم در کنار یکدیگر یک مجموعه ی بلند را شکل داده بودند.

تِم داستان حول محور زندگی شخصی به نام "دار علی" شکل گرفته. داستان ها، در بعضی قسمت ها دارای لحن طنز و در بعضی مواقع لحنی کامل جدی و منقلب کننده دارند.

کتاب، ادبیات روان و سلیسی دارد و حجم 127 صفحه ای و جذابیت داستان ها به شما کمک می کند تا یک نفس آن را به پایان برسانید.

شاید منتشر شدن این اثر توسط انتشارات "سوره ی مهر" ،خودش نشانه ی گیرایی برای دعوت شما به خوانش این اثر باشد.


بخشی از این کتاب:

- خدا بیامرزه دار علی رو!

موسی خندید و گفت:

- هفت تا جون داره! اوناهاش داره پاچرخی می زنه.

جلو رفتند و بالای سنگر ایستادند. پاهای دارعلی سر و ته ، از بین الوار و گونی شن ها بیرون زده بود و پاچرخی می زد. انگار داشت خفه می شد. موسی که خندید، یدالله گفت:

- داری می خندی؟! کمک کن داره خفه می شه!

هرکدام یک پای دارعلی را از مچ گرفتند و شروع کردند به زور زدن.

یک دفعه تن دار علی انگار تنه درختی از ریشه درآمد. دارعلی نفس نفس زد. خاک و گل را از سر و صورتش تکاند. سر و صورتش که دوباره سرخ و سفید شد، موسی هر و هر خندید و گفت:

- شدی مثل مرده های از گور فرار کرده!

دار علی نفسش که چاق شد، پیراهنش را زد بالا. نگاهی به زخم و خراش های کمر و شکمش انداخت. بعد زل زد به موسی. سر تکان داد و گفت:

- بخند...بخند...نوبت منم می رسه! خدا ریشت رو بکنه که ریشه منو کَندی.


شناسنامه ی کتاب:

نویسنده: اکبر صحرایی

ناشر: انتشارات سوره مهر

سال نشر: 1387

قطع: رقعی

تعداد صفحات: 127 صفحه

قیمت چاپ چهارم: 2300 تومان

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ بهمن ۹۵ ، ۱۸:۰۰

معرفی آزاد...معرّف :خانم پروانه تابع بردبار

 


Image result for ‫هدف حیات زمینی آدم طاهرزاده‬‎

 

   نام کامل کتاب، "هدف حیات زمینی آدم، ملک، شیطان، هبوط" است و اثر اصغر طاهرزاده.

این کتاب چشم خوانندگان را به عمیق ترین لایه های حیات انسان معطوف می کند تا معلوم بشود آدم، از کجا به سوی زمین آمده و چگونه باید عمل کند تا به مقصد برسد.

کتاب در دو بخش تنظیم شده است.

بخش اول مطالب تئوری در رابطه با بهشت برزخی نزولی، ظهور جنبه ی آدمیت آدم ها و نحوه ی فعالیت شیطان؛ و بخش دوم به نقش وسوسه ی شیطان، الهام ملک و... در روان انسان پرداخته شده.

نکته ی مهم این است که این کتاب در سیر و سلوک به انسان خیلی کمک می کند اما باید با تامُّل و تدبّر و عزم چند ساله خوانده شود.

 

قسمتی از این کتاب:

خطر محرومیت از الهام ملک:

اگر روحتان استعلاء را طلب کرد، شیطان دارد بر قلب می دمد. استعلاء بر همسر، استعلاء شیطانی است. گاهی شیطان می گوید: اگر طرف مقابلت خواست از حقّ خود تجاوز کند، نگذار. بنابراین حقّش را هم نده، تا جلوتر نیاید، یا پررو نشود. اول ما را حساس می کند که مواظب باش پایش را از گلیمش جلوتر نگذارد، ولی بعد نتیجه ی دوم را می گیرد که اگر حقش را بدهی پررو می شود، پس حقش را نمی دهی تا از حقش جلوتر نیاید. این همان وسوسه ی شیطان است که دارد در روح ما میدان داری می کند. زن ها هم می گویند: ما زن هستیم، ضعیف هستیم، اگر از اول کوتاه بیاییم، مردها پررو می شوند. بنابر این از اول زیر بار نمی رویم، و خلاصه از این طریق استعلاء شروع می شود...

 

 

شناسنامه ی کتاب:

نویسنده: اصغر طاهر زاده

ناشر: لب المیزان

قطع: وزیری

تعداد صفحات: 518

چاپ اول: 27 دی 1378

قیمت پشت جلد: 10800 تومان

 

 

 

* دوستانی هستند که کتاب می خوانند و خوب هم می خوانند، اما وبلاگ نویس نیستند. "معرفی آزاد" برای این دسته دوستان تیتر شده است. شما هم اگر دو و برتان دوستانی دارید که اهل کتاب هستند به اینجا دعوتشان کنید تا مهمان پیشنهادهایشان باشیم.

 

 

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۷ بهمن ۹۵ ، ۱۸:۰۰

معرفی آزاد...معرّف : خانم درنا اسمعیل خانی
 

 

 دبیرستان فرهنگ (شیراز) علاوه بر کیفیت آموزشی خوبش این امکان را در اختیار ما گذاشت که ماهی یک بار از حضور یک نویسنده یا شاعر خوب ازنزدیک بهره ببریم، کتاب هایشان را بخوانیم و با خود نویسنده یا شاعربه بحث بنشینیم .

از جمله اتفاقات زیبا و خاطره انگیز، حضور محمد بهمن بیگی، بزرگ مرد عشایر ایران و آموزش و پرورش در دبیرستان فرهنگ بود که واقعا ارزش آن روز را تازه  می فهمم...
 بهمن بیگی که احتمالا همه تا حدودی او را می شناسیم -و متاسفانه چند سال پیش به رحمت خدا رفتند- کتابی دارد به نام "بخارای من ایل من".
 این کتاب مشتمل بر حدود ٢٠ داستان است که همه در محور زندگی عشایری و افراد ترک زبان ماست.
 داستان ها روان، غیرقابل پیش بینی و مخلوطی از واقعیت و اغراق و داستان پردازی زیبایی است که شما را از خواندن داستان ها پشیمان نمی کند.
 اگر از روزمره های زندگیتان خسته شدید، کتاب بهمن بیگی را بردارید و یک داستانش را بخوانید.خستگی از تنتان بیرون می رود و فکر شما را درگیر واقعیات هیجان انگیز می کند.

 

شناسنامه ی کتاب:

نویسنده: محمد بهمن بیگی

انتشارات: آگاه

سال چاپ:1377

تعداد صفحات:324 صفحه

قیمت: 10000 تومان

 

 

 

* دوستانی هستند که کتاب می خوانند و خوب هم می خوانند، امّا وبلاگ نویس نیستند. "معرفی آزاد" برای این دسته دوستان تیتر شده است. شما هم اگر دو و برتان دوستانی دارید که اهل کتاب هستند به اینجا دعوتشان کنید تا مهمان پیشنهادهایشان باشیم.

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ دی ۹۵ ، ۱۸:۰۰

معرفی آزاد...معرف: خانم طاهره فاتح

 

 

Image result for ‫از حال بد به حال خوب‬‎

 

 

"از حال بد به حال خوب"، نوشته ی "دیوید برنز" یک کتاب روان شناسی ست که مهارت های رفتاری را با تمرین آموزش می دهد.

در ابتدای کتاب توضیحات و سوالاتی آورده شده که باید به خودمان جواب بدهیم و به نوعی، مبحث را تمرین کرده باشیم.

کتابی کاربردی، که بر روابط ما با اطرافیانمان تاثیر گذار است.

توضیحات نوشته شده در هر فصل ، توصیه هایی برای به کارگرفتن روش های درمانی مناسب را نیز در بر می گیرد.

فهرست فصل های کتاب عبارتند از: پیش گفتار/ مقدمه/ شناخت روحیه/ احساس خوب/ احساس اطمینان/ چگونه با ارتباط بهتر روابط بهتر ایجاد کنیم؟ / دارو درمانی / ویژه ی درمانگرها و بیماران کنجکاو

 

قسمت هایی از این کتاب:

افکارهای شناختی:

1- تفکر همه یا هیچ: همه چیز را به شکل سیاه و سفید می بینید. اگر شرایط تا حدودی خوب پیش نرود، شما آن را یک شکست می بینید. اگر خانم جوانی که تحت رژیم است و یک قاشق بستنی بخورد، ممکن است با خود بگوید: "من کاملا رژیمم را شکسته ام." این ممکن است موجب نگرانی وی شود؛ به طوری که تا آخر خوردن بستنی مدام غرغر کند.

2- کلی گرایی: شما با اتفاق یک حادثه منفی مثل یک پس زده شدن عشقی یا از دست دادن شغل ، مدام با کلمات "هرگز" یا "همیشه" به آن موضوع فکر می کنید. وقتی فرد کننده ای متوجه می شود که پرنده ای به شیشه ماشینش برخورد می کند، واقعا ناراحت می شود و می گوید: "وای چه شانسی؛ پرنده ها همیشه با ماشین من برخورد می کنند."

 

شناسنامه کتاب:

نویسنده: دیوید برنز

مترجم: مهدی قراچه داغی

نشر: آسیم

قطع کتاب: رقعی

تعداد صفحات: 642

قیمت پشت جلد: 37000 تومان

 

 

* دوستانی هستند که کتاب می خوانند و خوب هم می خوانند، اما وبلاگ نویس نیستند. "معرفی آزاد" برای این دسته دوستان تیتر شده است. شما هم اگر دو و برتان دوستانی دارید که اهل کتاب هستند به اینجا دعوتشان کنید تا مهمان پیشنهادهایشان باشیم.

 

۴ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۳ دی ۹۵ ، ۱۸:۰۰

معرفی توسط وبلاگ...امان

 


این کتاب و دیگر کتاب های مجموعه ی دن کامیلو، قصه هایی است که در دهکده ای در ایتالیا، در دوران جنگ جهانی دوم در ایتالیا، در زمان حاکمیت موسولینی اتفاق می افتد.
تم اصلی کتاب تقابل نو و کهنه،کلیسا و ایدئولوژی چپ است. طنزی بسیار قوی دارد و من اولین بار بود که کتابی تا این حد طنزگونه میخواندم، که البته بخاطر ترجمه ی خوب آن نیز هست.
 نثر کتاب به حدی روان و ساده است که اول فکر میکنید برای گروه نوجوان نوشته شده است؛ اما اینطور نیست؛ نویسنده از این بیان برای تسهیل تفهیم تقابل ها استفاده کرده، ضمن اینکه تا حدی داستان ها نمادینه هستند و ارجاعات تاریخی و فلسفی دارند.
 با این حال بخاطر روان و ساده بودنش بهترین کتاب برای زمان های مرده محسوب می شود، چرا که فهم آن نیازبه تمرکز زیاد ندارد. من 90 درصد این کتاب را  در مترو خواندم و در آن شلوغی با تصویرهای دل انگیز و داستان های جذابش همراه شدم.
 (کتاب را یک بار علی نصیریان در تلویزیون معرفی کرد و من از این طریق با آن آشنا شدم.)

قسمت هایی از کتاب:

دن کامیلو زیر لب گفت : مرده شور همه ی بمب ها رو ببره !
پپونه با اوقات تلخی گفت : همه ش تقصیر خداوند متعاله که آمریکایی ها و روس ها رو آفرید .

 مردن برای یک آرمان و قول دادن برای پرداخت شصت هزار لیر دو چیز کاملا متفاوت اند . به خصوص وقتی که پول را باید همان وقت داد ، در حالی که کسی که حاضر است برای آرمانش بمیرد قرار نیست فی الفور برای آن بمیرد .

 " خوب ، پس این طور . این باری تعالی مخصوص عزیز دردونه هاست ، نه آدم های محتاج . اگه صد نفر در حال مرگ باشن و فقط هفت تاشون ایمان داشته باشن ، اگه خدا یک قوطی غذا رو برای اون هفت نفر بفرسته ، در این صورت عادل نیست . "

" نه ، رفیق بخشدار ، خدا غذا رو برای همه شون می فرسته ، ولی فقط هفت نفر در بازکن دارن ، در حالی که بقیه نمی دونن اون اصلاً چی هست . "
پپونه بار دیگر خودداری اش را از کف داده بود و یقه ی پیراهنش از عرق خیس شده بود .
" پدر ، بیا داستان گویی را کنار بذاریم و به واقعیت نگاه کنیم . در کشور ما ، از هر صد و هفت نفر فقط هفت نفر گوشت می خورن ، چون به باری تعالی ایمان دارن و دربازکن هم دارن تا بتونن به غذا دست پیدا کنن . در حالی که در روسیه ، که هیچ کس به باری تعالی ایمان نداره ، همه در بازکن دارن . "
دن کامیلو گفت : " ولی قوطی غذا ندارن . "
 

شناسنامه ی کتاب:
نویسنده: جیووانی گوارسگی
 مترجم: مرجان رضایی
انتشارات: مرکز
تعداد صفحات:
224 صفحه


۴ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ دی ۹۵ ، ۱۸:۰۰

 معرفی توسط وبلاگ...سَبٍِح

کتاب جای خالی سَلوچ (سلوچ به فتحه روی س)،کتابی ست که همین هفته ی پیش تمامش کردم،و از خواندنش لذت وافر بردم.

 سلوچ که تا مدت ها آن را بر وزن سلوک و با ضمه می خواندمش !! نام فردی است که گرچه در کل داستان حضور ندارد
 اما همه ی داستان حول محور او می چرخد و جریانات را شکل می دهد. این کتاب رمان بسیار قوی و محکمی ست از محمود دولت آبادی که جریانات زندگی یک خانواده روستایی را به تصویر می کشد. نقش اصلی کتاب یک زن است که مادر خانه است ؛ جریانات زندگی اش  در برخی موارد مرا هیجان زده و گاهی هم عصبانی کرد.
 این کتاب را پارسال در حراج سایت بامیلو خریدم. تازه خواندمش و به خاطر جذابیت و روانی متنش خیلی زود تمامش کردم. اگرچه بیشتر جمله های کتاب بسیار کوتاهِ کوتاه نوشته شده و خیال پردازی های عمیقی دارد.گاهی این مساله خواننده را خسته می کنه ولی در کل کیفیت متن بسیار بالاست.
 کتاب من در قطع کوچک و جیبی است و تعداد صفحاتش ٤٤٧ صفحه است.
به نظرم اگر حتی الان فرصت خواندنش را ندارید در برنامه تان قرار بدهید. (من خودم صبح ها و ظهرها در اتوبوس می خواندمش! )

 

شناسنامه ی کتاب:

نویسنده: محمود دولت آبادی

ناشر: نشر چشمه

تعداد صفحات: 497 صفحه

چاپ: سی و یکم/ 1395

قیمت: 32000 تومان

 


 

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۹ دی ۹۵ ، ۱۸:۰۰
معرفی توسط وبلاگ...اندیشه






در صفحات اول این کتاب آمده است:
"کلیه ی اشخاص این کتاب خیالی نیستند و مولف بر خود واجب میداند که نشانی و شماره تلفن اشخاص حقیقی کتاب را در اختیار خوانندگان علاقمند به ماجراهای واقعی قرار دهد.....کریم صفائی "

 کتاب، سرد و ساکت و با بیان زندگی روزمره ی شخص نویسنده و دلمشغولی هایشان شروع می شود ،حتی وسط مطالعه ممکن است چرتتان بگیرد و کتاب را بیندازید دور (چون نویسنده دائم از دعوایش با شخص خانمشان میگویند و این حوصله را سر میبرد )

اما آغاز ماجرای رمان اینجا نیست و به گونه ای غافلگیرانه  سراغ شغل دوم نویسنده می روید و با درگیری های کاری ایشان -که پیاده کردن نوار ضبط صوت به روی کاغذهاست - مانوس می شوید که بعدها شغل شان بازنویسی می شود .

خلاصه بنویسم
داستان آنجا شیرین و جذاب می شود که می فهمید دو مصاحبه گر که باهم آشنا نیستند در یک روز از یک ماه در یکسال یعنی مورخه ی 68/03/12  به سراغ دو جانباز می روند.
آقای اسماعیلی با جانباز کیانی در تهران به مصاحبه می نشیند
و آقای خادمی با جانباز حسینی در شوشتر مصاحبه می کند...
صفایی پس از اینکه هر دو مصاحبه  ها را می خواند، پی می برد که آن ها گمشده ی یکدیگر هستند که آرزوی دیدار هم را داشتند.

و بعد عجیب به حکمت خداوند و دست تقدیر او در حوادث عالم پی میبری و یقینت بیشتر میشود که در همه حال تو در حال نظاره از سوی اهل آسمان ها هستی ...

به حق از بهترین کتب دفاع مقدس می باشد...بنظرم شاید شیرین تر از کتاب فوق العاده ی دا حتی ...



شناسنامه ی کتاب
نویسنده :علی موذنی
نشر:قدیانی
موضوع: رمان -دفاع مقدس -چهار بخش
قیمت: 4000تومان
سال چاپ: 1394
تعداد صفحات: 152 صفحه
چاپ: دهم


۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۱ دی ۹۵ ، ۲۰:۴۰

معرفی توسط وبلاگ ... مداد کوچک




" رویِ ماهِ خداوند را ببوس " با  درون مایه ی باارزشش ، اثری واقعی ست در جستجوی او "خدا" .اینکه صحبت از خداست و این خدا حتی بر زبان یکی ازشخصیت های کم رنگ  داستان جاریست {زنی بی سرپناه در مقابل از خود گذشتگی راننده تاکسی که در آمد ِ آن روزش را بی هیچ چشم داشتی به آن زن می دهد و او در مقابل بخشش مرد این جمله را با تمام احساسش بیان می کند ؛ از طرف من روی ماه خداوند را ببوس} نثر صمیمی و تعلیق جذاب داستان باعث شده  که خواننده تا آخر ،  کتاب را دنبال کند. پایان باز کتاب هم نوعی تفکر سالم را در خواننده بر می انگیزد که به وجود خدا بیشتر بیاندیشــد.

" نمی دانم که در طرح بزرگ خدا ، من چه نقشی دارم و چه سرنوشتی ؛ ولی این قدر مطمئنم که بی هیچ نیست "

از آنجا که داستان با زاویه  دیدِ من  راوی روایت شده و شخصیت اصلی داستان "یونس" درگیر اتمامِ پایان نامه ی دکترایش هست و این که دغدغه هایش به جایی نمی رسند و تاثیر چندانی هم روی خواننده نمی گذارند ولی مهربانی اش در کمک به مادر بیمارش در ولایتی دیگر و کمک به دوستش که موقتا" به ایران آمده و حتی در صحنه ای از پارک که به کودکی کمک می کند تا بادبادکش را بالا ببرد به سوی ِ خدا ، کاملا شفاف است .

شخصیت های داستان تشکیلِ یک مربع را می دهند :

 یونس : پررنگ ترین شخصیت داستان ، به دنبال نوشتن پایان نامه دکترایش هست و کشمکشهای زیادی با نامزدش "سایه" دارد ، اینکه از لحاظ اعتقادات مذهبی با سایه در تضاد هست این یک طرف قضیه ، سوالاتی که در حین کارش پیش می آید در مورد خدا و شک و تردید را بر زندگی اش حاکم می سازد طرف ِ دیگر قضیه .

سایه : نامزد یونس ( که در پی ِ یافتن علت شکستهای یونس ، شکست در درک ِ حضور و وجود خدا ، و شکست در دفاع از پارسا) زنی که ایمان یونس را می خواهد نه شک او نسبت به خدا را .

دکتر پارسا : دکترای فیزیک و استاد دانشگاه  ، سعی می کرد با کمک فیزیک و ریاضی و فلسفه همه چیز را اندازه بگیرد ولی فهمید در هستی چیزهایی وجود دارد که با ابزار نمی شود اندازه اش گرفت همین خدای ِ بی همتا ؛ به علت ناتوانی در پاک کردن این مسئله خودش را پاک کرد و موضوع پایان نامه یونس علت خودکشی دکتر پارسا است .

علیرضا : دوست صمیمی یونس ، عاشق فلسفه و خدا ، می گوید : من آدم هایی را می شناسم که وزن فرشته ها را روی شانه هایشان حس می کنند . یونس را قانع می کند که سایه تو را به خاطر ایمانت دوست داشت نه عقلت .

روی ماهِ خداوند را ببوس  ؛ مرا کتابخوان کردْ . ممنونم از مصطفایِ ِ مستورْ ، پیشنهاد می کنم برای هر وعده ی غذایی تان چند صفحه از این کتاب را بخوانیدْ .

قاچ هایی زیبا از کتاب :

تو خداوند را تجربه می کنی ، اول باید به قانونی ایمان بیاوری و بعد آن را آزمایش کنی هر چه قدر ایمانت به آن قانون نیرومند تر ، احتمال موفقیت آزمون ها بیشتر ، یعنی هر اندازه به خداوند باور داشته باشی خداوند همان اندازه برای تو وجود دارد . صفحــــه 71

هستی لایه لایه است تو در تو و پر از راز و  البته پیچیده ، برای درک آنها باید خوب بود و خوب را انتخاب کرد ،  

وقتی هزار تا انتخاب بد را به جای هزار تا انتخاب انتخاب خوب برمیگزینیم وضع آنقدر آشفته و تاریک می شود که

انسان حتی نمی تواند یک قدم هم به جلو بردارد شبیه قدم زدن در مه .  صفحــــــه 84

زندگی مواجهه ابدی انسان است با این انتخاب ها و کسی که در انجام خوبها ورزیده باشد کم کم وزن خوب ها را هم

حس می کند، برای کسی که ایمان ندارد متاسفانه خداوندی هم وجود ندارد . صفحـــــــه 86

من با قلم سبز، تمام حرمت آن دستهای آبی را بوسیدم و فهمیدم که خدا هم آبی است . صفحـــــه 107


شناسنامه کتاب:

نام اثر: روی ماه خداوند را ببوس

نویسنده: مصطفی مستور

تعداد صفحات: 114

ناشر: نشر مرکز

قطع: رقعی

قیمت پشت جلد: 8200 تومان

۵ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۹ آذر ۹۵ ، ۲۱:۳۰
ارسال مطلب توسط وبلاگ... این روزها


دوست من به تازگی پزشک شده است.
رفیق گرمابه و گلستان هم بودیم و هستیم. از این مدل دوست ها که پایه ی همه برنامه های دور همی و مذهبی و هیئتی ات هستند!
کافی ست برای هر مناسبتی تلفن را برداری و خواهش کنی که تو را در فلان برنامه یاری کند و جزو محالات است که با جیبی پر از دستمال و دلی سوزان!! در مراسم وعظ و روضه و ... شرکت نکند.
بین  روزهای مرخصی اش بود که به او تلفن زدم و پیشنهاد دادم حالا که کتابفروشی ها برای هفته کتاب تخفیف گذاشته اند با هم سری بزنیم و سیر و سیاحتی بین کتاب ها داشته باشیم.
با این که روزه بود دست رد به سینه ام نزد و همراهی کرد. وارد کتابفروشی که شدیم اولین چیزهایی که به چشممان آمد لوازم التحریر فانتزی و طرح برجسته و پیکسل و دفترچه یادداشت و بازی فکری و... بود.
شاید بین رنگ و لعاب این لوازم فانتزی و دو دو تا چهارتای ما، برایمان به صرف تر بود که از تخفیف کتاب ها صرف نظر کنیم و پولمان را خرج همین چیزهای رنگ رنگی کنیم. اما صبوری به خرج دادیم و چرخی هم بین کتاب ها زدیم:

چرا کتابفروش ها توی باغ نیستند؟

کتابفروش مرد جوانی بود، می دانستم که تازه کار نیست. در این چهل و پنج دقیقه ای که در کتابفروشی چرخ می زدیم، به هرکسی کتابی را پیشنهاد می داد و هرکس هم از او می پرسید خودش کتاب را خوانده است یا نه، با روحیه ای حق به جانب جواب می داد: " از تیراژ کتاب که مشخص است کتاب خوبی ست، لازم نیست حتما خوانده باشم!!" . تقریبا اسم هرکدام از نویسنده ها برای او جدید بودند و در مشاوره ی کتاب ناتوان به نظر می رسید، حتی کتاب های معروف از نویسنده های نسبتا قدیمی!

من اگر بودم...

من اگر بودم، لابد، برای کتابفروشی ام آدمی را استخدام می کردم که بیشتر از هرکسی دغدغه ی کتاب دارد، کسی که کتاب، بخشی از زندگی او باشد، و خواندن و پیگیری اخبار کتاب جزو لاینفک زندگی اش! کسی که برای سوالات و نیاز های هرکسی به کتاب، حرف و پیشنهادی دارد. تیپ شخصیتی و سن و سال طرف را در نظر می گیرد و صرفا کتاب های تکراری معرفی نمی کند. کسی که وقتی از محتوای کتاب و نویسنده آن حرف می زند برق هیجان و دعوت به خوانش را در نگاه او می بینید و ترغیب می شوید حتما بودجه ای را برای خرید کتاب اختصاص دهید.

چرا بچه مذهبی ها برای کتاب خرج نمی کنند؟
کتاب ها را یکی یکی از قفسه بیرون می کشم و به چاپ جدیدشان نگاهی می کنم، بعضی ها با همان طرح و قیمت قبل تجدید چاپ شده اند و بعضی هم تغییر کرده اند. آن هایی که خوانده ام را به خانم دکتر پیشنهاد می دهم، آن هایی را که "هیئت کتاب" معرفی کرده طور دیگری تحویل می گیرم و در مورد جدیدها هم از کتاب فروش سوال می پرسم (که بیشترشان بی جواب می مانند!!).
رفیقم از تعداد کتاب هایی که انتخاب کرده ام تعجب می کند: "دلت میاد پولتو بابت اینا بریزی دور؟"
جواب می دهم : "کتاب خریدن که پول هدر دادن نیست"
می گوید: "پس لابد وقتت زیادی کرده که برای این چیزها وقت میگذاری؟"
می گویم: " وقتم رو هرطور شده برای کتاب خالی می کنم"
بحثمان به سرانجام نمی رسد و آخرش با جمله ی " حالا تو بخر بخون، اگر خوب بود ازت قرض می گیرم" تمام می شود!

من اگر بودم...
لابد اگر جای دوستم بودم و اهل علم و تازه های پزشکی و درس و دانشگاه، آن هم دوستی که قبلا گفته بود مسیر پزشکی را فقط برای خدمت به خلق الله انتخاب کرده، بین ساعت های فراغت و بیکاری ام در مطب ، کتابی کنار دستم می گذاشتم و نه تنها خودم سرگرمش می شدم که به همه مراجعینم هم توصیه اش می کردم.
اصلا فرهنگ کتاب خوانی یعنی همین، که تو با هر اعتقاد و مسلک و شخصیتی که هستی، توی هر شغل و صنفی...زمانی را برای کتاب خوانی خالی کنی! فرق ندارد آدمی در بالاترین سمت شغلی باشی یا کاسبی که ساعت ها در مغازه اش به انتظار مشتری می نشیند، همه ی ما باید برای سوال " کتاب این روزهای شما چیست؟" جوابی داشته باشیم! حتی با قرض گرفتن از کتابخانه یا بقیه!


چرا کتابفروشی ها با کافه و لوازم التحریری ادغام شده اند؟

 ایده ی "کافه کتاب" اوایل خیلی دلنشین بود؛ جایی که همیشه از آن کتاب می خریدیم تبدیل به محلی شده بود که می توانستیم قرار ملاقات هایمان را هم تنظیم کنیم، نوشیدنی بخوریم، کتاب های تازه را ببینیم و اگر آدم اهل دلی پیدا می کردیم در مورد کتاب ها صحبت می کردیم؛ اما کم کم کارکرد خودش را از دست داد و به همان کافه ی صرف تبدیل شد. شاید انتظار ما از کافه کتاب ها این بود که علاوه بر این که محیطی فرهنگی تر از کافه های معمولی دارند، برنامه های فرهنگی و هفتگی کتاب و دعوت از نویسندگان و ناشران و اهالی کتاب هم داشته باشند.

من اگر بودم...
وقتی به خانه برگشتم و به بسته ی خریدم نگاه کردم، به جز یک کتاب، بقیه خریدها شامل دفترچه یادداشت و پیکسل و چسب رنگی و لیوان سفالی و همین جینگیلی مَستون های چشم نواز شده بود! بگذریم که کمی عذاب وجدان قلقلکم می داد، اما واقعیّت این بود که این ادغام کتابفروشی ها با لوازم التّحریر و بازی فکری و... باز هم به ضرر کتاب خوانی شده بود؛ یا بهتر بگویم نیاز کاذبی در کنار کتاب ها! که اگر کسی را بی هدف وارد کتابفروشی کرده باشد بیشتر از اینکه وادار به خرید کتاب کند، جذب خرید ابزار بعضا نوستالژیک و فانتزی می کند. کاش دست اندر کاران کتاب فکری برای جدا سازی این محصولات می کردند.

چرا تخفیف ها این قدر برای هفته کتاب ناچیز اند؟

کل سال و یک هفته ی کتاب و این همه تبلیغ و فقط بیست درصد تخفیف؟ از نمایشگاه کتاب تهران که بگذریم ، که خیلی ها به خاطر شلوغی و دوری مسافت بیخیالش می شوند، کل امید ما به همین هفته ی کتاب و تخفیف هاست که امسال مختصرتر از هرسال به روزهای پایانی اش نزدیک می شود!

من اگر بودم...
من جای هیچ کدام از آدم هایی که از آن ها نوشتم نیستم، ادعایی هم ندارم:) حرف هایم فقط درد و دل و پیشنهادهایی برای اهالی کتاب بود. ولی در این موردِ آخر اگر دستم باز بود، همه ی تخفیف های سالانه را جمع می کردم برای این هفته. هفته ای که فقط ِ فقط مال کتاب است و دست کتاب-یاران واقعی را می بوسد.

۶ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ آذر ۹۵ ، ۱۹:۰۵





نمی دانم این حالت را تجربه کرده اید یا نه؟ برخی کتاب ها من را به هیجان می آورد. این قدر که دوست دارم آن قسمت های هیجان انگیز را با کسی در میان بگذارم، حالا تصور کنید در یک کتابخانه هستید و دوست دارید یک نفر را گیر بیاورید و ماجرای کتاب را تعریف کنید؛ اما مجبور به سکوت هستید.

انگار یک انرژی نهفته می شود. حال تصور کنید که یک کتابخانه چقدر سرشار از این انرژی هاست. برای همین هم هست وقتی وارد یک کتابخانه بزرگ می شویم حس عجیبی پیدا می کنیم؛ چون انرژی یکسری کتابخوان آن جا ذخیره شده.

"مصطفی قاجار"


هیئت مجازی کتاب، 24 آبان، روز کتاب،کتابخوانی و کتابدار را به دوست داران کتاب و کتابخوانی تبریک می گوید.

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ آبان ۹۵ ، ۱۶:۲۹