هیئت مجازی کتاب

هیئت مجازی کتاب

پیام های کوتاه

آخرین نظرات

  • Cougar

    متن تصویر

  • Lions

    متن تصویر

  • Snowalker

    متن تصویر

  • Howling

    متن تصویر

  • Sunbathing

    متن تصویر

یک لرن مرجع تخخصی وبلاگ نویسان

آخرین مطالب

۳ مطلب با موضوع «هنر وادبیات :: رمان :: رمان خارجی» ثبت شده است

معرفی توسط وبلاگ...امان

 


این کتاب و دیگر کتاب های مجموعه ی دن کامیلو، قصه هایی است که در دهکده ای در ایتالیا، در دوران جنگ جهانی دوم در ایتالیا، در زمان حاکمیت موسولینی اتفاق می افتد.
تم اصلی کتاب تقابل نو و کهنه،کلیسا و ایدئولوژی چپ است. طنزی بسیار قوی دارد و من اولین بار بود که کتابی تا این حد طنزگونه میخواندم، که البته بخاطر ترجمه ی خوب آن نیز هست.
 نثر کتاب به حدی روان و ساده است که اول فکر میکنید برای گروه نوجوان نوشته شده است؛ اما اینطور نیست؛ نویسنده از این بیان برای تسهیل تفهیم تقابل ها استفاده کرده، ضمن اینکه تا حدی داستان ها نمادینه هستند و ارجاعات تاریخی و فلسفی دارند.
 با این حال بخاطر روان و ساده بودنش بهترین کتاب برای زمان های مرده محسوب می شود، چرا که فهم آن نیازبه تمرکز زیاد ندارد. من 90 درصد این کتاب را  در مترو خواندم و در آن شلوغی با تصویرهای دل انگیز و داستان های جذابش همراه شدم.
 (کتاب را یک بار علی نصیریان در تلویزیون معرفی کرد و من از این طریق با آن آشنا شدم.)

قسمت هایی از کتاب:

دن کامیلو زیر لب گفت : مرده شور همه ی بمب ها رو ببره !
پپونه با اوقات تلخی گفت : همه ش تقصیر خداوند متعاله که آمریکایی ها و روس ها رو آفرید .

 مردن برای یک آرمان و قول دادن برای پرداخت شصت هزار لیر دو چیز کاملا متفاوت اند . به خصوص وقتی که پول را باید همان وقت داد ، در حالی که کسی که حاضر است برای آرمانش بمیرد قرار نیست فی الفور برای آن بمیرد .

 " خوب ، پس این طور . این باری تعالی مخصوص عزیز دردونه هاست ، نه آدم های محتاج . اگه صد نفر در حال مرگ باشن و فقط هفت تاشون ایمان داشته باشن ، اگه خدا یک قوطی غذا رو برای اون هفت نفر بفرسته ، در این صورت عادل نیست . "

" نه ، رفیق بخشدار ، خدا غذا رو برای همه شون می فرسته ، ولی فقط هفت نفر در بازکن دارن ، در حالی که بقیه نمی دونن اون اصلاً چی هست . "
پپونه بار دیگر خودداری اش را از کف داده بود و یقه ی پیراهنش از عرق خیس شده بود .
" پدر ، بیا داستان گویی را کنار بذاریم و به واقعیت نگاه کنیم . در کشور ما ، از هر صد و هفت نفر فقط هفت نفر گوشت می خورن ، چون به باری تعالی ایمان دارن و دربازکن هم دارن تا بتونن به غذا دست پیدا کنن . در حالی که در روسیه ، که هیچ کس به باری تعالی ایمان نداره ، همه در بازکن دارن . "
دن کامیلو گفت : " ولی قوطی غذا ندارن . "
 

شناسنامه ی کتاب:
نویسنده: جیووانی گوارسگی
 مترجم: مرجان رضایی
انتشارات: مرکز
تعداد صفحات:
224 صفحه


۴ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ دی ۹۵ ، ۱۸:۰۰

 

معرفی کتاب توسط وبلاگ (سابق) ... این روزها

 

«عشق زیر روسری»، از دسته آن کتاب هایی ست که قبل از خواندن نباید هیچ قضاوتی در مورد آن داشت.

داستان دختری اروپایی که با هیجان و شگفتی بالایی از دوران 19 تا 25 سالگی خود و خواستگارانی که در این مدت با آن ها سر و کله زده است، می نویسد.

«شلینا» فقط یک راوی نیست. در کنار هر ماجرا از عقیده و باور و ایده آل هایش هم گفته است و مخاطبانش را در تجربه های دختران مسلمان اروپایی شریک کرده است.

اعتماد به نفس و امیدواری شلینا و همراهی صمیمانه خانواده اش با او،روایت های جالبی را کنار هم چیده است که وادارتان می کند تا پایان کتاب همراه شلینا باشید.

راوی کتاب، شخصیتی ست که روحیه جست و جو گری و جسارتش به او اجازه می دهد همه ی راه های انتخاب همسر، از قرار ملاقات های آشنایی تا وبگاه های همسریابی و حتی خواستگاری دختر از پسر را محک بزند و نهایتا عشق را از جایی که تصورش را نمی کرده پیدا کند!

تجربه های زندگی در کشوری غربی و رویدادهایی چون حادثه 11 سپتامبر،سفر معنوی حج و فعالیت های شغلی شلینا از جمله فراز و فرودهای کتاب عشق زیر روسری هستند.

با هم بخشی از این کتاب را ورق می زنیم:

چشمانم خیس شد و اشک ها روی گونه هایم غلتیدند. دست هایم را بلند کردم، هردوتا را. خدا بالا نبود،هیچ جای خاصی نبود. ولی دست های من ناخودآگاه به عرض حال و تضرع به طرف بالا بلند شد: «من واقعا می خواهم ازدواج کنم، شوهر داشته باشم، سامان بگیرم، خودت نگفتی ازدواج نصف دین را کامل می کند؟ خیلی وحشتناک است که مجبورم هفته به هفته این روال را با همه ی این آدم های عجیب و غریب ادامه بدهم. چرا زودتر کسی را نمی فرستی که عاشقم باشد و من را به تو نزدیک کند؟ من فقط می خواهم زندگی ام سامان بگیرد»؛ گله کردم!

زندگی ام گیر کرده بود؛ مدرسه:تیک. دانشگاه:تیک.شغل:تیک.سفر:تیک.شوهر: یک مربع خالی گنده. واقعا گیر کرده بودم. نمی توانستم جلو بروم. خدا داشت به من می آموخت تا در انتظار چیزی که نیاز دارم به حد کافی شکیبا باشم؟ یا خودم نمی گذاشتم خودم زندگی ام را بکنم؟ اگر باید زندگی را در آغوش می گرفتم، خودم را وقف بالیدن روحم می کردم، چیزهای تازه را تجربه می کردم و برای دنیای بهتری کار می کردم، آن وقت عشقم می رسید؟چه درسی را باید فرا می گرفتم؟...

 

کتاب 336 صفحه ای «عشق زیر روسری» به قلم «شلینا زهرا جان محمد» تالیف شده و ترجمه آن را«محسن بدره» بر عهده داشته است.

انتشارات «آرما»، در سال 93، این کتاب را در 1000 نسخه و با قیمت 13000 تومان روانه بازار کرده است.

 

 پ.ن:

1. تابستان امسال، فرصتی فراهم شد تا با محسن بدره مترجم این کتاب گفت و گویی داشته باشیم و انگیزه اصلی وی از ترجمه کتاب های «عشق زیر زیر روسری»، «بهم میاد؟» و « مسجد پروانه» را جویا شویم. این گفت و گو را از  همین وبلاگ دنبال کنید.

 

 

2. «زیر هر روسری چشمه ای از عشق می جوشد» عنوان نقدی ست که به تازگی بر این کتاب نوشته ام. اگر مقبول افتاد ،من را از نظرات و راهنمایی هایتان بی نصیب نگذارید.

http://matnbook.ir/article/311

 

۵ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۲۷ مهر ۹۳ ، ۱۹:۰۵

معرفی کتاب این هفته مهمان وبلاگ امان...

بادبادک باز، اولین رمان خالد حسینی، نویسنده ی افغانی مقیم آمریکاست که در سال 2003 به نگارش در آمده است.
برخی بر آنند که رخداد 11 سپتامبر 2001، در استقبال از این اثر داستانی تاثیر بسزایی داشته است. خالد حسینی در رمان بادبادک باز شرایط اجتماعی، فرهنگی و سیاسی افغانستان در دوران حاکمیت طالبان را بازنمایی می کند و وضعیت گروه های شیعه مذهب در آن کشور را به روشنی به تصویر می کشد.

این کتاب برای آشنایی با وضعیت اجتماعی افغانستانِ معاصر، به عنوان یکی از کشورهای اسلامی گزینه ی خوبی به نظر می رسد، ضمن آنکه نثری روان و داستانی بسیار گیرا و جذاب دارد. ترجمه ی خوب "پیمان اشراقی" بر این کتاب از نقاط مثبت آن به شمار می رود ( "مهدی غبرائی" نیز ترجمه ای بر بادبادک باز نگاشته است).
داستان از زبان مردی به نام "امیر" روایت می شود. امیر، پسر یکی از خانواده های افغانی متمول ساکن آمریکاست و بازگشت دوباره ی وی به افغانستان برای یافتن پسر بچه ای، بهانه ای برای بیان داستان زندگی اش می شود. نقطه ی عطف زندگی امیر، دوستی با "حسن" -یک شیعه ی هزاره ای- و عذاب وجدان عمیقی است که در اثر خیانت نسبت به
حسن احساس می کند.
بخشی از کتاب : 
بابا گفت :" هرچی ملا یادت داده ول کن، در دنیا فقط یک گناه وجود دارد والسلام آن هم دزدی ست . هر گناه دیگری هم نوعی از دزدی است . می فهمی چی می گویم ؟"
" نه "
بابا گفت :"گر مردی را بکشی ، یک زندگی را می دزدی . حق زنش را از داشتن شوهر می دزدی ، حق بچه هایش را از داشتن پدر می دزدی . وقتی دروغ می گویی ، حق کسی را از دانستن حقیقت می دزدی . وقتی تقلب می کنی ، حق را از انصاف می دزدی.می فهمی ؟" 
 
۲۵ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰ ۳۱ فروردين ۹۳ ، ۰۰:۰۱