هیئت مجازی کتاب

هیئت مجازی کتاب

پیام های کوتاه

آخرین نظرات

  • Cougar

    متن تصویر

  • Lions

    متن تصویر

  • Snowalker

    متن تصویر

  • Howling

    متن تصویر

  • Sunbathing

    متن تصویر

یک لرن مرجع تخخصی وبلاگ نویسان

آخرین مطالب

۹ مطلب در خرداد ۱۳۹۳ ثبت شده است

معرفی کتاب وبلاگ...تا اینجا خواندم

"...خدایا چه دنیایی خلق کرده ای ؟چه آسمان های بلند،چه گل های رنگا رنگ ،چه دریا ها، چه کوه ها ،صحراها،جنگل ها ، چه دل های شکسته ای ،چه رو ح های پژمرده ای ، چه دردهای کشنده ای ،چه عشق ها، چه فداکاری ها،چه اشک ها و چه حرمان ها...

عجیب آن که ، بزرگی و عظمت انسان را در درد و غم و حرمان قرار دادی ،جهان را بدون درد و ناله و حرمان نمی خواهی.

ماهم عشاق وجود توییم که دل سوخته ودست پا شکسته به سویت می آییم.تو ما را در آتش غم سوزاندی و خمیره ی خاکی ما را با کیمیای عشق، به روحی فوق زمین وآسمان ها مبدل کردی که جز تو نمی خواهد و جز تو نمی پرستد."

صفحه64

....

...

شاید کمتر کسی باشد که این کتاب را نخوانده باشد.این کتاب 189 صفحه ای که دست نوشته ها ی شهید مصطفی چمران را در دل خود دارد و به کوشش برادرش مهدی چمران جمع آوری شده است،به راستی مونس خوبی برای اوقات تنهایی باخداست و جنبه دیگر روح عرفانی شهید چمران را نشان می دهد.

خواندنش را از دست ندهیم...

.

۱۷ نظر موافقین ۱۳ مخالفین ۰ ۲۸ خرداد ۹۳ ، ۲۰:۲۱

معرفی کتاب وبلاگ...خداباران

بسم الله ...

* تحصیل عشق و رندی آسان نمود اول

کاخر بسوخت جانم در کسب آن فضایل*

اولین بار که می خوانی اش, می خواهی بنویسی درباره اش, قلم که به دست می گیری تازه می فهمی که هیچ نفهمیدی. گنگ, فقط قلم در دست داری. کتاب را ورق می زنی, سطر سطرش را می نگری. ...

انگار همه چیز تازه است.

از اول شروع به خواندن می کنی .

آری , هیچ نفهمیده بودی از " صراط ".

حالا داری درک می کنی , صراط , دویدن نیست, ایستادن هم نیست . جرعه جرعه عشق را سرکشیدن و حل شدن و به عبودیت رسیدن است.

کتاب " صراط " راه هایی برای کاوش خدا در اتفاقات زندگی و رسیدن به سرچشمه اصلی و عبد شدن را پیش رو می گذارد .برای فهماندن و درک بهتر موضوع به شیوه هنرمندانه و به جایی از آیات و مفاهیم قرآنی استفاده شده و تمام استدلالات بر پایه آیات قرآن است.

" صراط " می گوید :

۱۵ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۲۵ خرداد ۹۳ ، ۰۰:۰۱

معرفی کتاب وبلاگ....روح و ریحان

سلام...

"کمی دیرتر"حکایت حال خیلی ازماهاست ...

که به ظاهر هم نوا با جمعیتی که آقا رو صدا می زنن،می گیم: آقا بیا! آقا بیا!

اما تودلمون به یادگرفتاری هامون هستیم و از ته دل آمدن آقا رو نمی خوایم.

تو یکی از همین مجالس نیمه شعبان جوان داستان ما که تو همین جمع نشسته بود بر خلاف بقیه که می گفتن آقا بیا! آقا بیا! فریاد آقا نیا! آقا نیا! سر داد و توجه همه را به سمت خود جلب کرد...

دربرابرشماتت ها و نگاه های غضب آلود حاضرین جمع فقط سکوت کرد.

سکوت...دریغ ازیک کلمه...

بقیه داستان درعالم رویا اتفاق می افتد...جایی که مرز زمان شکسته می شودوحقیقت وجود آدمی نمایان می گردد...

آنجاکه فقط روح است وهر آنچه که می شود ویا هر کاری که انجام می دهیم به واسطه ی باورهایمان است...

عالمی که خودحقیقیمان را به خودمان می نمایاند...

خوندن این داستان رو به همه ی اونایی که هنوز ازته دلشون آمدن آقا رو نمیخوان توصیه می کنم...

شاید بهمون کمک کنه بیشتر باخودمون صادق باشیم و به این فکر کنیم که واقعا داریم چه کار می کنیم؟ وکجای این جهان ایستاده ایم وقتی محوریت هیچ کارمون امام زمانمون نیست...

متنی از کتاب:

۱۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۱ خرداد ۹۳ ، ۱۷:۲۵
نامه امام خمینی سلام الله علیه به گورباچف و شرح نامه.
 شرح از: حضرت آیة الله جوادی آملی.
(نامه مهم و تاریخی حضرت امام خمینی سلام الله علیه به گورباچف در شرایطی خطاب به رهبری اتحاد جماهیر شوروی نگاشته شدکه تحلیل گران سیاسی جهان در تردید کامل،تنها نظاره گر تجدید نظر طلبی و آغاز تحولات دنیای کمونیسم بوده و قادر به اتخاذ موضعی روشن نسبت به رخدادهای در حال انجام در بلوک شرق نبودند.
امام خمینی با بینشی برخاسته از مکتب وحی و فراتر از وقایع روزمره و اتفاقات سیاسی به ترسیم این رویداد مهم پرداخت...)
آنچه خواندید بخشی از مقدمه مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی بر کتاب (آوای توحید) می باشد.حضرت آیة الله جوادی آملی که خود از شاگردان مبرز حضرت امام و نماینده ایشان و سرپرست هیأت اعزامی به شوروی بودند؛این نامه تاریخی را شرح کرده اند.
نامه کوتاه اما ژرف و لبریز از معارف توحیدی امام به گورباچف رئیس جمهور وقت اتحاد جماهیر شوروی؛در واقع منادی توحید و دعوت به آموزه های وحیانی است. شرح حکیمانه آیة الله جوادی آملی تبیین کننده دیدگاه های امام راحل در این نامه می باشد.
(آوای توحید) را مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(س) در سال 1369 چاپ و منتشر کرد و تاکنون بارها تجدید چاپ شده است.
مطالعه این کتاب در این روزها که تداعی کننده یاد همیشه جاوید آن امام بزرگوار است؛برای اهالی کتاب حلاوتی ویژه دارد.
۱۲ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰ ۱۴ خرداد ۹۳ ، ۰۰:۰۱

معرفی کتاب وبلاگ.... ذره

* سید جعفر شهیدی*

نامش را که می شنویم بی اختیار او را با نثر تحیقی و علمی وادبی می شناسیم.همان کسی که رهبر معظم انقلاب او را به عنوان  علّامه‌ی بزرگوار خطاب کرد...

مردی که بیش از پنجاه سال مدیرموسسه لغت نامه دهخدا بودو تا آخرین روزهای زندگی اش در اجرای وصیت نامه مرحوم معین در خصوص پذیرش مدیریت موسسه عمل کرد و بسیاری از کارهای ناتمام را بدون خستگی به پایان رساند.

هر وقت می خواهیم کتابی درباره امام حسین علیه السلام به دیگران معرفی کنیم مسلما نمی توان کتاب" قیام امام حسین علیه السلام" را نادیده گرفت.

بدیهی است کمتر کتابی پیدا می شود که توانسته باشد تاریخ نگاری و تحقیق علمی بی طرفانه و جامع را با نثر  داستانی ،یک جا در خود جمع کرده باشد.

 کتابی که هرسال برتعداد چاپ هایش اضافه شده وچاپ چهل و هشتم آن با ویرایش جدید تا پایان سال از سوی  دفتر نشر فرهنگ اسلامی روانه بازار کتاب خواهد شد.

نثر داستانی و روان کتاب درپی پاسخ وریشه یابی علت های به وجودآمدن واقعه عاشوراست و این سوال اساسی که چرا این واقعه اتفاق افتاد؟

کتاب به خوبی توانسته است به بررسی،ریشه یابی و تحلیل وقایع قبل ازواقعه عاشورایعنی از زمان پیامبر گرامی وتا بعد از واقعه عاشورا  و ماجرای شام بپردازد.

نثر مرحوم دکتر شهیدی ره در این کتاب به راحتی می تواند الگویی باشد برای روایت تاریخی در قالب نثر داستانی بدون آنکه به مطلب آسیبی برسد چیزی که این روزها کمتر دیده می شود...

 عبارتی از کتاب:

"...مسلم گفت به خدا سوگند گریه من برای خودم نیست.برای آنها میگریم که با خواندن نامهء من به وعدهء یاری این مردم دلگرم شده اند و هم اکنون در راه عراق هستند. سپس به محمد اشعث گفت بنده ءخدا تو از عهده امانی که به من دادی بر نخوهی آمد ولی از تو می خواهم نامه ای به حسین بنویسی و او را از آنچه بر سر من آمده است آگاه سازی!به او بنویس فریب مردم عراق را مخور! اینها همان مردمند که پدرت را چنا آزردند که از دست آنان آرزوی مرگ می کرد..."

صفحه137

.....

 پ.ن:

1.سیدجعفر شهیدی به سال ۱۲۹۷ هجری خورشیدی در یکی از محلات قدیمی شهر بروجرد به دنیا آمد. دروس ابتدایی و اندکی از متوسطه را در همین شهر خواند و بعد راهی تهران شد. در سال ۱۳۲۰ برای تحصیل علوم دینی و فقه و اصول راهی نجف شد و تحصیلات حوزوی اش را تا حد رسیدن به درجه اجتهاد ادامه داد. پس از آن چند سالی را از محضر آیت‌الله بروجردی و بسیاری از مراجع و بزرگان دینی استفاده کرد، اما بعد از هشت سال، بیماری او را به ایران بازگرداند. در دبیرستان ابومسلم مشغول به تدریس شد و با توجه به اهمیت مدرک تحصیلی در میزان حقوق بدون شرکت در کلاس‌ها، لیسانس الهیات را با بهترین نمره‌ها گرفت.

۱۰ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰ ۱۱ خرداد ۹۳ ، ۰۰:۰۱


هرچه ما پیش برویم، احتیاج ما به کتاب بیشتر خواهد شد. این که کسی تصور کند با پدید آمدن وسائل ارتباط جمعىِ جدید و نوظهور، کتاب منزوی خواهد شد، خطاست. کتاب روزبه‌روز در جامعه‌ی بشری اهمیت بیشتری پیدا میکند. ابزارهای نوظهور مهمترین هنرشان این است که مضمون کتابها و محتوای کتابها و خود کتابها را راحت و آسان منتقل کنند. جای کتاب را هیچ چیزی نمیگیرد ...
... اهتمام به کتاب در واقع قوامش به اهتمام به کتابخوانی است. در جامعه باید سنت کتابخوانی رواج پیدا کند. فایده‌ی سوادآموزی این است. اثر حرکت و نهضتی که در کشورها برای ریشه‌کن کردن بیسوادی انجام می گیرد، عبارت است از همین، که بتوانند از این مجموعه‌ی عرضه‌کننده‌ی فکر و ذوق و استعدادِ دیگران استفاده کنند؛ این بدون کتابخوانی امکان‌پذیر نیست. به گمان من یکی از بدترین و پرخسارت‌ترین تنبلی ها، تنبلی در خواندن کتاب است. هرچه هم انسان به این تنبلی میدان بدهد، بیشتر می شود. 
... و من عرض کنم؛ ما در کشورمان، در جامعه‌ی خودمان، از واقعیتی که در این زمینه وجود دارد، راضی نیستیم. بله، درست است؛ امروز حجم کتابهائی که تولید میشود، با گذشته خیلی تفاوت کرده است؛ گاهی چند برابر کتاب منتشر می شود، یا تیراژ کتابها بالا م یرود؛ لیکن این کافی نیست؛ اینها برای کشور ما خیلی کم است. باید جوری بشود که در سبد کالای مصرفی خانواده‌ها، کتاب یک سهم قابل قبولی پیدا کند و کتاب را بخرند برای خواندن، نه برای تزئین اتاق کتابخانه و نشان دادن به این و آن.
به هر حال من، هم تشکر می کنم از مجموعه‌ی مسئولان امر کتاب، و هم خواهش می کنم که به مسئله‌ی کتاب به شکل جدیتری نگاه شود. کاری کنیم که کتابخوانی یک امر رائج بشود و کتاب از دست جوان ما نیفتد.۱۳۹۰/۰۴/۲۹

*دریافت

۱۴ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰ ۰۵ خرداد ۹۳ ، ۰۰:۰۱

معرفی کتاب وبلاگ...تا اینجا خواندم

 سومین چاپ از کتاب* آخرین شب در خرمشهر*گذشته که به دستم می رسد.خواندن روایت آزاد سازی خرمشهر از زبان سرهنگی عراقی  به نام کامل جابر که به طور مستقیم در آخرین شب جنگ خرمشهر حضور داشته بهانه ای شده است تا کتاب را بخوانم .

تا آنجا که یادم می آید همیشه دوست داشتم به جنگ از زاویه نیروهای عراقی هم نگاهی کنم و این کتاب به اندازه ی خودش این کار را برایم کرد.

بخش هایی از کتاب...

*درآن روز ...هرخانه یا کارخانه ای که سالم مانده بود ویران شد،زیرا از سوی فرماندهی دستور ویرانی این اماکن برای پاک سازی منطقه صادر شده تا سربازان ما بتوانند آزادانه بجنگند...این کار به سرعت انجام شد.منظره ای دردناک بود و حکایت از کینه ای دیرینه داشت.تمام بلدوزرهای سپاه سوم در عملیات ویرانی شرکت داشتند....

*سرهنگ زیدان تعریف می کرد در طی اقامت خود در خرمشهر ،اشیاء زیادی را از شهر دزدیدیم و به عراق انتقال دادیم.عتیقه جات نفیس،ماشین ،لباس،آجر و لوازم خانگی...و همچنین مواد ساختمانی شهر را به سرقت بردیم.خرمشهر وقتی ما با آن هجوم آوردیم بسیار زیبا بود؛اما پس از چند روز شهر را ویران کردیم تا از آجر ساختمان ها برای سنگر سازی استفاده کنیم.

*...صدام گفت:من از مقاومت شما در خرمشهر راضی نیستم،این نشان ها برای سرپوش گذاشتن به تلفات ما در مقابل افکار عمومی است،کاش کشته می شدید و عقب نشینی نمی کردید.....او به حدی نارحت و عصبی بود که لیوان آبی که در دستش بود،بر روی میز کوبید و ذرات خرد شده لیوان به سمت ما پاشید...بعد فریاد زد:"ای وای خرمشهر از دست رفت !دیگر چطور می توانیم آن را پس بگیریم؟"....

 

 امیدورام در چاپ های بعدی کتاب احساس نشود که درترجمه آن عجله ای صورت گرفته است وخواننده هم بتواند به راحتیتشخیص دهد که فرقی بین نیروهای اسلامی و نیروهای ایرانی نیست .چرا که بعضی اوقات این کلمات به جای یکدیگر به کار رفته اندو ترتیب زمانی و تاریخی کتاب هم رعایت شود.

درپایان باید اعتراف کنم همین مورادنقص برای من لذتی دیگر داشت چون بیشتر اضطراب و ترس روای خاطرات را احساس می کردم.

کتاب 72 صفحه بیشترنداردکه صفحات آخرش به اسناد اختصاص داده شده وتوسط فاتن سبزپوش ترجمه و سوره مهرآن رامنتشر کرده است.



۶ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۰۳ خرداد ۹۳ ، ۰۰:۰۱