هیئت مجازی کتاب

هیئت مجازی کتاب

پیام های کوتاه

آخرین نظرات

  • Cougar

    متن تصویر

  • Lions

    متن تصویر

  • Snowalker

    متن تصویر

  • Howling

    متن تصویر

  • Sunbathing

    متن تصویر

یک لرن مرجع تخخصی وبلاگ نویسان

آخرین مطالب

۸ مطلب در آذر ۱۳۹۳ ثبت شده است

معرفی کتاب توسط وبلاگ...سداد

معرفی کتاب:

مترجم درمقدمه ی کوتاه خود دراین کتاب، اشاره کرده است که پیش ازترجمه ی این اثر "در فکر نوشته ای در تحلیل موضوع صلح امام حسن بودم و حتی پاره ای یادداشت های لازم را نیز گرد آورده بودم؛ ولی

۳ نظر موافقین ۸ مخالفین ۰ ۳۰ آذر ۹۳ ، ۰۰:۰۱
کتاب «من زنده‌ام» با نثر روان و تصویرسازی مناسب روایتگر رنج و صبر و امیدواری است. خانم «معصومه آباد» با خاطراتش ما را به سلول‌های سرد و تنگ و تاریک اسارت می برد و یادمان می آورد چقدر زندگی، امید، آزادی و استقامت، دوست داشتنی و ارجمندند و انسان چه خلاق است که می‌تواند به اسارت معانی متفاوت بدهد.

::من زنده ام روایتگر رنج و صبر و امیدواری
سی و چند روز بیشتر از حمله‌ی رژیم بعث به ایران نگذشته بود که چهار نفر از دختران امام خمینی دست نامحرمان اسیر شدند! «بنات‌الخمینی» عنوانی بود که سربازان صدام به چهار بانوی امدادگر ایرانی داده بودند. بعثی‌ها اول که ماشین‌شان را محاصره می‌کنند، از خوشحالی پایکوبی می‌کنند و پشت بی‌سیم به فرماندهان‌شان اعلام می‌کنند که دختران خمینی را گرفتیم! بعدتر برخی دیگر از افسران بازجو به این بانوان غیرنظامی می‌گویند از نظر ما شما  ژنرال‌های ایرانی هستید!

خانم آباد در کتابش نوشته است: «نمی‌خواستم جلوی دشمن ضعف نشان دهم. عنوان «بنت الخمینی» و «ژنرال» به من جسارت و جرأت بیشتری می‌داد. اما از سرنوشت مبهمی که پیش رویم بود می‌ترسیدم. نمی‌توانستم فکر کنم چه اتفاقی ممکن است بیفتد. دلم روضه‌ی امام حسین می‌خواست. دوست داشتم یکی بنشیند و برایم روضه‌ی عصر عاشورا بخواند. خودم را سپردم به حضرت زینب... ب.

وقتی ما را داخل گودال انداختند، برادرها جا باز کردند. روی دست و پای همدیگر نشستند تا ما دو تا راحت بنشینیم و معذب نباشیم. سربازهای عراقی که این صحنه را دیدند، به آن‌ها تشر زدند که چرا جا باز می‌کنید و روی دست و پای هم نشسته‌اید؟ و با اسلحه‌هایشان برادرها را از هم دور می‌کردند. نگاه‌های چندش‌آور و کش‌دارشان از روی ما برداشته نمی‌شد. یکباره یکی از برادرها که لباس شخصی و هیکل بلند و درشتی داشت با سر تراشیده و سبیل‌های پرپشت و با لهجه‌ی غلیظ آبادانی، جواد [مترجم ایرانی عراقی‌ها] را صدا کرد و گفت: هرچی گفتم راست و حسینی براشون ترجمه کن تا شیرفهم بشن!

۲۳ نظر موافقین ۱۲ مخالفین ۰ ۲۱ آذر ۹۳ ، ۰۰:۰۱

 معرفی کتاب مهمان وبلاگ یک سبد سیب...

پنجره‌های تشنه، عنوان تازه‌ترین اثر منتشر شده توسط مهدی قزلی است 

که شرحی است بر آنچه در جریان سفر 18 روزه انتقال ضریح مطهر حرم امام حسین (ع) از قم به کربلا گذشته است.

این کتاب، روزنوشت‌های مهدی قزلی از چگونگی همراه شدن با این کاروان و آنچه در طول این 18 روز دیده است را شامل می‌شود که در نوع خود تجربه‌ای بکر و تکرار ناپذیر به نظر می‌رسد.

روایت قزلی در این کتاب که چندی پیش و در مراسم مفصلی در حوزه هنری رونمایی شد، روایتی است جزیی‌نگر و بسیار ساده که نمایانگر وسواس نویسنده در مورد ثبت جزیی‌ترین رفتارهای و رویدادهایی است که در طول این سفر رخ داده است.

قزلی در این کتاب سعی کرده است به رسم مالوف سفرنامه‌نویسی در ادبیات کهن ایران، در کنار شرح سفرش و ماوقع پیرامونی آن گاه با توصیفات کوتاه و کنایه‌ها و زخم زبان‌هایی نیز زبان باز کند که از نگاه مدیران و مسئولان شهری و کشوری تا پیش از آن دور مانده و یا مورد بی‌اعتنایی قرار گرفته است. نویسنده این کتاب با وجود تلاش فراوانی که برای خلق نثر و ادبیاتی شبیه نثر و ادبیات آل‌احمد در تک‌نگاری‌هایش داشته است در این اثر بیش از هر چیز به نثر و ادبیات منحصر به خود نزدیک شده است که می‌شود به سادگی رد پای خو او را در آن دید. به عبارت دیگر پنجره‌های تشنه بیش از هر چیز نمایش‌دهنده سبک یادداشت‌نویسی قزلی است که به دلیل محتوای معنوی خود برای عموم مخاطبان می‌تواند بسیار قابل اعتنا و توجه باشد.

۴ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰ ۲۰ آذر ۹۳ ، ۰۰:۰۱

در آستانه‌ی اربعین حسینی و همزمان با حضور میلیونی عاشقان ثارالله در راهپیمایی عظیم اربعین، در جوار بارگاه ملکوتی حضرت سیدالشهداء علیه السلام از تقریظ حضرت آیت‌الله خامنه‌ای بر کتاب «پنجره‌های تشنه» رونمایی شد.

متن این تقریظ به شرح زیر است:
 بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم‌
این حسین کیست که عالم همه دیوانه‌ى اوست‌
این چه شمعی است که جانها همه پروانه‌ى اوست‌
اى شعله‌ى فروزان، اى فروغ تابان، اى گرمابخش دلهاى خلایق! تو کیستى با این شکوه و جلال، با این شیرینى و دلنشینى، با این هیبت و اقتدار، با این‌همه لشکر دل‌به‌همراه، با غلغله‌ى فرشتگان که در کنار موکب تو با آدمیان رقابت میکنند؟ تو کیستى اى نور خدا، اى نداى حقیقت، اى فرقان، و اى سفینةالنجاة؟ چه کرده‌ئى در راه خدایت که پاداش آن خدائى‌شدنِ هر آن چیزى است که به تو نسبت میرساند؟ بنفسى انت، بروحى انت، بِمُهجَةِ قلبى انت، و سلام الله علیکَ یومَ وُلِدتَ و یوم اُستُشهِدتَ مظلوماً و یوم تُبعَثُ فاخِراً و مَفخَراً. ۹۳/۲/۲۹
بسیار خوب و با ذوق و سلیقه نوشته شده است؛ و با نگاه هنرمندانه و کنجکاو و نکته‌یاب. خواندم تا ۹۳/۲/۲۸.

دریافت

۵ نظر موافقین ۸ مخالفین ۰ ۱۸ آذر ۹۳ ، ۲۳:۳۲

معرفی توسط وبلاگ...زلال حکمت

.

.

.



این کتاب ارزشمند تحقیقی - پژوهشی با قلمی روان و به پشتوانه منابع معتبر تاریخی به بررسی زندگی ؛ سیره ،اخلاق و منش تمام شهدای مکتب عاشورا می پردازد. برخی از شهدای بزرگوار کربلا به واسطه معرفی سخنرانان و مداحان اهل بیت علیهم السلام شناخته شده اند اما بسیاری از این بزرگواران شخصیت و قدرشان را هاله ای از ابهام فرا گرفته است؛شخصیت هایی که معرفت به آنها می تواند زمینه را برای انس بیشتر با مکتب عاشورا و حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام فراهم سازد.
این کتاب پرده از تصویرهایی زیبا و ناشناخته از مکتب عاشورا بر می دارد.

پ.ن:

پژوهشی پیرامون شهدای کربلا

نویسندگان:

گروه محققان و نویسندگان پژوهشکده

تحقیقات اسلامی نمایندگی ولی فقیه در سپاه
ناشر: نشر یاقوت قم 
سال نشر: 1381



۵ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰ ۱۶ آذر ۹۳ ، ۰۰:۰۱

معرفی توسط وبلاگ....طلوع سرخ

.

.

کوتاه و پر از درد می گویم. حتما درد و دل امام رضا(ع) با پسر شبیب را شنیده اید. به راستی آنچه در کربلا رخ داد مردم جاهلی قبل از اسلام هم نکردند، این، نه تنها تعجب من و شمای محب اهل بیت را پس از هزار و اندی سال بر می انگیزاند ، بلکه هرکس دیگری که بویی از انسانیت برده باشد را متعجب خواهد کرد. گذشته از سوز و گداز هایمان ، یک بار هم سعی کنیم کاملا منطقی و بدون هیچ تعصبی به ماجرای کربلای شصت و یک هجری فکر کنیم. وقتی سفیر روم در دربار شام، طی اتفاقات بعد از ماجرای کربلا ناپدید می شود، خدمتگزار او (شماس) برای پیگیری این قضیه به شام می آید. و طی گزارشاتی که به دولت روم می دهد ما را به سوالاتی متوجه می کند که واقعا چرا بعد از پنجاه سال از در گذشت شخصی که روزی آب وضویش را برای تبرک ، بر سر و صورت خود می ریختند ، بر سر سر و صورت نوه ی او خاک و خاکستر می ریزند ؟

زیاد نمی خواهم درباره ی قالب کتاب و تعلیق فوق العاده این رمان حرف بزنم ، بیشتر غرضم خواندن آن با این دید بود. یک بار هم که شده عاشورا را از دید یک غیر مسلمان باید دید. شاید با خواندن این کتاب از این پس برای عالیجناب جالوت هم از سوز دل بگریید. نوه ی رسول خدا که جای خود. دیگر باید کمی از خودخواهی خود فاصله بگیریم و حسین عزیزمان را بیش از پیش جهانی کنیم. مسیحی وقتی یک شیعه را می بیندکه در روضه ی جالوت می گرید چرا شیفته ی حسین(ع) نشود؟

به قول آقای قیصری هرکس نوکر ارباب من است ؛ من هم نوکر او ...

تصویر صفحه ای از کتاب را بچشید (+)


پ.ن:

۱۶ نظر موافقین ۱۲ مخالفین ۰ ۰۹ آذر ۹۳ ، ۰۰:۰۱

معرفی توسط وبلاگ... زلال حکمت

.
.
.
.
.
گودال قتلگاه پر از بوی سیب بود
تنهاتر از مسیح کسی بر صلیب بود
سرها رسید از پی هم مثل سیب سرخ
اول سری که رفت به کوفه،حبیب بود
مولا نوشته بود : بیا ای حبیب ما
تنها همین ؛چقدر پیامش غریب بود
مولا نوشته بود: بیا دیر می شود
آخر حبیبب را ز شهادت نصیب بود
مکتوب می رسید فراوان ولی دریغ
خطش تمام کوفی و مهرش فریب بود
.
.

....
(با کاروان نیزه) از زیباترین سروده های عاشورایی شاعر توانای آیینی،علی رضا قزوه است. سخنرانی استاد علی معلم دامغانی که تحت عنوان (شعر آیینی روزگار ما) به جای مقدمه کتاب؛ و نیز یادداشت کوتاه شاعر معاصر عبدالجبار کاکایی که در انتهای کتاب آمده است، به معرفی این منظومه زیبای عاشورایی می پردازند.
...
این خطی از حکایت مستان کربلاست
ساقی فتاد،باده نگون شد،شکست جام
تسبیح گریه بود و مصیبت دو چشم ما
یک الامان زکوفه و صد الامان ز شام
اشکم تمام گشت و نشد گریه ام خموش
مجلس تمام گشت و نشد روضه ام تمام
با کاروان نیزه به دنبال می روم
در منزل نخست تو از حال می روم
پ.ن:
سروده : علی رضا قزوه
خوشنویس: انوشیروان فروغی
ناشر: سوره مهر (وابسته به حوزه هنری)

۵ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۰۲ آذر ۹۳ ، ۰۰:۰۱