هیئت مجازی کتاب

هیئت مجازی کتاب

پیام های کوتاه

آخرین نظرات

  • Cougar

    متن تصویر

  • Lions

    متن تصویر

  • Snowalker

    متن تصویر

  • Howling

    متن تصویر

  • Sunbathing

    متن تصویر

یک لرن مرجع تخخصی وبلاگ نویسان

آخرین مطالب

۱۰۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «کتابخانه» ثبت شده است

معرفی توسط وبلاگ...الّراجین



 کتاب، 18 ساله نام دارد و هجده روایت از زندگانی فاطمه الزهرا (سلام الله علیها) و فضایل آن حضرت را در برگرفته است.

دلیل تاکید "حمید سبحانی صدر" نویسنده ی این کتاب بر عدد 18 ، پرداختن تحقیقی وی بر جریانات آخرین سال حیات دختر پیامبر (سلام الله علیها) می باشد.

سبحانی صدر، در هر فصل، بعد از بیان یک روایت از زندگی حضرت، مستندات پژوهشی، نقدها، تکذیب،  تحریف ها، و صحت هر جریان را پیش چشم مخاطب آورده است.

در مقدمه ی کتاب آمده است: "از آن جا که مهم ترین حادثه ی پس از رحلت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) جریان غضب خلافت، و به تبع آن هجوم به بیت نبوّت (صلی الله علیه و آله) و شهادت بانوی عالمین حضرت فاطمه ی زهرا (سلام الله علیها) است ، و همین بخش از تاریخ اسلام ، به شدت مورد تهاجم و تحریف قرار گرفته است، در این مختصر به بررسی حقایق تاریخی مربوط به آن می پردازیم."

نویسنده، با بیان این مقدمه 208 صفحه را در کنار هم چیده و با عناوینی چون: کینه های پنهانی، اشک های فاطمه (سلام الله علیها)، شعله های آتش بر بیت فاطمه (سلام الله علیها)، مدینه می گرید و ... کتاب را تدوین نموده است.

از جمله منابع استفاده شده در این اثر می توان به الارشاد،الاحتجاج، اعیان الشیعه، بحارالانوار، تاریخ طبری، تاریخ یعقوبی، تفسیر قمی، جامع الاخبار، سقیفه، تفسیرالمیزان،صحیح مسلم، کتاب سلیم بن قیس، وسایل الشیعه و ...اشاره کرد.


قسمتی از کتاب:

روایت شانزدهم: به قصد نماز جماعت به همراه رسول خدا (صلی الله علیه و آله) از بیت نبوّت (صلی الله علیه و آله) خارج شدم. هنگامی که روبروی درب خانه علی (علیه السلام) رسیدم، صدایی محزون از خانه ی او شنیدم، که کلامش حرکت را از پاهای من گرفت. می گفت: "سردردم شدّت یافته و شکمم خالی است؛ کف دستانم از آرد کردن جو زخم شده است." این سخن به شدّت مرا به طرف خود کشید. به درِ خانه نزدیک شده و به آرامی آن را کوبیدم. فضّه، کنیز فاطمه (سلام الله علیها) پاسخم را داد و گفت: کیستی؟ گفتم: سلمان؛ گفت: ای اباعبدالله برگرد؛ دختر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نزدیک درب نشسته و لباس کمی بر اندام اوست.

عبایم را از در به داخل انداختم و فاطمه (سلام الله علیها) خود را پوشاند؛ سپس به فضّه فرمود: "به سلمان بگو داخل شود؛ زیرا سلمان از ما اهل بیت است." داخل شدم؛ فاطمه (سلام الله علیها) نشسته بود و پیش رویش آسیابی بود که با آن گندم و جو آرد می کرد. آه خدا! چه می بینم! از دسته ی آسیاب خون سرازیر شده و به سنگ رسیده است. در گوشه ای از خانه نیز حسن بن علی (علیه السلام) از شدت گرسنگی گریه می کند.

عرض کردم: "خدا مرا فدای شما گرداند! ای دختر رسول خدا! کف دستانت از آرد کردن مجروح شده، در حالی که فضّه بدون فعالیّت ایستاده است!"

حضرت (سلام الله علیها) فرمود: "ای اباعبدالله ! پدرم به من سفارش کرده است که کار خانه یک روز برای من و یک روز برای او باشد. دیروز روز کار او بود و امروز روز کار من."


شناسنامه ی کتاب:

مولف: حمید سبحانی صدر

ناشر: موسسه ی ایمان ماندگار

سال چاپ: 1393

تعداد صفحات: 208 صفحه

قیمت: 7500 تومان


۴ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ بهمن ۹۵ ، ۰۵:۰۰

معرفی توسط وبلاگ...این روزها



آنا هنوز هم می خندد (مجموعه داستان کوتاه کوتاه)

  


   کتاب "آنا هنوز هم می خندد" را لا به لای روزهای شلوغی دست گرفتم.

دنبال کتابی بودم که خیلی فلسفی و عمیق نباشد و بتوانم با تمرکز نسبتا کم، همراهش شوم!

"اکبر صحرایی" نویسنده ی این داستانِ کوتاهِ کوتاهِ، چهل داستانک را در کنار هم قرار داده و این اثر را خلق کرده است. شاید یکی از زیبایی های کتاب این بود که داستان ها هم مستقل از یکدیگر ، دارای شروع و پایان بوده و هم در کنار یکدیگر یک مجموعه ی بلند را شکل داده بودند.

تِم داستان حول محور زندگی شخصی به نام "دار علی" شکل گرفته. داستان ها، در بعضی قسمت ها دارای لحن طنز و در بعضی مواقع لحنی کامل جدی و منقلب کننده دارند.

کتاب، ادبیات روان و سلیسی دارد و حجم 127 صفحه ای و جذابیت داستان ها به شما کمک می کند تا یک نفس آن را به پایان برسانید.

شاید منتشر شدن این اثر توسط انتشارات "سوره ی مهر" ،خودش نشانه ی گیرایی برای دعوت شما به خوانش این اثر باشد.


بخشی از این کتاب:

- خدا بیامرزه دار علی رو!

موسی خندید و گفت:

- هفت تا جون داره! اوناهاش داره پاچرخی می زنه.

جلو رفتند و بالای سنگر ایستادند. پاهای دارعلی سر و ته ، از بین الوار و گونی شن ها بیرون زده بود و پاچرخی می زد. انگار داشت خفه می شد. موسی که خندید، یدالله گفت:

- داری می خندی؟! کمک کن داره خفه می شه!

هرکدام یک پای دارعلی را از مچ گرفتند و شروع کردند به زور زدن.

یک دفعه تن دار علی انگار تنه درختی از ریشه درآمد. دارعلی نفس نفس زد. خاک و گل را از سر و صورتش تکاند. سر و صورتش که دوباره سرخ و سفید شد، موسی هر و هر خندید و گفت:

- شدی مثل مرده های از گور فرار کرده!

دار علی نفسش که چاق شد، پیراهنش را زد بالا. نگاهی به زخم و خراش های کمر و شکمش انداخت. بعد زل زد به موسی. سر تکان داد و گفت:

- بخند...بخند...نوبت منم می رسه! خدا ریشت رو بکنه که ریشه منو کَندی.


شناسنامه ی کتاب:

نویسنده: اکبر صحرایی

ناشر: انتشارات سوره مهر

سال نشر: 1387

قطع: رقعی

تعداد صفحات: 127 صفحه

قیمت چاپ چهارم: 2300 تومان

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ بهمن ۹۵ ، ۱۸:۰۰

معرفی توسط وبلاگ...درخت بلوط



"خنده از هر چیز دیگری واگیر دار تر است. غم و اندوه هم می تواند واگیر داشته باشد. اما ترس چیز دیگری است. ترس نمی تواند به راحتی شادی و غم سرایت کند و این بسیار خوب است. ما با ترس هامان کم و بیش تنهاییم."

داستان کتاب از این قرار است که،پسری پانزده ساله که پدرش را در چهار سالگی از دست داده است به نوشته ای از پدرش دست پیدا می کند که پدر قبل از مرگش خطاب به او نوشته است. در این نوشته پدر از عشقش به دختری می گوید که در برخورد اول کاپشنی نارنجی رنگ به تن دارد و پاکتی پرتقال در بغل...

* بعد از نیمه کاره رها کردن آتش بدون دود و ناتور دشت و دختر ها در جنگ و جای خالی سلوچ و سانتاماریا و سفر به گرای 270 درجه و سیلاب های بهاری و دنیای سوفی ، این اولین کتابی است که تمامش کردم. ان شالله روزی بقیه ی کتاب ها!



شناسنامه کتاب:

نویسنده: یوستاین گاردر

ترجمه: مهوش خرمی پور

سال چاپ: 1387

ناشر: کتابسرای تندیس

تعداد صفحات: 164

موضوع : داستان فلسفی



۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۴ بهمن ۹۵ ، ۱۸:۰۰

معرفی آزاد*

 


Image result for ‫هدف حیات زمینی آدم طاهرزاده‬‎

 

   نام کامل کتاب، "هدف حیات زمینی آدم، ملک، شیطان، هبوط" است و اثر اصغر طاهرزاده.

این کتاب چشم خوانندگان را به عمیق ترین لایه های حیات انسان معطوف می کند تا معلوم بشود آدم، از کجا به سوی زمین آمده و چگونه باید عمل کند تا به مقصد برسد.

کتاب در دو بخش تنظیم شده است.

بخش اول مطالب تئوری در رابطه با بهشت برزخی نزولی، ظهور جنبه ی آدمیت آدم ها و نحوه ی فعالیت شیطان؛ و بخش دوم به نقش وسوسه ی شیطان، الهام ملک و... در روان انسان پرداخته شده.

نکته ی مهم این است که این کتاب در سیر و سلوک به انسان خیلی کمک می کند اما باید با تامُّل و تدبّر و عزم چند ساله خوانده شود.

 

قسمتی از این کتاب:

خطر محرومیت از الهام ملک:

اگر روحتان استعلاء را طلب کرد، شیطان دارد بر قلب می دمد. استعلاء بر همسر، استعلاء شیطانی است. گاهی شیطان می گوید: اگر طرف مقابلت خواست از حقّ خود تجاوز کند، نگذار. بنابراین حقّش را هم نده، تا جلوتر نیاید، یا پررو نشود. اول ما را حساس می کند که مواظب باش پایش را از گلیمش جلوتر نگذارد، ولی بعد نتیجه ی دوم را می گیرد که اگر حقش را بدهی پررو می شود، پس حقش را نمی دهی تا از حقش جلوتر نیاید. این همان وسوسه ی شیطان است که دارد در روح ما میدان داری می کند. زن ها هم می گویند: ما زن هستیم، ضعیف هستیم، اگر از اول کوتاه بیاییم، مردها پررو می شوند. بنابر این از اول زیر بار نمی رویم، و خلاصه از این طریق استعلاء شروع می شود...

 

 

شناسنامه ی کتاب:

نویسنده: اصغر طاهر زاده

ناشر: لب المیزان

قطع: وزیری

تعداد صفحات: 518

چاپ اول: 27 دی 1378

قیمت پشت جلد: 10800 تومان

 

 

 

* دوستانی هستند که کتاب می خوانند و خوب هم می خوانند، اما وبلاگ نویس نیستند. "معرفی آزاد" برای این دسته دوستان تیتر شده است. شما هم اگر دو و برتان دوستانی دارید که اهل کتاب هستند به اینجا دعوتشان کنید تا مهمان پیشنهادهایشان باشیم.

 

معرّف این کتاب: خانم پروانه تابع بردبار

 

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۷ بهمن ۹۵ ، ۱۸:۰۰

معرفی آزاد*
 

 

 دبیرستان فرهنگ (شیراز) علاوه بر کیفیت آموزشی خوبش این امکان را در اختیار ما گذاشت که ماهی یک بار از حضور یک نویسنده یا شاعر خوب ازنزدیک بهره ببریم، کتاب هایشان را بخوانیم و با خود نویسنده یا شاعربه بحث بنشینیم .

از جمله اتفاقات زیبا و خاطره انگیز، حضور محمد بهمن بیگی، بزرگ مرد عشایر ایران و آموزش و پرورش در دبیرستان فرهنگ بود که واقعا ارزش آن روز را تازه  می فهمم...
 بهمن بیگی که احتمالا همه تا حدودی او را می شناسیم -و متاسفانه چند سال پیش به رحمت خدا رفتند- کتابی دارد به نام "بخارای من ایل من".
 این کتاب مشتمل بر حدود ٢٠ داستان است که همه در محور زندگی عشایری و افراد ترک زبان ماست.
 داستان ها روان، غیرقابل پیش بینی و مخلوطی از واقعیت و اغراق و داستان پردازی زیبایی است که شما را از خواندن داستان ها پشیمان نمی کند.
 اگر از روزمره های زندگیتان خسته شدید، کتاب بهمن بیگی را بردارید و یک داستانش را بخوانید.خستگی از تنتان بیرون می رود و فکر شما را درگیر واقعیات هیجان انگیز می کند.

 

شناسنامه ی کتاب:

نویسنده: محمد بهمن بیگی

انتشارات: آگاه

سال چاپ:1377

تعداد صفحات:324 صفحه

قیمت: 10000 تومان




* دوستانی هستند که کتاب می خوانند و خوب هم می خوانند، امّا وبلاگ نویس نیستند. "معرفی آزاد" برای این دسته دوستان تیتر شده است. شما هم اگر دو و برتان دوستانی دارید که اهل کتاب هستند به اینجا دعوتشان کنید تا مهمان پیشنهادهایشان باشیم.

معرّف این کتاب: خانم درنا اسمعیل خانی

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ دی ۹۵ ، ۱۸:۰۰

معرفی آزاد*

 

Image result for ‫از حال بد به حال خوب‬‎

 

 

"از حال بد به حال خوب"، نوشته ی "دیوید برنز" یک کتاب روان شناسی ست که مهارت های رفتاری را با تمرین آموزش می دهد.

در ابتدای کتاب توضیحات و سوالاتی آورده شده که باید به خودمان جواب بدهیم و به نوعی، مبحث را تمرین کرده باشیم.

کتابی کاربردی، که بر روابط ما با اطرافیانمان تاثیر گذار است.

توضیحات نوشته شده در هر فصل ، توصیه هایی برای به کارگرفتن روش های درمانی مناسب را نیز در بر می گیرد.

فهرست فصل های کتاب عبارتند از: پیش گفتار/ مقدمه/ شناخت روحیه/ احساس خوب/ احساس اطمینان/ چگونه با ارتباط بهتر روابط بهتر ایجاد کنیم؟ / دارو درمانی / ویژه ی درمانگرها و بیماران کنجکاو

 

قسمت هایی از این کتاب:

افکارهای شناختی:

1- تفکر همه یا هیچ: همه چیز را به شکل سیاه و سفید می بینید. اگر شرایط تا حدودی خوب پیش نرود، شما آن را یک شکست می بینید. اگر خانم جوانی که تحت رژیم است و یک قاشق بستنی بخورد، ممکن است با خود بگوید: "من کاملا رژیمم را شکسته ام." این ممکن است موجب نگرانی وی شود؛ به طوری که تا آخر خوردن بستنی مدام غرغر کند.

2- کلی گرایی: شما با اتفاق یک حادثه منفی مثل یک پس زده شدن عشقی یا از دست دادن شغل ، مدام با کلمات "هرگز" یا "همیشه" به آن موضوع فکر می کنید. وقتی فرد کننده ای متوجه می شود که پرنده ای به شیشه ماشینش برخورد می کند، واقعا ناراحت می شود و می گوید: "وای چه شانسی؛ پرنده ها همیشه با ماشین من برخورد می کنند."

 

شناسنامه کتاب:

نویسنده: دیوید برنز

مترجم: مهدی قراچه داغی

نشر: آسیم

قطع کتاب: رقعی

تعداد صفحات: 642

قیمت پشت جلد: 37000 تومان

 

 

* دوستانی هستند که کتاب می خوانند و خوب هم می خوانند، اما وبلاگ نویس نیستند. "معرفی آزاد" برای این دسته دوستان تیتر شده است. شما هم اگر دو و برتان دوستانی دارید که اهل کتاب هستند به اینجا دعوتشان کنید تا مهمان پیشنهادهایشان باشیم.

معرف این کتاب: خانم طاهره فاتح

۴ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۳ دی ۹۵ ، ۱۸:۰۰

معرفی توسط وبلاگ...امان

 


این کتاب و دیگر کتاب های مجموعه ی دن کامیلو، قصه هایی است که در دهکده ای در ایتالیا، در دوران جنگ جهانی دوم در ایتالیا، در زمان حاکمیت موسولینی اتفاق می افتد.
تم اصلی کتاب تقابل نو و کهنه،کلیسا و ایدئولوژی چپ است. طنزی بسیار قوی دارد و من اولین بار بود که کتابی تا این حد طنزگونه میخواندم، که البته بخاطر ترجمه ی خوب آن نیز هست.
 نثر کتاب به حدی روان و ساده است که اول فکر میکنید برای گروه نوجوان نوشته شده است؛ اما اینطور نیست؛ نویسنده از این بیان برای تسهیل تفهیم تقابل ها استفاده کرده، ضمن اینکه تا حدی داستان ها نمادینه هستند و ارجاعات تاریخی و فلسفی دارند.
 با این حال بخاطر روان و ساده بودنش بهترین کتاب برای زمان های مرده محسوب می شود، چرا که فهم آن نیازبه تمرکز زیاد ندارد. من 90 درصد این کتاب را  در مترو خواندم و در آن شلوغی با تصویرهای دل انگیز و داستان های جذابش همراه شدم.
 (کتاب را یک بار علی نصیریان در تلویزیون معرفی کرد و من از این طریق با آن آشنا شدم.)

قسمت هایی از کتاب:

دن کامیلو زیر لب گفت : مرده شور همه ی بمب ها رو ببره !
پپونه با اوقات تلخی گفت : همه ش تقصیر خداوند متعاله که آمریکایی ها و روس ها رو آفرید .

 مردن برای یک آرمان و قول دادن برای پرداخت شصت هزار لیر دو چیز کاملا متفاوت اند . به خصوص وقتی که پول را باید همان وقت داد ، در حالی که کسی که حاضر است برای آرمانش بمیرد قرار نیست فی الفور برای آن بمیرد .

 " خوب ، پس این طور . این باری تعالی مخصوص عزیز دردونه هاست ، نه آدم های محتاج . اگه صد نفر در حال مرگ باشن و فقط هفت تاشون ایمان داشته باشن ، اگه خدا یک قوطی غذا رو برای اون هفت نفر بفرسته ، در این صورت عادل نیست . "

" نه ، رفیق بخشدار ، خدا غذا رو برای همه شون می فرسته ، ولی فقط هفت نفر در بازکن دارن ، در حالی که بقیه نمی دونن اون اصلاً چی هست . "
پپونه بار دیگر خودداری اش را از کف داده بود و یقه ی پیراهنش از عرق خیس شده بود .
" پدر ، بیا داستان گویی را کنار بذاریم و به واقعیت نگاه کنیم . در کشور ما ، از هر صد و هفت نفر فقط هفت نفر گوشت می خورن ، چون به باری تعالی ایمان دارن و دربازکن هم دارن تا بتونن به غذا دست پیدا کنن . در حالی که در روسیه ، که هیچ کس به باری تعالی ایمان نداره ، همه در بازکن دارن . "
دن کامیلو گفت : " ولی قوطی غذا ندارن . "
 

شناسنامه ی کتاب:
نویسنده: جیووانی گوارسگی
 مترجم: مرجان رضایی
انتشارات: مرکز
تعداد صفحات:
224 صفحه


۴ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ دی ۹۵ ، ۱۸:۰۰
معرفی توسط وبلاگ...اندیشه






در صفحات اول این کتاب آمده است:
"کلیه ی اشخاص این کتاب خیالی نیستند و مولف بر خود واجب میداند که نشانی و شماره تلفن اشخاص حقیقی کتاب را در اختیار خوانندگان علاقمند به ماجراهای واقعی قرار دهد.....کریم صفائی "

 کتاب، سرد و ساکت و با بیان زندگی روزمره ی شخص نویسنده و دلمشغولی هایشان شروع می شود ،حتی وسط مطالعه ممکن است چرتتان بگیرد و کتاب را بیندازید دور (چون نویسنده دائم از دعوایش با شخص خانمشان میگویند و این حوصله را سر میبرد )

اما آغاز ماجرای رمان اینجا نیست و به گونه ای غافلگیرانه  سراغ شغل دوم نویسنده می روید و با درگیری های کاری ایشان -که پیاده کردن نوار ضبط صوت به روی کاغذهاست - مانوس می شوید که بعدها شغل شان بازنویسی می شود .

خلاصه بنویسم
داستان آنجا شیرین و جذاب می شود که می فهمید دو مصاحبه گر که باهم آشنا نیستند در یک روز از یک ماه در یکسال یعنی مورخه ی 68/03/12  به سراغ دو جانباز می روند.
آقای اسماعیلی با جانباز کیانی در تهران به مصاحبه می نشیند
و آقای خادمی با جانباز حسینی در شوشتر مصاحبه می کند...
صفایی پس از اینکه هر دو مصاحبه  ها را می خواند، پی می برد که آن ها گمشده ی یکدیگر هستند که آرزوی دیدار هم را داشتند.

و بعد عجیب به حکمت خداوند و دست تقدیر او در حوادث عالم پی میبری و یقینت بیشتر میشود که در همه حال تو در حال نظاره از سوی اهل آسمان ها هستی ...

به حق از بهترین کتب دفاع مقدس می باشد...بنظرم شاید شیرین تر از کتاب فوق العاده ی دا حتی ...



شناسنامه ی کتاب
نویسنده :علی موذنی
نشر:قدیانی
موضوع: رمان -دفاع مقدس -چهار بخش
قیمت: 4000تومان
سال چاپ: 1394
تعداد صفحات: 152 صفحه
چاپ: دهم


۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۱ دی ۹۵ ، ۲۰:۴۰

خلق عظیم پیامبر اعظم

خلق عظیم پیامبر اعظم (جلوه های رحمانی در رسول رحمت)

تالیف:علی احمدی خواه (کوهنانی) همچنانکه از نامش پیداست بر محور مهربانی و رحمت و رافت رسول گرامی اسلام نگاشته شده است.
کتاب شامل ۳ بخش کلی است که به شرح زیر است:
بخش اول: رحمت پیامبر خاتم(صلی الله علیه واله) نسبت به بشر و حقوق انسان
بخش دوم: رافت پیامبر اعظم(صلی الله علیه واله) نسبت به حیوانات
بخش سوم: روایت رحمت(روایت راویان موافق ومخالف از اوصاف پیامبر خاتم(صلی الله علیه واله))


مولف کتاب هدف از این نوشتار را اینگونه بیان کرده است:
علت نگاشتن یا به عبارتی بهتر، انگیزۀ آوردن این «نم» از آن یم و «اقیانوس آرام و بی کرانه» برای معاصران روشن است؛ اما برای آیندگان باز می گوییم.این ایام،دولت های غربی و اروپایی؛یعنی همان مدعیان حقوق بشر وآزادی،به بهانۀ آزادی ادب و آداب را از کشور خویش اخراج کرده اند.در دهۀ گذشته،به جمعی از مقدسات مسیحیان و مسلمانان؛یعنی حضرت مریم و حضرت عیسی و حضرت جبرئیل (علیهم السلام) جسارت کردند که امام خمینی(قدس سره) نویسنده آن مطلب(سلمان رشدی)را،«مرتد»اعلان فرمود و آن فتوای تاریخی را صادر نمود.
آن مدعیان منطق و ترقی،در این زمان نیز در اقدامی هماهنگ و وقیحانه به کاری بر خلاف خرد و ادب دست زدند؛بر خلاف تمام اسناد درست-نه اسناد صهیونیستی و اسرائیلیات-بر علیه پیامبر اسلام (صلی الله علیه واله)قلم و قدم زدند؛یعنی در واقع بر ضد تمام انبیا،چنین جرمی را مرتکب شدند؛زیرا که ایشان،خاتم رسولان می باشد و ختم تمام خوبی ها؛وقتی که به«صد»جسارت کردند،به «نود»نیز جسارت کرده اند.
این مدعیان آزادی ابتدا در روزنامه های خودشان،کاریکاتور پیامبر(صلی الله علیه واله) را در نهایت تحریف و تخریب کشیدند؛ تا به این وسیله او را «جنگ جو»و«تروریست»معرفی نمایند!و به بهانه های مختلف(سایت های مختلف،نشر نشریۀ دانشجویی،نقاشی و…)بر«امین عرشیان و فرشیان» تهمت می زنند!
وقیحانه تر این که،سعی بی صفایی را شروع نموده اند که این مطلب را در کتاب های درسی آموزش و پرورش خود و دیگر مستعمراتشان بگنجانند تا این تهمت و تخریب را به یک باور بنیادی برای آیندگان تبدیل کنند؛همان طور که به افسانۀ«هولوکاست»یک رنگ حقیقت نما زدند و آن را به یک باور تبدیل کردند؛اما بی خبر از آنند که این پیامبر،چراغی است که خداوند متعال آن را بر افروخته و قابل خاموش کردن نیست.این دین رحمت،بر تمام ادعاهای غالب می شود؛هر چند که مشرکان و کافران خوش نداشته باشند.«گر تو نمی پسندی،تغییر کن قضا را»!
در چنین زمانی-و با عنایت به پیشینۀ تحقیق که در پی می آید-برای بطلان تهمت و تصور پیشگفته؛و تصدیق آیه های قرآن مجید(به خصوص آیۀ«وَ ما ارسَلناکَ الّا رَحمَهٌ لِلعالَمین»)چنین اندیشه شد که اگر دربارۀ رحمت پیامبر اسلام (صلی الله علیه واله)و بزرگواری ایشان،کاری بشود،به جا می باشد؛البته تمام خصلت های آن جناب،نیکو و خوب است؛ولی به مقتضای حال و شبهۀ امروز،مناسب دیده شد که نقش این قلم،همان رحمت رسول کریم باشد.قبل از بیان گوشه ای از رافت و رحمت این رسول خاتم(صلی الله علیه واله) و پدر امت، اشاره ای به«تروریست و علل ترور و تجاوز» می نماییم آن گاه به بیان اسناد دربارۀ رفتار و شخصیت و صفات پیامبر خدا(صلی الله علیه واله) می پردازیم تا با این وصف،روشن شود که آیا چنین شخصیتی می تواند، صفات و انگیزه های یک متجاوز وخشونت طلب را داشته باشد؟

در بخشی از این کتاب آمده است:
 نهی از زدن حیوان و سوزاندن و داغ نهادن بر اعضایش
 رسول رحمت(ص) فرمودند: از جمله حقوق حیوان بر صاحبش، این است که بر صورتش نزند؛ چونکه این حیوان نیز تسبیح و حمد خدای را می گوید.
و در جایی دیگر آمده است:
 هر مردی که با زبان زنش را بیازارد پروردگارش نه انفاق او را می پذیرد نه نماز مستحبی اش و نه کارهای نیکش را؛ تا زمانی که زنش را خرسند گرداند و اگر آن مرد روزها روزه بگیرد و شبها برای مناجات. 

منبع :کتابخانه عمومی سبزوار و....

 

شناسنامه کتاب:

خلق عظیم پیامبر اعظم (جلوه های رحمانی در رسول رحمت)

تالیف:علی احمدی خواه (کوهنانی)

ناشر:انتشارات مسجد مقدس جمکران

تعدا صفحات: 359 صفحه .

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۶ آذر ۹۵ ، ۱۹:۰۸

معرفی توسط وبلاگ ... مداد کوچک




" رویِ ماهِ خداوند را ببوس " با  درون مایه ی باارزشش ، اثری واقعی ست در جستجوی او "خدا" .اینکه صحبت از خداست و این خدا حتی بر زبان یکی ازشخصیت های کم رنگ  داستان جاریست {زنی بی سرپناه در مقابل از خود گذشتگی راننده تاکسی که در آمد ِ آن روزش را بی هیچ چشم داشتی به آن زن می دهد و او در مقابل بخشش مرد این جمله را با تمام احساسش بیان می کند ؛ از طرف من روی ماه خداوند را ببوس} نثر صمیمی و تعلیق جذاب داستان باعث شده  که خواننده تا آخر ،  کتاب را دنبال کند. پایان باز کتاب هم نوعی تفکر سالم را در خواننده بر می انگیزد که به وجود خدا بیشتر بیاندیشــد.

" نمی دانم که در طرح بزرگ خدا ، من چه نقشی دارم و چه سرنوشتی ؛ ولی این قدر مطمئنم که بی هیچ نیست "

از آنجا که داستان با زاویه  دیدِ من  راوی روایت شده و شخصیت اصلی داستان "یونس" درگیر اتمامِ پایان نامه ی دکترایش هست و این که دغدغه هایش به جایی نمی رسند و تاثیر چندانی هم روی خواننده نمی گذارند ولی مهربانی اش در کمک به مادر بیمارش در ولایتی دیگر و کمک به دوستش که موقتا" به ایران آمده و حتی در صحنه ای از پارک که به کودکی کمک می کند تا بادبادکش را بالا ببرد به سوی ِ خدا ، کاملا شفاف است .

شخصیت های داستان تشکیلِ یک مربع را می دهند :

 یونس : پررنگ ترین شخصیت داستان ، به دنبال نوشتن پایان نامه دکترایش هست و کشمکشهای زیادی با نامزدش "سایه" دارد ، اینکه از لحاظ اعتقادات مذهبی با سایه در تضاد هست این یک طرف قضیه ، سوالاتی که در حین کارش پیش می آید در مورد خدا و شک و تردید را بر زندگی اش حاکم می سازد طرف ِ دیگر قضیه .

سایه : نامزد یونس ( که در پی ِ یافتن علت شکستهای یونس ، شکست در درک ِ حضور و وجود خدا ، و شکست در دفاع از پارسا) زنی که ایمان یونس را می خواهد نه شک او نسبت به خدا را .

دکتر پارسا : دکترای فیزیک و استاد دانشگاه  ، سعی می کرد با کمک فیزیک و ریاضی و فلسفه همه چیز را اندازه بگیرد ولی فهمید در هستی چیزهایی وجود دارد که با ابزار نمی شود اندازه اش گرفت همین خدای ِ بی همتا ؛ به علت ناتوانی در پاک کردن این مسئله خودش را پاک کرد و موضوع پایان نامه یونس علت خودکشی دکتر پارسا است .

علیرضا : دوست صمیمی یونس ، عاشق فلسفه و خدا ، می گوید : من آدم هایی را می شناسم که وزن فرشته ها را روی شانه هایشان حس می کنند . یونس را قانع می کند که سایه تو را به خاطر ایمانت دوست داشت نه عقلت .

روی ماهِ خداوند را ببوس  ؛ مرا کتابخوان کردْ . ممنونم از مصطفایِ ِ مستورْ ، پیشنهاد می کنم برای هر وعده ی غذایی تان چند صفحه از این کتاب را بخوانیدْ .

قاچ هایی زیبا از کتاب :

تو خداوند را تجربه می کنی ، اول باید به قانونی ایمان بیاوری و بعد آن را آزمایش کنی هر چه قدر ایمانت به آن قانون نیرومند تر ، احتمال موفقیت آزمون ها بیشتر ، یعنی هر اندازه به خداوند باور داشته باشی خداوند همان اندازه برای تو وجود دارد . صفحــــه 71

هستی لایه لایه است تو در تو و پر از راز و  البته پیچیده ، برای درک آنها باید خوب بود و خوب را انتخاب کرد ،  

وقتی هزار تا انتخاب بد را به جای هزار تا انتخاب انتخاب خوب برمیگزینیم وضع آنقدر آشفته و تاریک می شود که

انسان حتی نمی تواند یک قدم هم به جلو بردارد شبیه قدم زدن در مه .  صفحــــــه 84

زندگی مواجهه ابدی انسان است با این انتخاب ها و کسی که در انجام خوبها ورزیده باشد کم کم وزن خوب ها را هم

حس می کند، برای کسی که ایمان ندارد متاسفانه خداوندی هم وجود ندارد . صفحـــــــه 86

من با قلم سبز، تمام حرمت آن دستهای آبی را بوسیدم و فهمیدم که خدا هم آبی است . صفحـــــه 107


شناسنامه کتاب:

نام اثر: روی ماه خداوند را ببوس

نویسنده: مصطفی مستور

تعداد صفحات: 114

ناشر: نشر مرکز

قطع: رقعی

قیمت پشت جلد: 8200 تومان

۵ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۹ آذر ۹۵ ، ۲۱:۳۰
ارسال مطلب توسط وبلاگ... این روزها


دوست من به تازگی پزشک شده است.
رفیق گرمابه و گلستان هم بودیم و هستیم. از این مدل دوست ها که پایه ی همه برنامه های دور همی و مذهبی و هیئتی ات هستند!
کافی ست برای هر مناسبتی تلفن را برداری و خواهش کنی که تو را در فلان برنامه یاری کند و جزو محالات است که با جیبی پر از دستمال و دلی سوزان!! در مراسم وعظ و روضه و ... شرکت نکند.
بین  روزهای مرخصی اش بود که به او تلفن زدم و پیشنهاد دادم حالا که کتابفروشی ها برای هفته کتاب تخفیف گذاشته اند با هم سری بزنیم و سیر و سیاحتی بین کتاب ها داشته باشیم.
با این که روزه بود دست رد به سینه ام نزد و همراهی کرد. وارد کتابفروشی که شدیم اولین چیزهایی که به چشممان آمد لوازم التحریر فانتزی و طرح برجسته و پیکسل و دفترچه یادداشت و بازی فکری و... بود.
شاید بین رنگ و لعاب این لوازم فانتزی و دو دو تا چهارتای ما، برایمان به صرف تر بود که از تخفیف کتاب ها صرف نظر کنیم و پولمان را خرج همین چیزهای رنگ رنگی کنیم. اما صبوری به خرج دادیم و چرخی هم بین کتاب ها زدیم:

چرا کتابفروش ها توی باغ نیستند؟

کتابفروش مرد جوانی بود، می دانستم که تازه کار نیست. در این چهل و پنج دقیقه ای که در کتابفروشی چرخ می زدیم، به هرکسی کتابی را پیشنهاد می داد و هرکس هم از او می پرسید خودش کتاب را خوانده است یا نه، با روحیه ای حق به جانب جواب می داد: " از تیراژ کتاب که مشخص است کتاب خوبی ست، لازم نیست حتما خوانده باشم!!" . تقریبا اسم هرکدام از نویسنده ها برای او جدید بودند و در مشاوره ی کتاب ناتوان به نظر می رسید، حتی کتاب های معروف از نویسنده های نسبتا قدیمی!

من اگر بودم...

من اگر بودم، لابد، برای کتابفروشی ام آدمی را استخدام می کردم که بیشتر از هرکسی دغدغه ی کتاب دارد، کسی که کتاب، بخشی از زندگی او باشد، و خواندن و پیگیری اخبار کتاب جزو لاینفک زندگی اش! کسی که برای سوالات و نیاز های هرکسی به کتاب، حرف و پیشنهادی دارد. تیپ شخصیتی و سن و سال طرف را در نظر می گیرد و صرفا کتاب های تکراری معرفی نمی کند. کسی که وقتی از محتوای کتاب و نویسنده آن حرف می زند برق هیجان و دعوت به خوانش را در نگاه او می بینید و ترغیب می شوید حتما بودجه ای را برای خرید کتاب اختصاص دهید.

چرا بچه مذهبی ها برای کتاب خرج نمی کنند؟
کتاب ها را یکی یکی از قفسه بیرون می کشم و به چاپ جدیدشان نگاهی می کنم، بعضی ها با همان طرح و قیمت قبل تجدید چاپ شده اند و بعضی هم تغییر کرده اند. آن هایی که خوانده ام را به خانم دکتر پیشنهاد می دهم، آن هایی را که "هیئت کتاب" معرفی کرده طور دیگری تحویل می گیرم و در مورد جدیدها هم از کتاب فروش سوال می پرسم (که بیشترشان بی جواب می مانند!!).
رفیقم از تعداد کتاب هایی که انتخاب کرده ام تعجب می کند: "دلت میاد پولتو بابت اینا بریزی دور؟"
جواب می دهم : "کتاب خریدن که پول هدر دادن نیست"
می گوید: "پس لابد وقتت زیادی کرده که برای این چیزها وقت میگذاری؟"
می گویم: " وقتم رو هرطور شده برای کتاب خالی می کنم"
بحثمان به سرانجام نمی رسد و آخرش با جمله ی " حالا تو بخر بخون، اگر خوب بود ازت قرض می گیرم" تمام می شود!

من اگر بودم...
لابد اگر جای دوستم بودم و اهل علم و تازه های پزشکی و درس و دانشگاه، آن هم دوستی که قبلا گفته بود مسیر پزشکی را فقط برای خدمت به خلق الله انتخاب کرده، بین ساعت های فراغت و بیکاری ام در مطب ، کتابی کنار دستم می گذاشتم و نه تنها خودم سرگرمش می شدم که به همه مراجعینم هم توصیه اش می کردم.
اصلا فرهنگ کتاب خوانی یعنی همین، که تو با هر اعتقاد و مسلک و شخصیتی که هستی، توی هر شغل و صنفی...زمانی را برای کتاب خوانی خالی کنی! فرق ندارد آدمی در بالاترین سمت شغلی باشی یا کاسبی که ساعت ها در مغازه اش به انتظار مشتری می نشیند، همه ی ما باید برای سوال " کتاب این روزهای شما چیست؟" جوابی داشته باشیم! حتی با قرض گرفتن از کتابخانه یا بقیه!


چرا کتابفروشی ها با کافه و لوازم التحریری ادغام شده اند؟

 ایده ی "کافه کتاب" اوایل خیلی دلنشین بود؛ جایی که همیشه از آن کتاب می خریدیم تبدیل به محلی شده بود که می توانستیم قرار ملاقات هایمان را هم تنظیم کنیم، نوشیدنی بخوریم، کتاب های تازه را ببینیم و اگر آدم اهل دلی پیدا می کردیم در مورد کتاب ها صحبت می کردیم؛ اما کم کم کارکرد خودش را از دست داد و به همان کافه ی صرف تبدیل شد. شاید انتظار ما از کافه کتاب ها این بود که علاوه بر این که محیطی فرهنگی تر از کافه های معمولی دارند، برنامه های فرهنگی و هفتگی کتاب و دعوت از نویسندگان و ناشران و اهالی کتاب هم داشته باشند.

من اگر بودم...
وقتی به خانه برگشتم و به بسته ی خریدم نگاه کردم، به جز یک کتاب، بقیه خریدها شامل دفترچه یادداشت و پیکسل و چسب رنگی و لیوان سفالی و همین جینگیلی مَستون های چشم نواز شده بود! بگذریم که کمی عذاب وجدان قلقلکم می داد، اما واقعیّت این بود که این ادغام کتابفروشی ها با لوازم التّحریر و بازی فکری و... باز هم به ضرر کتاب خوانی شده بود؛ یا بهتر بگویم نیاز کاذبی در کنار کتاب ها! که اگر کسی را بی هدف وارد کتابفروشی کرده باشد بیشتر از اینکه وادار به خرید کتاب کند، جذب خرید ابزار بعضا نوستالژیک و فانتزی می کند. کاش دست اندر کاران کتاب فکری برای جدا سازی این محصولات می کردند.

چرا تخفیف ها این قدر برای هفته کتاب ناچیز اند؟

کل سال و یک هفته ی کتاب و این همه تبلیغ و فقط بیست درصد تخفیف؟ از نمایشگاه کتاب تهران که بگذریم ، که خیلی ها به خاطر شلوغی و دوری مسافت بیخیالش می شوند، کل امید ما به همین هفته ی کتاب و تخفیف هاست که امسال مختصرتر از هرسال به روزهای پایانی اش نزدیک می شود!

من اگر بودم...
من جای هیچ کدام از آدم هایی که از آن ها نوشتم نیستم، ادعایی هم ندارم:) حرف هایم فقط درد و دل و پیشنهادهایی برای اهالی کتاب بود. ولی در این موردِ آخر اگر دستم باز بود، همه ی تخفیف های سالانه را جمع می کردم برای این هفته. هفته ای که فقط ِ فقط مال کتاب است و دست کتاب-یاران واقعی را می بوسد.

۶ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ آذر ۹۵ ، ۱۹:۰۵





نمی دانم این حالت را تجربه کرده اید یا نه؟ برخی کتاب ها من را به هیجان می آورد. این قدر که دوست دارم آن قسمت های هیجان انگیز را با کسی در میان بگذارم، حالا تصور کنید در یک کتابخانه هستید و دوست دارید یک نفر را گیر بیاورید و ماجرای کتاب را تعریف کنید؛ اما مجبور به سکوت هستید.

انگار یک انرژی نهفته می شود. حال تصور کنید که یک کتابخانه چقدر سرشار از این انرژی هاست. برای همین هم هست وقتی وارد یک کتابخانه بزرگ می شویم حس عجیبی پیدا می کنیم؛ چون انرژی یکسری کتابخوان آن جا ذخیره شده.

"مصطفی قاجار"


هیئت مجازی کتاب، 24 آبان، روز کتاب،کتابخوانی و کتابدار را به دوست داران کتاب و کتابخوانی تبریک می گوید.

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ آبان ۹۵ ، ۱۶:۲۹
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ آبان ۹۵ ، ۱۸:۰۰

معرفی کتاب توسط وبلاگ...خداباران

 

 

ان الله شاء ان یراک قتیلا
(و خدا خواست که تو را کشته ببیند )
 
کتاب "حسین وارث آدم" تدوین و چاپ کلیه نوشته ها و گفته های منتشر شده و منتشر نشده دکتر علی شریعتی ،درباره سید الشهدا (علیه السلام) می باشد که با نگاهی فلسفی و دینی ،همراه با بغضی خفی ،نوشته شده ،که هر خواننده ای را چنان در سطرهای کتاب غوطه ور می کند که گویی در دریای بهت .
انتشارات "قلم" ناشر این کتاب بوده و در 397 صفحه کتاب را تهیه کرده است.
 "پس حسین سیاستمداری نیست که به خاطر شرابخواری و سگبازی یزید با او درگیری پیدا کرده باشد او وارث پرچم سرخی است که از آدم ،همچنان دست به دست بر سر سر دست انسانیت می گردد و اکنون با دست او رسیده است. "
 
بخشی از کتاب:
هر انقلابی دو چهره دارد
چهره اول خون ، چهره دوم پیام .
شهید قلب ترین است ،همچنان که قلب به رگ های خشک اندام خون حیات زندگی می دهد.
آن ها که رفته اند کاری حسینی کرده اند و آن ها که مانده اند باید کاری زینبی کنند وگرنه یزیدی اند.
فتوای حسین این است : آری در نتوانستن نیز بایستن هست . برای او زندگی،عقیده و جهاد است .
 
شناسنامه کتاب:
مولف : دکتر علی شریعتی
انتشارات : قلم
تعداد صفحات :397
سال چاپ: 1386
قطع : وزیری
۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۳ آبان ۹۵ ، ۱۸:۰۰

معرفی توسط وبلاگ...تک نویسی


جالب است که، ما بیشترین داستان ها و روایت هایی که از حضرت عباس (علیه السلام) شنیده ایم، مربوط به واقعه ی کربلا و روز عاشوراست؛ و کمتر کسی از دوران کودکی و جوانی ایشان برایمان سخن گفته.

خانواده ی مادری ، کودکی ، ازدواج ، فرزندان ، برادران ، حیطه ی دانش و معرفت و جایگاه آن حضرت در میان اهل بیت و مسلمانان و ... چیزهایی ست که ما کمتر در مورد این حضرت می دانیم.

"ابوالفضل زرویی نصر آباد" در کتاب "ماه به روایت آه" به قلمی داستانی ، دوران زندگانی حضرت عباس (علیه السلام) را از زبان دوازده راوی روایت کرده است .

جالب تر این که وقایع این کتاب به تاریخ هجری شمسی روایت شده اند؛ طوری که می توان فاصله ی حوادث را با زمان زندگی خودمان تطبیق داد!


بخشی از این کتاب:

طی این مدت، همواره سیمای معصوم و محجوب خدمتگزار حسین در نظرم بود. با آن که دیدار حسین و درک کرامت و بزرگواری‌های غیر قابل توصیف او، موجب شده بود تا از نیت فخر فروشانه و شهرت طلبانه‌ام سخت شرمگین و سرافکنده باشم اما این بار از صمیم دل، تصمیم به جبران محبت آن جوان فرشته جمال و فرشته خصال داشتم. در آن مدت دانسته بودم که نه فقط خادمان که تمامی مردم، از فقیر و غنی، کوچک و بزرگ، زن و مرد و مسلمان و غیر مسلمان به خدمتگزاری او افتخار می‌کنند و در خدمت به او از هم سبقت می‌گیرند. 
 
تازه معنای لبخند محجوب جوان خادم را در جواب پرسشم می‌فهمیدم. 
 
چاره‌ای دیگر اندیشیدم، صد دینار در همیانی گذاشتم تا ضمن هدیه آن به جوان، به او بگویم محبتش را از یاد نبرده‌ام .... اما چگونه؟ آیا بی‌کسب اجازه از حسین، حق داشتم که ....؟ نه هرگز. آیا باید این هدیه ناقابل را به حسین می‌سپردم تا چنانچه صلاح بداند...؟ اف بر من! نه... متحیر و مستأصل بر در مسجد پیامبر ایستاده بودم که دستی بر شانه‌ام خورد. 
 
- سلام برادر. آیا به انتظار کسی هستی؟ 
 
عبدالله بن جعفر، پسر عموی حسین بن علی بود و پیش از آن، او را در محضر حسین دیده بودم. سلامش را پاسخ دادم و گفتم از حسین خواهشی دارم ولی شرم، مانع می‌شود که با او بگویم. 
 
خندید و گفت: خدا اموراتت را اصلاح کند. چرا از درگاه وارد نمی‌شوی؟ 
 
- درگاه؟ کدام درگاه؟ 
 
- درگاه حاجات، باب الحوائج. عباس بن علی؟ 
 
- عباس بن علی؟ کیست؟ با حسین نسبتی دارد؟ 
 
این بار بلندتر خندید: خدا تو را ببخشد. مگر ممکن است او را ندیده باشی؟ پدر فضل، عباس، برادر حسین و پسر عموی من. او و سه برادرش (فرزندان ام‌البنین) همواره با حسین‌اند. 
 
- همیشه عده‌ای همچون پروانه گرد وجود حسین می‌گردند. حتّی اگر او را در آن میانه دیده باشم، الان به خاطر ندارم. ...


شناسنامه کتاب:

مولف: ابوالفضل زرویی نصر آباد

انتشارات: نیستان

سال چاپ: 1395

تعداد صفحات: 192

قطع: رقعی

قیمت: 12500 تومان

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ آبان ۹۵ ، ۱۸:۰۰

معرفی توسط وبلاگ...رجعت صدر


"ان للحسین فی بواطن المؤمنین معرفه مکتومه - پیامبر اکرم (ص)"


این کتاب،کتابی ست با حرف های تازه از واقعه عاشورا برای نسل نوجوان.

آیت الله سید رضا صدر(ره) ، فرزند ارشد آیت الله سید صدر الدین صدر(قدس سره)، برادر بزرگ امام موسی صدر هستند که اگر چه نسبت به برادر کوچک تر، تفکراتی سنتی دارند، ولی نگاه ایشان به حوادثی مثل عاشورا، پر از حرف های تازه ای است، که من در جایی جز در اندیشه خاندان صدر ندیده و نخوانده ام.

پیش از همه کتیبه اول کتاب، توجه انسان را به خود جلب می کند:
"تقدیمی:
آیا نویسنده‌اش سعادتی دارد که نوشته‌اش را نهمین‌زاده حسین (ع) بپذیرید؟
سیدرضا صدر - ۱۳ صفر ۱۳۹۷- ۱۲ بهمن ۱۳۵۵
"

بعد نویسنده از همان سطر های ابتدای کتاب، پیش زمینه های ذهنی جوانان را از قیام عاشورا به چالشی اساسی می کشد؛ حرف های عجیبی که شاید در نگاه اول، کمی متفاوت و حتی منتقدانه باشد:

در "راهی که حسین علیه السلام  پیمود" می خوانیم:
«راهی را که حسین علیه السلام پیمود، گروهی انقلابی اش می خوانند و حسین علیه السلام را رهبر انقلابی می دانند. کسانی آن را کوششی برای گرفتن حکومت می گویند و حسین علیه السلام را جویای قدرت پندارند. چپ گرایان از گروه نخستین بشمارند و راست گرایان را باید در زمره گروه دوم قرار داد...»

بدین ترتیب آیت الله سید رضا صدر، قشرها و نگاه هایی را به جوانان معرفی می کنند که اگر چه همه از عاشورا و کربلا دم می زنند، ولی نوع نگاهشان به این حادثه غلط و مخالف یکدیگر است و بعد در بخش های مختلف نویسنده شرح می دهد که:

-          چرا ما قیام حسین علیه السلام را انقلاب و حضرتش را انقلابی نمی دانیم؟

-          چرا قیام حسین علیه السلام کوششی برای به دست آوردن قدرت نیست؟

بدین ترتیب ما با تفکر جدید و نوینی از قیام عاشورا مواجه می شویم...آیت الله صدر (ره) سرآغاز کتاب را از سال ها پیش از قیام عاشورا(نه انقلاب عاشورا) آغاز می کنند و چهره ها و حوادث تاثیر گذار در این واقعه را به نوجوانان معرفی می کنند: معرفی اعراب، اسلام، قریش، یهود، صحابه، منافقان، مسئله خلافت، امامت...شخصیت هایی چون: خلفای راشدین، معاویه، یزید

زندگی امام حسن علیه السلام و زندگی امام حسین علیه السلام.

و با این مقدمه نویسنده وارد شرح حادثه عاشورا می شود، بدنه اصلی کتاب پیشوای شهیدان شامل سه بخش است:
بخش نخست: شهادت و جهاد- که به آغاز رسمی نهضت عاشورا با معرفی مفهوم شهادت، راز شهادت...تا خاکسپاری شهدای کربلا می پردازد.

بخش دوم: اسارت- آیت الله صدر نیز همچون امام موسی صدر به این بخش از واقعه عاشورا، عنایتی ویژه داشته، و وقایع کاروان اسرا را از حرکت از کربلا تا بازگشت به مدینه به دقت توصیف کرده اند.

بخش سوم: شهید و شهادت- به معرفی شهدای برجسته واقعه کربلا پرداخته است و آن چه مورد توجه است این که آیت الله صدر، در این حوزه هم نگاهی تازه به شهدای دشت کربلا داشته اند؛ ایشان ضمن این که پیشگامان این قیام، پیش از واقعه عاشورا مثل مسلم، قیس را از قلم نینداخته اند، به مقایسه شخصیت های هر دو سپاه پرداخته اند، مثلا:

عباس ابن علی و عمر ابن سعد
زهیر و عبید
حر و ضحاک
و از دیگر سو، تساوی و گستردگی قیام عاشورا و شهادت را از دیدگاه: زن و مرد، نژادهای؛ ترک و پارس و سیاه و سپید، سن و سال و پیر و جوان و حتی کودک، گمنامی و شهرت، صحابیان و انصار بررسی کرده اند.

پیشوای شهیدان- اگر چه ممکن است در نگاه اول کتابی حجیم و سنگین به نظر بیاید، ولی مطالعه آن می تواند همه ابهامات و سوالات یک نوجوان را در مورد حادثه پاسخ گوید و راهی و اندیشه ای درست را در ذهن نورس و کنجکاو ایشان پایه گذاری کند.


شناسنامه کتاب:

مؤلف: آیت الله سید رضا صدر(ره)

به اهتمام: سید باقر خسروشاهی

ویرایش: دوم

چاپ یازدهم: ۱۳۹۱

نشر: مؤسسه بوستان کتاب http://bustanekatab.com

بها: 9000 تومان

تعداد صفحه:444

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ آبان ۹۵ ، ۱۸:۰۰

معرفی توسط وبلاگ...مداد کوچک


مدتی ست خواندن کتاب های مرتبط با محرم را شروع کرده ام،کتاب در این باره زیاد است و جای هیچ شک و شبهه ای نیست که "داستانِ "حسین" ( علیه السلام) محفل ِ عشق است  ، می گویند سخاوت دوستی می آورد و من پایبند به این گفته و معذور از یادآور نشدنِ دیگر کتابهایی که باید قید می شدند ، لاجرم سخاوتم را بر سقای آب و ادب و به جانِ ابوفاضل (علیه السلام) می بخشم و دوستیِ خالصانه ام را بر همین کتاب با چند سطر به خط می نشینم .

و امّا سقای آب و ادب...

اینکه صدای آب را بشنوی و جرعه ای ننوشی و در دل بگویی پاره های تن حسین لب تشنه اند،این نهایت ادب است.بی جهت نیست که عباس علی ست،سقا را نیز علی لقبش گزارده.

"سقای آب و ادب"را میتوان هم شعر خواند به سبب استفاده از آرایه های ادبی بی نظیر و هم رمان:که شخصیت عباس (علیه السلام) را در ده فصل به تصویر کشیده .

این کتاب مروری ست بر مهم ترین وقایع عاشورا که هر ورقش صحبت از عباس (علیه السلام) است، از زبان نویسنده که آن را به ام البنین (سلام الله علیها)تقدیم کرده است.

قلمِ سید مهدی شجاعی مانندِ مرهمی ست بر دلهایِ زخم خورده که خواندنش را به دوستدارانِ و مُریدانِ حسین (علیه السلام) پیشنهاد می کنمْ.


بخشی از کتاب:

ماه، روشنی‌اش را، گرمی‌اش را، هستی‌اش را و هویتش را از خورشید می‌گیرد. و ماه، بدون خورشید به سکه‌ای سیاه می‌ماند که فاقد هویت و ارزش و خا‌صیت است. و آنها که مرا به لقب قمر، مفتخر ساخته‌اند، نسبت میان ماه و خورشید را چه خوب می‌فهمیده‌اند!من به طفیلی حسین آمده‌ام و به عشق حسین زیسته‌ام. من آمدم که عاشقی را به تجلی بنشینم. من آمدم که دوست داشتن را معنا کنم اما آسمان عشق حسین، بلندتر از آن است که پرنده عاشقی چون من بتواند بر آستان عظمتش بال ارادت بسازد.


شناسنامه کتاب:

نویسنده: سید مهدی شجاعی

ناشر: نیستان

تاریخ چاپ: 1395

تعداد صفحات: 264 صفحه

قطع: رقعی

قیمت: 16500 تومان

۷ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ آبان ۹۵ ، ۱۸:۰۰

معرفی توسط وبلاگ سابق...این روزها



نشر نیستان و این پدر و پسر شجاع! تا دلتان بخواهد برای ایّام محرّم و صفر ، حرف دارند که بزنند و کتاب دارند که بنویسند!

بعد از "آفتاب در حجاب"، "سقای آب و ادب" ،"پدر،عشق،پسر" و "از دیار حبیبِ"، "سیّد مهدی شجاعی"، باید هم منتظر کتابی مثل" فصل شیدایی لیلاها" از "سیّد علی شجاعی" بود.

این کتاب از زبان هفت راوی روایت شده است. راویانی که شاید کمتر اسمشان را در تاریخ شنیده باشیم ، اما از زمان خروج امام حسین (علیه السلام) از مکه تا عصر روز عاشورا کنار حضرت حضور داشته اند و داستان را روایت می کنند.

زهیر بن قین، ضحاک بن عبدالله مشرفی، حر بن یزید ریاحی، عبید الله بن حر جعفی، عمرو بن قرظه انصاری، شبث بن ربعی و من! هفت راوی کتاب هستند.

فضای کتاب حالت نمایشنامه ای دارد و 23 فصل را در برگرفته است: از فصل آغاز تا فصل وصل!

نویسنده از 25 منبع تاریخی معتبر در تالیف کتاب کمک گرفته و فرمایشات امام حسین (علیه السلام) را به صورت برداشت آزاد ترجمه کرده است.

"فصل شیدایی لیلاها" 182 صفحه دارد و انتشارات نیستان عهده دار نشر آن بوده است.


قسمتی از کتاب:

_ سلام بر حسین بن علی...

با گفتن این اسم، گویی تازه پی به شباهت حسین با پدرش می برم. چشم ها به یقین تکرار برابری اند با چشمان علی، نافذ و عمیق و بسیار زیبا.

ترس ناگاه را نمی فهمم، آبرو...خاطره ای که بی وقت جان می گیرد در ذهنم.حسین را دعوت می کنم به نشستن، مقابل می نشیند و من...می نشینم اما دلم نه...بی قرار...

_ آمدم برای دعوت؛ آیا مشتاق توبه نیستی که سنگینی بار گناهت، زمین نشاند و باران مغفرت، تیرگی معاصی ات بشوید؟...


شناسنامه کتاب:

مولف: سیدعلی شجاعی

ناشر: نیستان

سال چاپ:1389

تعداد صفحات: 182

قیمت پشت جلد(92) : 9800 تومان

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ آبان ۹۵ ، ۱۸:۰۰

معرفی توسط وبلاگ: تا اینجا خواندم...




اگر جست و جویی لا به لای مقاتل داشته باشید خواهید دید که تعداد آن ها بی شمار است. 

هرچند در بین این مقاتل سندیت تعدادی از آن ها از بقیه بیشتر است؛ از جمله لهوف و مقتل شوشتری!

اگر دنبال کتاب مقتلی می گردید که راوی آن مستند و مطمئن صحبت کرده باشد و هم با نکات ظریفش حالتان را دگرگون و اشکتان را جاری کند این کتاب را پیشنهاد می کنم.

کلام شهودی این مقتل چنان تاثیرگذار خواهد بود که آرزو می کنید باز هم بخوانیدش.

گردآورنده ی این اثر 256 صفحه ای ابراهیم سلطانی نسب است که روضه های آیت الله شیخ جعفر شوشتری را در این مجموعه به رشته ی تحریر درآورده است.


بخشی از این کتاب:

 پیامبر به عادت همیشه خود اظهار محبت به سیدالشهدا می نمود و با ایشان بازی می کردند، عایشه به پیامبر گفت: چقدر تو این کودک را دوست داری؟

حضرت فرمودند: وای بر تو .

چگونه دوستش نداشته باشم و از او خوشم نیاید و حال آنکه او میوه ی دل من و روشنی چشم من است.

بعد فرمودند: امت من بعد از من او را می کشند، هر کس بعد از وفاتش به زیارت او برود، خداوند در نامه ی عملش یک حج از حج و عمره های مرا می نویسد.

عایشه تعجب کرد و عرض کرد: یا رسول الله حجی از حج های شما ؟!

حضرت فرمودند: بلی، بلکه خدا دو حج مرا به آن زیارت دهنده می دهد.

باز عایشه تعجب کرد و حضرت زیاد کردند تا رسید به نود حج و نود عمره و فرمودند: خداوند به او نود حج های من و نود عمره  از عمره های من را می دهد.



شناسنامه کتاب:

مولف: ابراهیم سلطانی نسب

موضوع: روضه های آیت الله شیخ جعفر شوشتری

ناشر: آرام دل

تعداد صفحات: 256

سال چاپ: 1393

قیمت : 11000 تومان

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ آبان ۹۵ ، ۱۸:۰۰
معرفی توسط وبلاگ...الرّاجین


کتاب "الکامل فی التاریخ" نوشته "عزالدین علی بن محمد یا عزالدین ابوالحسن جزری" مشهور به ابن الاثیر است.
ابن  الاثیر نویسنده قرون ششم و هفتم  بدون ذکر روایات مختلف تاریخی کوشیده است با شرح صحیح ترین روایت از نظر خود روایاتی را که دچار لغزش هایی می دیده با نقد خویش به تفاوت آرا در پیرامون آن اشاره کند.
این کتاب به عنوان الگویی برای کتاب های تاریخی نویسندگان بعدی حائز اهمیتی بسیاری است،
سال های روایت این کتاب از ابتدای تاریخ تا سال 627 هجری قمری( دو سال پیش از فوت نگارنده) را در بر میگیرد.
نویسنده در این کتاب تقریباً به تمام ادوار و حکومت های سرزمین های اسلامی تا عصر خود اشاره نموده و بر طبق سال وقایع مهم را به شرح پیش گفته عرضه می نماید.
هرچند این کتاب به واسطه عدم ذکر منبع توسط نویسنده در اغلب مواقع با انتقاد های افراطی و گاه اعتدالی مواجه شده لکن برای کسانی که میخواهند از یک منبع دست اوّل موارد مد نظر خود را مطالعه نمایند جالب توجّه است.
دو ترجمه از این کتاب منتشر شده است ترجمه ای توسط آقایان عباس خلیلی و ابوالقاسم حالت و علی هاشمی حائری توسط شرکت سهامی چاپ و انتشارات کتب ایران(مجموعه سی جلدی) و جناب اقای سید محمد حسین روحانی  به طبع انتشارات اساطیر(تعدادی از جلد ها)


و امّا قسمتی از متن جلد پنجم کتاب ترجمه آقای روحانی:

گویند چون حسین بر آن شد که بر پایه ی درخواست نامه های عراقیان به کوفه رود،عمر بن عبدالرحمان بن حارث بن هشام در مکّه به نزد او آمد و گفت:
من برای کاری به نزد تو آمده ام که می خواهم آن را از روی نیکخواهی با تو در میان گذارم.اگر گمان بر این است که امید نیکخواهی از من میبری، آن را بگویم و آن چه را از راستی و درستی به گردن دارم بگذارم...

شناسنامه کتاب:
موضوع : تاریخ عمومی
مولف:عزالدین علی بن محمد یا عزالدین ابوالحسن جزری(ابن الاثیر)
ناشر: دارالصادر
مترجمان: عباس خلیلی، ابوالقاسم حالت، علی هاشمی حائری(ترجمه اول) +سید محمدحسین روحانی(ترجمه دوم)
تعداد جلد: 13
سال انتشار:1385

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ آبان ۹۵ ، ۱۸:۰۰