هیئت مجازی کتاب

هیئت مجازی کتاب

پیام های کوتاه

آخرین نظرات

  • Cougar

    متن تصویر

  • Lions

    متن تصویر

  • Snowalker

    متن تصویر

  • Howling

    متن تصویر

  • Sunbathing

    متن تصویر

یک لرن مرجع تخخصی وبلاگ نویسان

آخرین مطالب

۱۰ مطلب در بهمن ۱۳۹۲ ثبت شده است

مهمان معرفی کتاب توسط وبلاگ هستی....

falekhon.jpg (300×400)
*پشت سر را نگاه می‌کرد. پاهایش می‌لرزید و می‌دید مرگ،این جا مرگ سرسام‌آور است.... *
 
" فال خون" داستان یک سرباز عراقی و مافوقش است که برای دیده بانی و شناسایی اجساد به ارتفاعات غرب ایران به نام هور اعزام می شوند.
این سرباز در طول خدمتش در هراس دائمی از مرگ به سر می برد.
داوود غفارزادگان در تعلیق نگاری داستانی رو دست ندارد و این همان چیزی است  که تا پایان رمان های او یقه ات را می چسبد و رهایت نمی کند . فال خون هم همینطور.
داستان ترس سربازی از مرگ در طول حضورش در جنگ و این امر سرباز ایرانی و عراقی ندارد.
۸ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۲۷ بهمن ۹۲ ، ۰۰:۰۱

این روزها برای هر چیزی و هر کسی فرش قرمز پهن می کنند به جز کتاب های خوب....

۱۳ نظر موافقین ۱۳ مخالفین ۰ ۲۶ بهمن ۹۲ ، ۰۱:۱۳
این هفته...معرفی کتاب توسط وبلاگ سداد...
این کتاب، دفترچه یکی از شهدای جنگ تحمیلی «سعید مرادی»
 در لشکر 17 علی‌بن‌ابی‌طالب‌(ع) است.
 که مسؤل یکی از گروه‌های تفحص شهدا در میدان رزم یافته است.
او در این کتاب از هم‌رزمانش، دوستی‌هایش، صمیمیت و خلوص رزمندگان، شوخی‌ها و خنده‌هایشان، مناجات‌ها و راز و نیازهای خالصانه در تاریکی‌های شب، زیارت امامان معصوم (ع) در خواب و... می‌گوید. همچنین او از نبرد تن‌به‌تن با دشمن، مشاهده صحنه شهادت رزمندگان و آموزش‌هایشان در آب و خاک نیز گفته است.
شهید مرادی در دفترچه‌اش نشانی نوشته و وصیت کرده دفترچه را به یکی از این نشانی ها بفرستند.
حال این دفترچه را علی مؤذنی به صورت کتاب درآورده و در اختیار علاقمندان قرار داده است. این دفترچه خاطرات 6 سال حضور شهید مرادی در جبهه است که به قلم خود او نگاشته شده است.
نه آبی نه خاکی کتابی است که هم خنده ی آدم را در می آورد و در عین حال هم اشکش را...
کتابی فوق العاده زیباست.
هر کدام از بخش های کتاب را که خواستم بنویسم حیفم می آمد که بخش بهتری هم دارد! ولی در آخر بخشی از متن که روی جلد آمده را می نویسم:
"به یابنده: ای که این دفتر چه را پیدا می کنی، اگر مردی، آن را به یکی از نشانیهای زیر برسان، اگر هم مرد نیستی که یک فکری به حال نامردی خودت بکن. سخنی دارم با خودم، من با نوشتن این دفترچه یا اصولا نوشتن خاطرات، به آرزویی پاسخ می دهم که نویسندگی است. حالا اگر نفس پروری است،..."
 یک صفحه عکس....
۲۱ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰ ۲۴ بهمن ۹۲ ، ۰۰:۰۱

این هفته معرفی کتاب توسط وبلاگ   این روزها ....

تصور کنید دوستی دارید که به او بیشتر از چشم هایتان اعتماد دارید.ظهور و سقوط سلطنت پهلوی: خاطرات ارتشبد سابق حسین فردوست
محرم اسرارتان است و در جریان همه زیر و بم های زندگی شما بوده ؛ از خصوصی ترین و جزئی ترین روابط و حوادث زندگی شما خبر داشته و پشت صحنه های زندگی شما را از حفظ است.
تصور کنید این شخص "حسین فردوست" رئیس دفتر ویژه اطلاعات دوران پهلوی باشد و درست وقتی همه به خط پایان این حکومت رسیده اند، از جزئیات تاریخ پهلوی پرده برداری کند!
از روزهای حکومت رضا خان پهلوی ،روحیات و همسران رضا شاه، جریان کشف حجاب و برکناری اش گرفته تا نحوه کشورداری محمدرضا پهلوی و پشت پرده های دربار و کودتای 28 مرداد.
کتاب دو جلدی "ظهور و سقوط سلطنت پهلوی" مجموعه خاطرات ارتشبد حسین فردوست از سال های سلطنت پهلوی و فسادهای مالی و اخلاقی این حکومت است که به همت انتشارات اطلاعات چاپ و روانه بازار شده است.
کتابی که باب این روزهاست و مطالعه آن در هیاهوی بهمن ماه و ایام پیروزی انقلاب جور دیگری می چسبد.
 
برش هایی از این کتاب:
رضاخان فساد زیادی کرد، از جمله در غصب املاک مردم، به نحوی که با سقوط او مردم نفس حسین فردوست در لباس نظامی

راحتی کشیدند و شادی ها کردند؛ ولی در مقام مقایسه با پسرش باید به او رحمت فرستاد! اطراف رضا و محمدرضا، هردو را حلقه ای از مردم بی وطن احاطه کرده بودند که هیچ انگیزه دیگری جز استفاده از پول آن ها نداشتند. این مردم بی وطن شیوه خاص زندگی خود را داشتند و شب ها پس از این که با ویسکی و شراب لب تر می کردند، با طنازان اروپایی و آمریکایی راز و نیاز می نمودند. این دوران مملو است از سو استفاده های مالی کلان، چه به وسیله اشخاص منتفذ، چه اشخاص نزدیک به محمدرضا و فرح و نخست وزیر و وزراء.

 
*****
او (اشرف) به هیچ چیز بیش از مرد و پول علاقه نداشت و در این راه تا بدانجا رفته بود که علنا سر برادرش (محمدرضا) کلاه می گذاشت. اشرف رسما پول می گرفت و شغل می داد، از وکالت تا وزارت و سفارت، و هیچ ابایی نداشت. سپس دستور می داد که در زمان اشتغالت هرکاری می خواهی بکن و این قدر به من بده!                                                        
اشرف یک قمارباز حرفه ای در حد اعلا بود و قماربازهای حرفه ای را جمع می کرد و وارد محافل خصوصی محمدرضا می نمود.                                                    
(اشرف) قاچاقچی بین المللی بود و به طور مسجل عضو مافیای آمریکاست. او به هرجا که   می رفت در یکی از چمدان هایش هروئین حمل می کرد و کسی هم جرئت نمی کرد آن را بررسی کند.این مسئله توسط بعضی مامورین به من گزارش شد و من نیز به محمدرضا اطلاع دادم که اشرف چنین کاری می کند. محمدرضا به او دستور داد این کار را نکند.همین!
 
 
پ.ن:
*اگر هر فصل از این کتاب را به پایان رساندید و چشمانتان هنوز از این همه سیاه کاری وچپاول و بی بند و باری حکام ایرانی از حدقه بیرون نزده بود، حتما به خودتان شک کنید!
*عکس متن:حسین فردوست در لباس نظامی.
۲۴ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۲۰ بهمن ۹۲ ، ۰۰:۰۱

چشم انتظار باشی تا خواهر مهربانت از سفربرگردد.

خنده ای به رنگ رنج - 511324

و هنوز مثل ایام کودکی منتظر باشی تا برایت سوغاتی بیاورد.

او هم تو را وهم زمان را خوب می شناسد وبرایت کتاب سوغاتی می آورد.

می داندهیچ چیز به اندازه کتاب گرفتن خوشحالت نمی کند و می داند که بهمن ماه  خواندن کتاب خاطرات  مستند انقلاب خیلی می چسبد.

طرح جلد ساده کتاب تحریکت می کند به ورق زدنش.همان خاطره اول تو را می گیرد.تا الان نشنیده ای...

ماهی

"منوچهری که با یقه باز و چهرهای کریه که یک چیزی هم به گردنش انداخته بود نگاهی به من کرد و گفت:خامنه ای تویی؟گقتم:بله.پرسید :مرا می شناسی؟

گفتم:نه.گفت:من منوچهری هستم.و نگاه کردتا اثرحرفش را درصورتم ببیند.

خیلی چیزها در موردش شنیده بودم و فورا او را شناختم ولی به روی خودم نیاوردم.بعد گفت:

من تو را خوب می شناسم.تو همان کسی هستی که مثل ماهی از دست بازجو لیز می خوری.تک تک کارهای تو چیزی نیست اما مجموعه اش خدا می داند که چیست."

 کتاب را ادامه می دهی و وقتی به خودت می آیی که متن ساده و روان کتاب تو را تا ساعت سه نیمه شب بیدار نگه داشته است.هرچه بیشتر می خوانی بیشتر به  مفهوم طرح جلد کتاب پی می بری.

لب های خندا ن با چشم هایی بخیه شده....

کتاب گلچینی است از 400کتاب و شامل 139 خاطره که در239 صفحه  درکنار هم وبا عکس هایی ردیف شده اند.

خاطرات شخصیت های مبارز با نظرات مختلف سیاسی که بعد از گذراندن زندانشان برای بار دوم در این  کتاب دور هم جمع شده اند.

کتاب طنز تلخی است لطیف و عبرت آموزه....شاید خاطراتی شما را خنده وا دارداما در دلت احساس رنج می کنی چون بیشتر آنها از کسانی نقل شده که درحین شکنجه شدن بوده اند یا پس از آن شکنجه شده اند.

خاطراتش شاید تو را به خنده نیندازد اما روای آن را برای  لحظاتی کوتاه از زنجی که می کشیده رهایی داده است.

این کتاب خوش خوان وبا خاطرات کوتاهش کمکت می کند تابا قاطعیت بیشتری بگویی برای این انقلاب واقعا چه زحمت ها و شکنجه هایی کشیده شده ....

امیدوارم این کتاب در چاپ های بعدی اش کمی ویرایش شده وبانقطه گذاری ابتدا وانتهای جملاتش مشخص تر شود .مسلما  این کتاب با نقل خاطراتی از زنان انقلابی و مبارز آن دوران کامل تر خواهد شد.

در پایان یک خاطره از کتاب همراهی می کند:


« به اتفاق خانواده رفتیم به ملاقات ایشان، حسام (فرزند شهید عراقی) که بچه بود، از پشت میله پرسید : بابا چکار کردید که (شما را) را آورده‌اند اینجا؟ بابا با یک لبخندی جواب داد و گفت: صلوات فرستادم! پاسبان گفت حاجی چرا بچه را منحرف می‌کنی، بگو صلوات بودار فرستادم!».

*لینک

۱۷ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۸ بهمن ۹۲ ، ۰۲:۱۵

سلام...

بهارتون سرشار از کتاب های خوب....سالی پر از کتاب های ناب داشته باشید....

قراره یکشنبه هر هفتههیئت مجازی کتاب به روز بشه....شاید هم زودتر....

۲۱ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰ ۱۴ بهمن ۹۲ ، ۰۰:۰۱

این هفته...معرفی کتاب توسط وبلاگ اندیشه شهید مطهری

نام کتاب: زن منتظر و منتظر پروری

(رسالت های انگیزشی ،شناختی و رفتاری زن منتظر)زن منتظر و منتظر پروری

نویسنده: مریم معین الاسلام - علی غلامی 

خلاصه:

دشواری ها و سختی های دوران آخرالزمان و وضعیت اسف بار زن در دوران معاصر و نیز آنچه از وضعیت زنان در آخرالزمان که مورد اشاره ی روایات قرار گرفته است ،بهترین عامل ایجاد انگیزه در زن منتظر برای خیزش و حرکت به سمت شناخت راههای مصون و سالم ماندن از این وضعیت هولناک است.

زن منتظر برای شناخت رسالت های خویش در عرصه ی فردی،می بایست ابتدا با نگاهی از روی تدبر و دقت ،خداشناسی و هستی شناسی را سرلوحه ی کارهای خویش قراردهد.این مرحله گرچه یکی از اقدامات غیرضروری است ولی در واقع ،ریشه ی بسیاری از مشکلات را می بایست در ضعف بینش نسبت به خدا و هستی جستجو کرد.

پس از این اقدام نوبت به شناخت عظمت و جایگاه انسان می رسد.تنها در پرتو شناخت صحیح از انسان و تدبر در تفاوتهائی که خداوند در زن و مرد طرح ریزی کرده است میتوان به کمال شخصیت انسانی زن منتظر امید داشت.

همچنین زن منتظر می بایست بداند که بر شخصیت و رفتار وی ،اصولی حاکم است که می باید در مواردی که امور با هم تعارض می یابند،با اعمال آن اصول ،آنچه که اصل می گوید را در اولویت قرار دهد.

دین شناسی اقدام بعدی زن منتظر است .وی می بایست ضرورت ،جامعیت،ارکان و سیستم حاکم بر دین را به درستی بشناسد تا بتواند جایگاه حضرت مهدی"عج" را در نظام دین درک کند.

وی در گام آخر دشمنان خویش در مسیر حرکت به سمت جامعه ی مهدوی از جمله شیطان ،نفس اماره و جاهلیت مدرن را به صورت جدی درک کرده و برای محفوظ ماندن از گزند آن برنامه ریزی کند.

زن منتظر زمانی میتواند به رسالت خود در تربیت نسل مهدوی و مقدمه سازی ظهور عمل نماید که اصالت خانواده و نقش همسری و مادری را حفظ نموده و نسبت به فراگیری و عمل به ساز و کارها و مهارت های تربیت خانواده ای مهدوی،کوشا باشد.

مطالعه این اثر مفید را به همه مهدی پژوهان، به ویژه بانوان مهدوی توصیه می نماییم.

 

 

۹ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۱۳ بهمن ۹۲ ، ۰۰:۰۱

 
مرحوم آیت الله العظمی مرعشی نجفی در قیصریه‌ی نجف، نماینده‌ی انگلیس را دیده بود که نسخه‌های خطی و چاپی نایاب را جست‌وجو می‌کند و می‌خرد، همین او را مصمم کرده بود که این گنجینه‌ها را نجات دهد. روایت محمود مرعشی فرزند آیت‌الله نجفی مرعشی را بخوانید درباره‌ی سال‌هایی که با زحمت زیاد کتاب‌های خطی را جمع می‌کرد تا سومین کتاب‌خانه‌ی بزرگ جهان اسلام آرام شکل گیرد.
۹ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۰۶ بهمن ۹۲ ، ۰۷:۰۰

معرفی کتاب :

مباحثی که وحید ملتجی در این کتاب مطرح می‌کند، عبارتند از مدیریت هیات، مناسک آیینی و عزاداری تا اوقات فراغت، رسانه و سینما؛ و همه موضوعات مهمی که در حوزه برنامه ریزی، سیاست گذاری و مدیریت فرهنگی نقش اساسی دارند.
وقتی جوانانی می‌پرسند می خواهیم کار فرهنگی بکنیم، چه بخوانیم؟ این کتاب یکی از آثاری است که می شود به دست آنها داد و مطمئن بود چیزی از آن خواهند آموخت.
بخشی از کتاب:
مهندسی فرهنگی چیست و کیلویی چند است؟
البته قبول دارم که به جنس و فروشنده و کشور تولید کننده بر می گردد و برای همین است که هنوز نمی دانیم اوضاع چه جوری است و چه باید کرد و همینطور مشغول فعالیت و دور زدن هستیم. امید که سرمان گیج نرود!
 
کتابی جذاب و خواندیست....

حتما توصیه می کنم.

این هفته مهمان  معرفی کتاب  توسط  وبلاگ  سداد....بودیم.

*لینک

۲۰ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰ ۰۶ بهمن ۹۲ ، ۰۰:۰۱