هیئت مجازی کتاب

هیئت مجازی کتاب

پیام های کوتاه

آخرین نظرات

  • Cougar

    متن تصویر

  • Lions

    متن تصویر

  • Snowalker

    متن تصویر

  • Howling

    متن تصویر

  • Sunbathing

    متن تصویر

یک لرن مرجع تخخصی وبلاگ نویسان

آخرین مطالب

۳۶ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «کتاب خوب» ثبت شده است

معرفی توسط وبلاگ...خدا باران






موضوع کتاب چنین است که چرا بعضی از مردم هم چون تافته ای جدا بافته اند که بیش از دیگران موفق می شوند.
نویسنده در این کتاب زندگی غذا های تجارت ، نابغه های علمی ، ستارگان ورزش و م موسیقیدانان را بررسی می کند و نشان می دهد که آن ها چه وجه اشتراکی دارند که موفق شده اند .
بر خلاف کتاب هایی که در باب موفقیت نوشته شده است در این کتاب روش های موفقیت ( هدف داشتن ، برنامه ریزی، و ...) بیان نشده است بلکه روابط بین سال تولد ، خانواده ، شرایط زندگی و شرایط را داده در طی زندگی، با دستیابی به موفقیت بیان شده است .
خواندن این کتاب دیدگاه جدیدی از تافته های جدابافته به خواننده می دهد.
کوتاه از کتاب :  !!!!
( نمی توانم جمله ای از کتاب را به صورت خاص جدا کنم، چون کتاب بسیار به هم پیوسته‌ است و با یک پاراگراف کوتاه نمی توان خواننده را جذب کرد اما پیشنهاد می کنم بخوانید و جذبش شوید)


شناسنامه کتاب:
نام کتاب: تافته های جدا بافته
نویسنده : ملکوم گلادول
مترجم : میترا معتضد
انتشارات : البرز
تعداد صفحات : ۳۳۵
۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۴ تیر ۹۷ ، ۱۱:۴۹

معرفی توسط وبلاگ...این روزها



Image result for ‫دختری در قطار‬‎


خیال پردازی درمورد آدم ها و مکان هایی که تقریبا هرروز از کنارشون عبور می کنیم کار جذابیه.

شاید هرروز صبح توی تاکسی، اتوبوس یا هرجایی با چهره هایی برخورد داشته باشیم و بدون اینکه بشناسیمشون باهاشون تخیل بافته باشیم و در موردشون حدس هایی زده باشیم.

جذابیت کتاب "دختری در قطار" هم دقیقا در همین تخیل و رویا پردازی بود!

"راشل واتسون" راوی اول این کتاب، هرروز سوار بر قطار از جلوی ساختمونی رد میشه و زوجی رو توی بالکن میبینه و این تصور همیشه باهاشه که اون ها چقدر آدم های خوشبختی هستند. اما خبر ناگهانی روزنامه ها در مورد گم شدن یکی از این زوج، راشل رو کنجکاو میکنه تا بیشتر در موردشون بدونه و ناخواسته وارد ماجراهای پلیسی و گره های داستان بشه.

راوی فصل های دیگه ی این کتاب "آنا" (همسر دوم شوهر سابق راشل) و "مگان" (شخصیت گم شده و مقتول) هستند.

شاید حجم کتاب و توضیحات اولیه ی راشل برای معرفی خودش و زندگی گذشته ش، کمی خسته کننده باشه اما غیرقابل پیش بینی بودن و گره های متعدد کتاب حتما تشویقتون میکنه که تا آخر با نویسنده همراه بشید.

این کتاب جزء پرفروش های بریتانیا بوده ،"پائولا هاوکینز" نویسنده و انتشارات "هیرمند" ناشر این اثر 336 صفحه ای هستند.

این رو هم اضافه کنم که فیلم The Girl on the Train سال 2016 در ایالات متحده اکران شده.


بخشی از این کتاب:

قطار امروز نمی ایستد و آهسته می گذرد. صدای تلق تلقِ چرخ هایش را روی اتصالش می شنوم و انگار لرزشش را حس میکنم. چهره ی مسافرها پیدا نیست و می دانم کسانی هستند که محل کارشان یوستن است و باید بروند آن جا هرروز پشت میز بنشینند؛ اما من می توانم رویا ببینم. رویای سفرهای بیش تر به جاهای غریب تر، رویای ماجراجویی در انتهای مسیر و فراتر از آن. توی سرم مدام برمی گردم به هولکام؛ عجیب است که هنوز هم با چنین احساسی و با چنین اشتیاقی صبح هایی مثل امروز یادش می افتم؛ ولی به هرحال یادش می افتم...


شناسنامه کتاب:

نویسنده: پائولا هاوکینز

مترجم: مهرآیین اخوت

سال چاپ: 2015

تعداد صفحات: 336 صفحه

ناشر: نشر هیرمند

قیمت چاپ شانزدهم: 22000 تومان


۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۳ تیر ۹۷ ، ۰۹:۰۸

معرفی آزاد...خانم باران تابنده 

 

 

دیگر دل و دماغ ادامه بحث برایم باقی نمانده بود ، از طرفی هم اگر ادامه نمی دادم واقعا فضا خیلی سنگین می شد. اما هر چه سعی کردم حرفی بزنم، نتوانستم. توی دلم از حسین گلایه داشتم که چرا فکر بچه ها را نمی کند؟  چرا همه اش توی خودش است؟ 

توی همین فکرها بودم که سارا با کاسه ای وارد اتاق شد، کاسه را جلوی حسین گذاشت و گفت : « بفرمایید ، چون خیلی انـار دوست دارید ، چندتایی مخصوص شما از ایران آوردیم. »

بوی مفرّحی به مشامم رسید، دقیق که شدم بوی گلاب بود، گلابی که دخترها روی انـار ریخته بودند تا حال پـدر را جا بیاورد، شکر خدا توی این اوضاع نا به سامان و قاراش میش هم حس دخترانگی شان را به خوبی حفظ کرده بودند و یادشان مانده بود که ظاهر کارهایی هم که می کنند باید شیک و دلربا باشد!

این حرکاتشان که حکایت از ریزه کاری های زنانه بود، خیلی برایم مهم و نشاط برانگیز بود . چون گاهی که آن سر نترسشان را میدیدم نگران میشدم نکند روحیه پسرانه پیدا کرده باشند.

حسین با لبخند کاسه انـار را جلوی صورتش گرفت و چشمانش را بست ، بوی گلاب را توی بینی اش کشید و سبکبال گفت : « بوی ایـران میده ، بوی آرامـش و امنیت ».
لحظه ای انگار در افکاری شیرین فرورفته باشد مکث کرد و با لبخندی پر از آرامش ادامه داد « هیچ نعمتی بالاتر از نیست. الحمدالله الآن با خیال راحت دورِ هم جمع شدن ، می گن ، می خندن، خب گاهی هم مشکلاتی دارن، اما در امانن !

دوباره مکث کرد. کاسه انار را زمین گذاشت و کمی بهش خیره شد . سرش را که بالا گرفت پرده ای از اشک روی چشم هایش را گرفته بود و در حالی که می خواست بغض فرو خفته اش را در صدایش بروز ندهد ، ادامه داد « اماآواره بیابونن. نه خواب درستی دارن و نه خوراکی ، چون که ندارن، هر روز توی کوچه های همین دمشق، صدای گریه  بچه هایی میاد که تازه یتیم شدن یا مادرشون رو مسلحین(تکفیریها) بهبردن .»


** قسمتی از کتاب خداحافظ سالار«خاطرات همسر سرلشکر شهید حاج حسین همدانی»

۱ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۰۶ خرداد ۹۷ ، ۰۰:۰۱

معرفی آزاد...خانم باران تابنده

 

 

دستم را گرفت و با صدای لرزان پر از حزن و دل تنگی  در حالی که اشک هایم  را پاک می کرد گفت :« فرزانه ، دلـم رو لرزوندی ولی ایمـانمو نمی تونی بلرزونی !» 

تا این جمله را گفت تکانی خوردم ، با خودم گفتم :« چیکار داری میکنی فرزانه؟! تو که نمی خواستی از زن های نفرین شده روزگار باشی پس چرا حالا داری دل همسرتو می لرزونی؟» 

نگاهم را به نگاهش دوختم به آرامی دستم را از دستش کشیدم و گفتم : «حمید خیلی سخته، من بدون تو روزم شب نمیشه ولی نمی خوام یاریگر شیطان باشم ، تو رو به امام زمان (عج) میسپارم، دعا میکنم همه عاقبت بخیر بشیم». 

لبخند روی لبهایش نشست، لبخندی که مرهم دل زخمی ام بود، کاش می توانستم این لبخند را قاب کنم و به دیوار بزنم و تا همیشه نگاهش کنم تا ایمانم از سختی روزگار متزلزل نشود ، این حرفها هم حمید را آرام کرد و هم وجود متلاطم مرا به ساحل آرامش رساند ، گفت: « یادت رفته تو برای دعا کردی ؟» 

پرسیدم:« چطور ؟ روزهایی که پیش تو بودم همه قشنگ بوده ، کدوم روز منظورته؟!» 

گفت:« یادته سر بهت گفتم دعا کن برآورده بشه، من همونجا از خدا خواستم زودتر بشم و تو هم از خدا خواستی دعای من هر چی که هست مستجاب بشه ». 

شبیه کسی بودم که سوار ماشین زمان شده باشد و ذهنم به لحظات عقدمان پر کشید، 😧 روزی که حمید شناسنامه اش را جا گذاشته بود ، خیلی دیر رسید ولی حالا خیلی زود میخواست برود. 

باید خوشحال می بودم یا ناراحت؟ 

برای نبودنش پیش خودم دعا کرده بودم یا برای جدایی و آسمانی شدنش ؟! 


🔸 برگی از کتاب «یادت باشد❤...» به روایت همسر شهید مدافع حرم، حمید سیاهکالی مرادی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۳۰ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۱:۳۹

معرفی آراد...خانم فاطمه عارف نژاد

پیشاپیش عرض کنم که وقتی این رمان را شروع کنید، به یقین تعجب خواهید کرد که این فضاها چه ربطی به #انقلاب دارد؟ این داستان که میچرخد دور و بر تئاتر و جماعت هنرمند و روابط آن ها و بافت سنتی شهرستان ها! درست است! این کتاب روایت خلاقانه ای است از طیف به خصوصی در مبارزات انقلاب، قرار نیست برود سراغ اسلحه به دست ها یا زیاد ریز بشود در فعالیت سیاسی ها.
.
تم اصلی ماجرا عشق صادقانه و قدیمی #مفتون است به #فیروزه. دلبستگی یک شاگرد به استاد تئاترش که البته عاقبت به خیر... می شود؟ نمی شود؟
#عشق در این رمان مفهوم بلندی است، از عشق مفتون به فیروزه شروع میشود و سر از عشق به مبارزه در می آورد. از شاگردی در کلاس تئاتر فیروزه شروع میشود و میرسد به شاگردی #آقا_مرتضی و بعد هم #آقا_سید_علی...
در این کتاب همه شاگردند و تمام اتفاقات کلاس درس. سیر تغییر شخصیت ها قابل توجه است.
.
از شروع غافلگیرانه اش که بگذریم، برگ برنده کتاب در همان صفحات ابتدایی میدرخشد: نثری روان و به شدت خوش خوان. #مفتون_و_فیروزه را به خصوص در جلد اول سخت می شود زمین گذاشت. جملات کوتاه سبک نوشتار خاصی به رمان داده، و فصل های کوتاه مخاطب را به ادامه تشویق می کند.
.
#سعید_تشکری در این رمان بلند وقایع سال های منتهی به انقلاب را در زمینه ی #درام_های_عشقی به تصویر کشیده. قصه به همراه شخصیت ها بین #قوچان و #مشهد در رفت و آمد است. ضرباهنگ خوبی هم دارد و کشش داستانی را در کنار حجم اطلاعاتی که می دهد فراموش نکرده.
#شخصیت_پردازی اش هم تقریبا نمره قابل قبولی میگیرد، نویسنده خوب توانسته از پس شخصیت های پرتعداد رمانش بربیاد و آن ها را گم نکند: #مفتون، #فیروزه، #آذر، #اسد، #زیور، #داریوش_دانشگر، #طیبه، #حبیب، #پری و...
این شخصیت ها را البته باید در کنار اشخاص حقیقی رمان دید: #سید_علی_خامنه_ای، #شهید_هاشمی_نژاد، #هژبر_یزدانی و... که در صفحات این رمان حضور دارند. با این کتاب میشود برش هایی از تاریخ انقلاب را مطالعه کرد. سوژه بکر است و عوض شدن گاه و بیگاه راوی داستان زاویه دید های مختلفی به مخاطب میدهد. .
یکی از ویژگی های مهم کتاب، احتمالا به خاطر فعالیت طولانی مدت تشکری در هنرهای نمایشی، تصویری بودنش است. این رمان سرشار از تصاویر زنده است. #مفتون_و_فیروزه یک #سریال_خواندنی ست! سکانس هایش را میشود دید، تمام رنگی و قابل لمس.
.
#مفتون_و_فیروزه خواندنی بود و ارزشمند. حرف هایی را زده که دیگران نزدند، به گوشه هایی سرک کشیده که بقیه فراموش کردند.
.
کاش بخوانیدش! هم فال است و هم تماشا!
شناسنامه کتاب:

مفتون و فیروزه

سعید تشکری(مولف) 
ناشر : کتاب نیستان
سال چاپ : ۱۳۹۳
تعداد صفحات : ۱۱۰۶
۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۸ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۰:۰۱

معرفی آراد .....خانم فاطمه رستگار مقدم

متنی از کتاب:
چیزهایی هست که دلت می خواهد باور کنی اما نمی توانی و چیزهایی هست که دلت نمی خواهد باورشان کنی اما قبولشان داری .
این‌ کتاب جذاب، یک تصویر قدرتمند از نژاد پرستی سفید پوستان و سیاه پوستان علیه یکدیگر را به نمایش می گذارد .
در خلال این داستان دختری سیاه پوست به نام مینا سوئیفت که دانشجوی ممتاز و بورسیه دانشگاه اسچایلرو است ، به طور مرموزی می میرد. پس از گذشت پانزده سال دوست و هم اتاقی او که یک سفید پوست است ، آن اتفاق را آسیب شناسی می کند .
شناسنامه کتاب:
نویسنده :جویس کارول اوتس
مترجم :علی قانع 
انشارات:افراز
قیمت: 7800 تومان
۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۷ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۰:۰۱

معرفی آزاد....خانم فاطمه رستگار مقدم

۵۳ نفر هیئت مجازی کتاب

کتاب جذابی است از سرگذشت چهار سال(۱۳۱۶-۱۳۲۰) از عمر بزرگ علوی که به قلم خود ایشان ، درباره مدت زمان حضورشان در زندان دوره رضاخان به جرم سیاسی (کمونیست بودن) ، به عنوان زندانی سیاسی ،نگاشته شده است .
در این کتاب از زمان زندانی شدن تا شکنجه های روحی و سیاست های زندان و مقاومت دسته جمعی زندانیان و کمبودها تا آزادی از زندان موشکافانه و همراه با تحلیل های ایشان بیام شده است.
بخشی از کتاب.:
حیات و من آن ما ارتباط کامل با دوام و فنای حکومت رضا خان داشت. در این حقیقت کسی دیگر  شکی نداشت، یا حکومت رضاخان یا ما! 
من این جا وقتی صحبت از "ما " می کنم ، مقصودم فقط پنجاه و سه نفر نیست، پنجاه و سه نفر فقط نماینده طبقه جوان و ستمدیده این کشور بودند که از پس بی ایمانی و پول پرستی و رذالت طبقه حاکمه به تنگ آمده بودند و می‌کوشیدند به هر قیمتی شده این اساس را متزلزل کنند.
شناسنامه کتاب:
نام کتاب : ۵۳ نفر
نویسنده: بزرگ علوی
انتشارات: نگاه
تعداد صفحات: ۳۲۸
۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۲ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۹:۳۰

معرفی کتاب توسط وبلاگ...این روزها

Image result for ‫کتاب شولا‬‎

"شولا" کتاب پر دردی بود. قصه ی آدم هایی که با وجود غصه هایی که در سینه داشتند سعی می کردند صورتشان را با سیلی سرخ نگه دارند. 

آدم هایی که هرکدام به نوعی از روزگار زخم خورده بودند و غمشان را از دیگران پنهان می کردند. شولا یک عاشقانه ی نسبتا تلخ بود. داستان طه و طاهر و تهمینه، با حال و هوای نذری و عاشورا و عزاداری. هم امید داشت هم خشم. هم دلگرم می کرد و هم زخم می زد.

از همه این ها که بگذریم نثر کتاب نثر متفاوت و خاصی بود. قلم قوی، با توصیفات محسوس از زیبایی های اثر "علی میر میرانی" بود.

بخشی از این کتاب

حالا هم حواس طه، همزمان چندجا بود. خیالش با کارکنانش آسودگی داشت. شکل خانواده بود. حرمت بود. ریشه در اعتماد داشت. طه یک بار هم نگفته بود رستوران من. رستوران را که اصلا نمی گفت . جایی هم ننوشته بودند. چلوکبابی. می گفت چلوکبابی مرشد. این تنها از زبانش نمی آمد. از جانش می آمد. شمایل باور جمعی همه ی آن هایی بود که کنار طه و با طه کار می کردند...

شناسنامه ی کتاب

نویسنده : علی میرمیرانی

ناشر : انتشارات مروارید

تعداد صفحات : 124 صفحه

سال چاپ : 1396

قیمت پشت جلد : 11000 تومان

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۹ فروردين ۹۷ ، ۰۰:۰۱

معرفی توسط وبلاگ... این روزها

Related image

باید اعتراف کنم هر فصل از این کتاب را که خواندم بستم ش، به سقف خیره شدم و از خودم پرسیدم این زن چرا اینقدر باید برای به دست آوردن عشق بجنگد؟ 

بعضی صفحه ها حرص درآور بودند، بعضی فصل ها شعله ی امید را در آدم زنده می کردند که بالاخره آن همه سماجت جواب داده، و بعضی فصل ها را خواندم تا فقط به آخرش برسم و ببینم چه می شود!

کتاب "تصرف عدوانی" برخلاف اسمش که یه عبارت حقوقی ست و کمی سنگین به نظر می آید، کتاب جالب و پر کششی بود. 

قصه از جایی شروع می شود که «استر نیلسون»، شاعر و مقاله‌نویس 31 ساله برای سخنرانی درباره «هوگو راسک»، هنرمند شناخته‌شده دعوت می شود و بعد از آن سخنرانی احساس می کند عاشق هوگو شده است.

در خلال این احساسش چیزهای زیادی از زندگی گذشته اش را ترک می کند و تمام تلاشش را برای به دست آوردن هوگو به کار میگیرد. 

داستان جنگ ها و شکست ها، امیدها و انگیزه ها، همین طور بحث های هنری و فلسفی که بین هوگو و استر انجام میشود از جذابیت های این کتاب بود. حتی صحبت هایی که استر در مورد احساسش با دوستانش انجام می دهد تِم روانشناسی قوی به داستان داده بود.

یک مسئله ی دیگر که خیلی به چشم من آمد و به نظرم میتواند این کتاب را به عنوان یک کتاب مفید برای شناخت دنیای زنان غربی معرفی کرد ، همین تلاش های استر برای دیده شدن، نداشتن پشتوانه، و جنگیدن برای دوست داشته شدن با همه ی ابعاد شخصیتی اش است. استر قبل از این آشنایی زنی تحصیل کرده، موفق با جایگاه اجتماعی قابل قبولی ست که سعی میکند با همه ی داشته هایش از زندگی لذت ببرد، اما بعد از آشنایی با هوگو به فردی تبدیل می شود که به قول خودش آرزو می کند کاش جزو هفت میلیارد انسانِ روی کره ی زمین بود که هیچ احساسی به هوگو نداشت!

 

بخشی از این کتاب

درون استر چند لحظه به طور بی شکلی نرم شد. به خود می بالید که مقاومت کرده بود و از تمام بارهایی که به تازگی می خواست تحقیر بی کم و کاستش را به هوگو نشان دهد منصرف شده بود.آدم هرگز از خویشتن داری پشیمان نمی شود. خشم و پرخاش برعکس است. آدم تقریبا همیشه آرزو می کند آن ها را بروز نداده بود. مشکل این است که آدم نمی داند چه وقت در فاصله ی بین "تقریبا هرگز" و "تقریبا همیشه" هست که تندی و پرخاش توجیه پذیر می شود و مطلوب ترین نتیجه را به بار می آورد...

 

شناسنامه کتاب 

نویسنده: لنا آندرشون

مترجم: سعید مقدم

سال چاپ: 1395

تعداد صفحات: 170 صفحه

ناشر: نشر مرکز

قیمت چاپ دوم: 12500 تومان

۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۲ فروردين ۹۷ ، ۰۰:۰۱

معرفی کتاب توسط وبلاگ... این روزها

وقتی جلد کتاب را با آن تصویر "مُهرگلین"  و اسم "سهروردی" دیدم، یاد فلاسفه ی دوران دبیرستان و حکمت اشراق و سختی های به خاطر سپردن حکمت هایشان افتادم!! با خودم گفتم حتما کتاب فلسفی و سختی ست و چند هفته زمان لازم است تا تمامش کنم. اما بر عکس تصورم نثر کتاب آنقدر صمیمی بود که آن را یک نفس بخوانم و تا پایان کتاب به دنبال تعبیر خواب سهروردی در ایام کودکی اش باشم.

کتاب جذاب و خواندنی "قلندر و قلعه" داستان زندگی "شیخ شهاب الدین سهروردی " ست که روایت های سال های کودکی، جوانی و مرگ عارفانه ی او را در بر گرفته اند.

سهروردی در کودکی خوابی می بیند که در این خواب یک بال برای پرواز کم دارد. بعد از سال ها نشست و برخاست با عالمان و حکیمان شهرهای مختلف و دست شستن از زندگیِ همراه با رفاه در کنار خانواده ، به این باور می رسد که بال دیگر او برای پرواز همان علم و دانشی بوده که سال ها به دنبالش رفته است.

سهروردی در این نشست و برخاست ها به آتشکده ی زرتشتیان می رسد و حاصل این دیدار با "مغ آتشکده" او را به راه های روشن تری هدایت می کند.

نویسنده ی با ذوق کتاب، در آغاز هر بخش، از یک یا چند بیت شعر کمک گرفته است تا فضای داستان را لطیف کند و عصاره ی آن بخش را در بیت ها جا دهد.

شخصیت سهروردی از جهات مختلفی به "منصور حلاج" شباهت دارد؛ هردوی آن ها در اثر تربیت و سلوک به مقام "کُن" رسیدند و عظمت و عزت واقعی اشرف مخلوقات را به نمایش گذاشتند و... عاقبت زبان سرخشان سر سبزشان را به باد داد!

بخشی از این کتاب:

_ می گویند شما شراب می نوشید. هم چنین عده ی زیادی در شهرهای مختلف دیده اند که شما به موسیقی گوش می دهید و در مجالس می رقصید...

شما چرا می خواهید شراب خواری کسی روشن شود؟ پیامبر شما بر کتمان اسرار مومنان چقدر تاکیید کرده است! هرگاه چیزی از اسرار اصحاب را به او می گفتند اعتنایی نمی کرد و می گفت: "من برای نقب زدن و رفتن به درونِ دلِ مردم دستور ندارم". او تلاش می کرد که مردم ظاهرا مسلمان باشند و هرگز به اثبات کفر و فساد کسی نمی کوشید...من به شما می گویم که مسلمانم و اینک در حضور شما بزرگان به یگانگی خداوند و رسالت محمد "ص" شهادت می دهم...و اما در مورد سماع: دل را شادمانی هایی است و مستی هایی که هرگز با شادمانی های دنیوی و مادی و مستی های شرابی که از آب انگور است مقایسه نمی شوند. آن گاه که نگاهی از پشت پرده مستم کند، نرقصم چه کنم؟!

شناسنامه کتاب:

مولف: سید یحیی یثربی

ناشر: نشر قو

قطع: رقعی

سال انتشار: 1388

تعداد صفحات: 320 صفحه

قیمت چاپ دوم: 2300 تومان

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۶ بهمن ۹۶ ، ۱۸:۲۲

معرفی توسط وبلاگ: این روزها



Image result for ‫یوسف آباد، خیابان سی و سوم‬‎



"یوسف آباد، خیابان سی و سوم" کتابی بود که با بی میلی شروع کردم و با هیجان به آخر رساندمش!!

چهار نفر هستند که در جریان کتاب حضور دارند و هر چهار فصل از این کتاب به روایت یکی از آن هاست. (فکر کنید یک شب به یک مهمانی دعوت شدید و بعد همه ی حاضران این مهمانی از نگاه خودشان، مهمانی را توصیف کنند.)

بخش دلچسب کتاب برای من تغییر لحن ها و حس و حال ها در فصل های مختلف کتاب بود. دو فصل این کتاب را دو مرد و دو فصل دیگر را دو زن روایت می کنند. اگر روی جلد فقط اسم یک نویسنده نبود فکر می کردم فصل های زنانه به روایت زنان و فصل های مردانه به روایت مردها تحریر شده اند، بس که لحن ها گاهی حساس و زنانه و گاهی خشن و مردانه اند!

چیزی که در طول خواندن اذیتم می کرد این بود که نوشته ها پشت سر هم می آمدند و پاراگراف مشخصی نداشتند؛گاهی گیج می شدم که کدام جمله مونولوگ است و کدام جمله دیالوگ!

شناسنامه ی کتاب، نام "نشر چشمه"و "چاپ دهم" را نشان می دهند. نویسنده ی این کتاب 114 صفحه ای "سینا دادخواه" است و شما را با چهار روایت مختلف در چهار فصل همراه می کند. قیمت این اثر 8500 تومان می باشد.



شناسنامه کتاب:

مولف: سینا دادخواه

سال چاپ: 1387

ناشر: نشر چشمه

تعداد صفحات:114 صفحه

قیمت:8500 تومان

قطع: وزیری

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۳ بهمن ۹۶ ، ۰۰:۱۹
معرفی توسط وبلاگ...فاصله ای به وسعت دلتنگی


Image result for ‫"سخنان امام حسین (ع) از مدینه تا کربلا" نوشته ی محمد صادق نجفی‬‎
سلام به دوستان هیئتی!
عزاداری هایتان قبول امام حسین باشد ان شالله...

این بار می خواهم کتابی را معرفی کنم که متناسب این ایام هم هست، که البته خودم هنوز تمامش نکرده ام ولی تا جایی که خوانده ام به نظرم یکی از منابع  خیلی خوب برای فهم قیام عاشورا از زبان خود امام حسین (ع) است.
اسم این کتاب "سخنان امام حسین (ع) از مدینه تا کربلا" نوشته ی محمد صادق نجمی می باشد.
این اثر به طور مفصل به سخنان امام از زمان دستور یزید برای بیعت گرفتن تا قیام عاشورا می پردازد.
در این کتاب، نویسنده سعی کرده تا متن سخنان امام حسین (ع) را از آغاز حرکت از مدینه تا هنگام شهادت، به ترتیبی که آن حضرت در مناسبت‌های مختلف ایراد کرده، برگرفته از منابع مختلف، ثبت نماید.
این اثر در ۴ بخش مدینه تا کربلا، مکه تا کربلا، سخنان امام (ع) در کربلا، خطبه حسین بن علی (ع) در منی، نوشته شده‌است.
از منابع استناد شده در تألیف این اثر می‌توان به کتاب‌های شرح نهج‌البلاغه، نورالثقلین، تهذیب‌التهذیب، مناقب، سفینه‌البحار، مقتل و وسایل‌الشیعه، اشاره کرد.
این کتاب از سوی بوستان کتاب قم در سال ۱۳۸۱ منتشر و تا کنون بیش از سیزده بار تجدید چاپ شده است.



شناسنامه کتاب:

مولف: محمد صادق نجمی 
ناشر کتاب : بوستان کتاب قم
تعداد صفحات: 420
قطع: وزیری
زبان کتاب: فارسی - عربی
سال نشر: 1390
۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۱ آبان ۹۶ ، ۱۷:۰۰


معرفی توسط وبلاگ... رجعت صدر

Image result for ‫کتاب واقعه ی حره محمدعلی چنارانی‬‎


حرف دل: خیلی ها را دیده ام...خیلی آدم های بزرگ و به اصطلاح اندیشمندی را دیده ام که با اندک تحلیلی از وقایع بعد از عاشورا، مغرورانه و خودخواهانه سرشان را بالا می گیرند و درباره مردمانی که چهارده قرن پیش از ما زیسته اند، قضاوت می کنند...و افاضات می فرمایند که مردم مدینه (معاذ الله) حقشان بود که به فاجعه حرّه گرفتار شوند؟!!!

این آدم ها به طور قطع و یقین یا از فجایعی که طی واقعه حرّه بر امت اسلام وارد شد، عمق جنایت و تجاوزی که حادث شد، قاریان و محدثان و اصحاب و یارانی که در این حادثه قربانی شدند، غافلند و یا خود را به خواب زده اند.

و یا فراموش کرده اند استرجاع رسول خدا صلی الله علیه و آله را سال ها پیش از واقعه حرّه که فرمود: «یُقتل فی هذه الحرّه خیارُ امّتی بعد أصحابی» سیفنة البحار1/240

یا فراموش کرده اند عبدالله ابن حنظله غسیل الملائکه و چهار فرزندش...همه قوم و قبیله اش چرا یک تنه در برابر لشکر شام ایستادند و تن به قطعه قطعه شدن سپردند و از مدینة النبی تا آخرین قطره خونشان دفاع کردند؟ که شرمنده رسول الله صلی الله علیه و آله و فرزندانش نباشند! همان شرمندگی که ما امروز اگر ذره ای غیرت داشته باشیم، باید نسبت به مرزهای مسلمین احساس کنیم ولی خود را مسلمان می دانیم و باکمان نیست!
مگر ما خودمان...امت امروز رسول الله صلی الله علیه و آله که هستیم و برای اسلام چه کرده ایم که این چنین، مدعی شناخت حق و باطل شده ایم و اینچنین برای دیگران تعیین تکلیف می کنیم؟
اصلاً چطور به خودمان اجازه می دهیم، صحابه و یاران و فرزندان رسول خدا صلی الله علیه و آله ...را اینچنین بی رحمانه و وحشیانه شایستۀ چنین سرنوشتی بدانیم؟ یا (معاذ الله) مدینة النبی شهر پیامبر صلی الله علیه و آله را سزاوار این ویرانی و نابودی ببینیم؟

که اگر چنین باشد...و اگر به چنین حوادثی در اسلام راضی باشیم، شک نکنید که ما هم با خائنان و لعینانی که آن فجایع را به امت اسلام تحمیل کرده اند شریکیم.
بله مردم مدینه در طول تاریخ اشتباه زیاد کردند...راه امامت را منحرف کردند...با امامشان دیر بیعت کردند...امامشان را تنها گذاشتند...حتی در واقعه حره، وقتی از امام سجاد علیه السلام پیروی نکردند و از مدینه بیرون نرفتند...یعنی هنوز در اشتباهند و امامشان را نشناخته اند...

ولی چقدر خوب است که ما به جای این که همیشه خودمان را جای آدم های کاملا خوب و معصوم قصه تصور کنیم، یکبار هم کمی...فقط کمی بد باشیم...خودمان را بگذاریم به جای مردم مدینه...مردم مدینه ای که چه سوگوارانه و سیاهپوش به استقبال کاروان اسرای کربلا رفتند و چه شرمگنانه در عزای امامشان اشک ریختند و چه حسرت ها کشیدند...

بعد...ببینیم...آیا اگر ما هم به جای مردم مدینه بودیم، سکوت را بر قیام، و امنیت و آرامش را بر کشته شدن و قطعه قطعه شدن ترجیح می دادیم؟ یا مثل مردم مدینه...ولو جلوتر از امام حاضر شیعیان! قیام می کردیم و تن به ذلت نمی دادیم؟

مطالعه کتاب کوچک واقعۀ حرّه یک عبرت بزرگ تاریخی است..برای همه کسانی که درد دین دارند ، برای همه آن هایی که می خواهند در طوفان بلا ها و حوادث به بیراهه نیفتند...برای همه آن هایی که می خواهند امام حاضرشان را خوب بشناسند...برای همه کسانی که می خواهند قیام و قعود و سکوت و فریاد امام عصرشان را با دل جان بپذیرند.




شناسنامه کتاب:

طرح و تحقیق: محمد علی چنارانی

تدوین و تحلیل: احمد ترابی

چاپ اول: 1382

نشر: آستان قدس رضوی

تعداد صفحه:100

مراکز خرید کتاب:

مراکز نشر آستان قدس رضوی

۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۷ مهر ۹۶ ، ۱۷:۰۰

معرفی توسط وبلاگ...رجعت صدر


بانوی کربلا حضرت زینب علیهاالسلام


موضوع کتابِ "بانوی کربلا"، اثر دکتر عائشه بنت الشاطی(ترجمه آیت الله سید رضا صدر (ره) ) گزارشی است داستان گونه از زندگی پرفراز و نشیب و عبرت آموز عقیله بنی هاشم، و بزرگترین بانوی اسلام در زمانه خویش، یعنی زینب کبری سلام الله علیها.

نویسنده این کتاب، بانو دکتر عائشه بنت الشاطئ، از نویسندگان درجه اول عرب و فرزند یکی از روحانیان مصر است.

مطالبی که در صفحات این کتاب خواهید خواند، تنها سرگذشت پر ماجرای بانوی کربلا نیست، بلکه رویدادهای تکاندهنده و غم انگیزی از تاریخ اسلام است که در اثر برخورد دو حرکت کاملاً متفاوت و متضاد-بعد از رحلت رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم به وجود آمد. حرکتی که می کوشید روش و منش رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم را در تمام ابعاد اجتماعی، فکری و سیاسی و ... دنبال کرده و نگاهبان سنن الهی باشد و حرکت دیگری که می خواست نظام سیاسی و اجتماعی دوران جاهلیت را در قالب دیگر بر کرسی نشاند. آنان می خواستند از «جدیدالاسلام» بودن مردم سود جسته و با نقاب «خلیفه رسول الله» و بهره گیری از «بیعت ناس» فرهنگ وحی را در پس ِ پرده ظلمانیِ باقی مانده از جاهلیت استتار کنند تا جایی که سنت نبوی را نیز گناهی نابخشودنی و عملی حرام جلوه دادند.
واقعه ای که امروز نیز به دست عاملان تکفیر شاهد آن هستیم.

ولی حرکت سنجیده و عقلائی اهل بیت سلام الله علیهم اجمعین  این خواسته آنان را با ناکامی مواجه ساخت.




شناسنامه کتاب:

مؤلف: دکتر عائشه بنت الشاطئ

ترجمه: آیت الله سید رضا صدر(ره)

به اهتمام: سید باقر خسروشاهی

گروه مخاطب: نوجوان و جوان

ویرایش: دوم

چاپ یازدهم: ۱۳۹0

نشر: مؤسسه بوستان کتاب http://bustanekatab.com

بها: 32۰۰۰ ریال

تعداد صفحه:178


مراکز خرید کتاب:

ترنجستان سروش: تهران-خیابان انقلاب- نرسیده به چهار راه ولیعصر

دفتر مرکزی: قم- خ شهداء صفائیه: 7743426

فروشگاه مرکزی: قم چهار راه شهداء

فروشگاه تهران: م فلسطین خ طوس کوچه تبریز پلاک 30- 88956922-09395992089

فروشگاه مشهد: چهار راه خسروی، مجتمع یاس، جنب دفتر تبلیغات اسلامی خراسان رضوی: 2233672

فروشگاه اصفهان: چهار راه کرمانی، جنب دفتر تبلیغات اسلامی2220370-

 اصفهان، میدان انقلاب، جنب سینما ساحل: 2221712

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۰ مهر ۹۶ ، ۱۷:۰۰

معرفی توسط وبلاگ... رجعت صدر


Image result for ‫کتاب ضریح قدیمی سید علی اصغر علوی‬‎


نمی دانم چقدر با کتاب های گروه حلقه عاشوراپژوهی دانشگاه امام صادق "ع " که زیر نظر حجة الاسلام و المسلمین سید علی اصغر علوی فعالیت می کنند، آشنایی دارید؟
کتاب ضریح قدیمی، یک آلبوم خاطرات زیبا است از تصاویر تعویض ضریح مطهر امام حسین ع . در عین حال تنها یک آلبوم نیست. ضریح قدیمی، حرف های دلِ یک ضریح قدیمی است؛ با ضریح قدیمی می شود عاشق شد، مرثیه خواند، اشک ریخت. کتاب کوچک ضریح قدیمی، به همه زائران حسینی چطور زائر شدن...راهی حرم شدن...زائر حقیقی حرم شدن را یاد می دهد:

«یک ورق آهن حالا تو بگو نقره یا طلا یا اصلا هر چیز قیمتی...
آن قدر نمی ارزید که همه عالم آن را این طور ببوسند
چه آبرویی می دهد معیت با امام

اللهم اجعلنی عندک وجیها بالحسین علیه السلام»

«جای خالی نافع...
جای خالی نافع را باید پر کرد
او که در شب عاشورا دور تا دور خیمه ها پاسبانی میداد

او که خودش را وقف حفاظت از امام کرده بود
و با امام خود سر و سرّی داشت

ضریح جای خالی نافع را پر کرده است.
ضریحی که محافظ امام شد...
باید برای امام نافع بود...
و کسی برای امام نافع است که نافع امام باشد، مثل ضریح!»

مجموعه کتاب های بر مدار کربلا را بخوانید...پشیمانی ندارد!



شناسنامه کتاب:

مؤلف: سید علی اصغر علوی، سید یوسف کمالیان، محمد غلام

چاپ اول بهار 1392

قیمت: 45000 ریال

تعداد صفحه:96

مراکز خرید کتاب:

ترنجستان سروش: تهران-خیابان انقلاب- نرسیده به چهار راه ولیعصر

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۳ مهر ۹۶ ، ۱۷:۰۰

معرفی کتاب توسط....تا اینجا خواندم 

مثل خوشه های انگور.هیئت مجازی کتاب

.

تمثیل از قدرت مند ترین شیوه های فهم یک مطلب است.شیوه ای که موارد متعددی از آن را می توان در  قرآن کریم دید.
 مثل خوشه های انگور هم اثر دیگری از حجت الاسلام محمدرضا رنجبر است که با ۸۰ حبه انگور(۸۰ تمثیل و نکته)و در ۱۶۸ صفحه کام شما را شیرین می کند.
بهره گیری از تمثیل ها و انطباق آن با آیات قرآن،احادیث اهل بیت علیهم السلام،اشعار بزرگان و.... برای پاسخگویی به شبهات و بیان اندرزهای اخلاقی ناب مجموعه خواندنی را فراهم آورده است.
خواندن این کتاب در ماه مبارک رمضان حلاوت دوچندانی دارد . 
این کتاب را توصیه می کنم چرا که از خواندنش پشیمان نخواهید شد.
 
 ضمنا مثل خوشه های انگور ادامه کتاب‌های مثل شاخه های گیلاس(موسسه نشر شهر)، مثل حبه های قند(موسسه نشر شهر)، سلوک باران(دفتر نشر فرهنگ اسلامی) است که همگی در بازار کتاب موجود و مولف آنها  آقای  محمد رضا رنجبر می‎باشد.

پی نوشت:
 مثل خوشه های انگور 
مولف:محمد رضا رنجب
ناشر: موسسه نشر شهر 
چاپ: ۱۳۹۴
قیمت:  ۱۰/۰۰۰ تومان

۲ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۰۹ خرداد ۹۶ ، ۱۰:۲۶

ارسال مطلب توسط وبلاگ...این روزها


 همه ی آدم هایی که در نمایشگاه کتاب تهران می بینید، حتما برای حضورشان توجیه محکمه پسندی دارند: ملاقات با نویسنده یا شخص مورد علاقه شان، استفاده از تخفیف های کتاب، خرید کتاب های دانشگاهی و کنکوری و... ، وگرنه با این گرمای کلافه کننده، مسیر طولانی و وسایل حمل و نقل محدود، خیلی ها عطایش را به لقایش می بخشند!

اقدامات شکمی!

حتما حتما قبل از آماده شدن برای حرکت به سمت نمایشگاه، کمی خوراکی و یک بطری آب به همراه خودتان داشته باشید. طولانی بودن مسافت،گرمای هوا، گشت و گذار طولانی بین غرفه ها، احتمالا شما را تشنه یا گرسنه خواهد کرد.

متاسفانه به خاطر محدودیت آب و مواد غذایی، قیمت ها بالا و کلافه کننده اند. با این اقدام کوچک هزینه ای را که صرف خوراکی و آب معدنی می کنید، جایگزین هزینه خرید چهار جلد کتاب خواهید کرد. نبود آب سرد کن و وجود فست فودهای نه چندان دلچسب، شاید نشاط کافی برای استفاده از نمایشگاه را از شما سلب کند.

ساعت حرکت:

بهترین ساعت ممکن برای حرکت به نمایشگاه را انتخاب کنید. هرچه زمان بیشتری به نمایشگاه اختصاص دهید از غرفه ها، سالن ها، و راهروهای بیشتری بازدید خواهید کرد و دست آخر افسوس نمی خورید که کاش زمان بیشتری برای بازدید باقی غرفه ها داشتید...

توانا بود هرکه دانا بود:

بزرگ ترین کمکی که به خودتان می کنید اطلاع از انتشارات و غرفه های مورد نظرتان است. سعی کنید قبل از رفتن به نمایشگاه نام کتاب های مورد نظر، انتشارات و غرفه های مربوطه را پیدا کنید. سیستم اطلاعات نمایشگاه کتاب به دلیل ازدیاد جمعیت، ناآشنایی متصدیان و ... باعث اتلاف زمان شما خواهد بود. اکثر بازدیدکنندگان در نمایشگاه به دلیل همین بی اطلاعی سرگردان اند. سوال پرسیدن بیش از اندازه ی بازدید کنندگان از غرفه ها گاهی باعث دلخوری ناشران و ناکامی سوال کننده خواهد بود.

از فضای مجازی کمک بگیرید:

اینستاگرام یک بانک اطلاعاتی قوی برای اخبار نمایشگاه کتاب امسال بود.

اکثر نویسندگان و شعرا روز حضور خودشان را در صفحه ی شخصیشان به اشتراک گذاشته بودند؛ از کتاب هایی که امسال به نمایشگاه می رسید خبر داده بودند و آدرس غرفه و راهروی مربوطه را در اختیار مخاطبینشان گذاشته بودند. اگر دوست دارید از روز حضور نویسنده ، شاعر و یا ناشر مورد نظرتان خبر داشته باشید قبل از برنامه ریزی برای حرکت ، صفحه ی شخصی شان را پیگیر باشید.

سبک بار باشید:

استراحتگاه های نمایشگاه معمولا محدود و شلوغ اند. خیلی ها مستقیما از ترمینال و فرودگاه خودشان را به نمایشگاه رسانده اند و علاوه بر کتاب های خریداری شده ، ساک و کوله پشتی های سنگینی به همراه دارند. هرچند گاری های دستی برای کمک به این دسته آدم ها تدارک دیده شده اند و حتی اداره ی پست زحمت انتقال کتاب ها به شهر مربوطه را متقبل شده اما، هرچقدر سبک بارتر به نمایشگاه آمده باشید به نفع خودتان است. مطمئنا بعد از خرید نهایی، باری از کتاب برای خودتان دست و پا کرده اید. پس، هرکس سبک بار تر، آسوده تر و راحت تر... :)

نیاز به تفکیک مناسب تر:

قیمت کتاب های امسال، به نسبت خوب و مناسب بود. اکثر کتاب های پرفروش در نمایشگاه حضور داشتند. تفکیک سالن ها با دقت بیشتری انجام شده بود، اما هنوز در سالن عمومی نیاز به تفکیک بیشتری بود. شاید بهتر بود حتی در این سالن هم تفکیکی بین کتاب های موضوعی و ناشران نزدیک به هم انجام می شد تا مردم راحت تر کتاب های مورد نظرشان را پیدا کنند.

عجله کار شیطونه:

بعضی از کتاب ها در اکثر غرفه ها به چشم می خورند، کتاب های نویسندگان مطرح مثل شازده کوچولوی دوسنت اگزوپری، سینوهه ی میکا والتاری، عقایدِ یک دلقک از هانریش بُل، من پیش از تو و کتاب مکملش از جوجو مویس و ... .

انتخاب مترجم و ناشر این دسته کتاب های پرفروش با انتشارات مختلف، بحثی سلیقه ای و دلخواهی ست. پس در انتخابشان عجله نکنید. سعی کنید همه ی غرفه ها را رصد کنید، چند برگ از کتاب را ورق بزنید ، با نثر مترجم مانوس شوید و بعد انتخاب کنید.

ببینید، کیف کنید، خاطره بسازید:

مطمئنا با رعایت همین چند نکته ی ساده ساعت های خوبی را در نمایشگاه خواهید داشت.

فضاسازی بعضی از غرفه ها به طرز ملموسی شما را برای خرید وسوسه می کنند. بعضی چهره های آشنا از نویسنده و خبرنگار و راوی و هنرمند ، غافلگیرانه جلویتان سبز می شوند و به وجد می آورندتان. اطلاعات خوب بعضی ناشرها یا حتی بازدیدکنندگانی که تجربه ای از خوانش کتاب دارند محرک خوبی برای خرید یک کتاب هستند.

تنوع زیاد کتاب ها اشتهایتان را برای خرید بالا می برند و گذشته از همه ی این ها امضای هر کتاب با خط نویسنده ی محبوبتان آن روز را برای شما خاطره ای زیبا خواهد کرد.

افسوس نخوریم!

شاید بیشترین چیزی که در بین گشت و گذار در غرفه ها در ذهن هرکس تکرار می شود همین باشد که: هنوز چقدر کتاب ورق نزده و چقدر حرف ناخوانده اطراف ما هست که اِی کاش عمرمان به تک تک کلمه  هایشان قد می داد...

 

 

 

 


 

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۱ ارديبهشت ۹۶ ، ۰۰:۴۶

معرفی آزاد....معرّف.: خانم طاهره فاتح

Image result for ‫کتاب چرا اهمال کارم مرتضی آقا تهرانی‬‎



روان شناسان در تعریف اهمال کاری گفته اند: "کاری را که تصمیم به اجرای آن داریم به آینده موکول کنیم. "
علّت معرّفی این کتاب این بود که خیلی از ما این مشکل را داریم که نمی توانیم طبق برنامه هایمان عمل کنیم.
کتاب در چهار فصل تدوین شده است .سیر کتاب به این صورت است که به علت یابیِ اهمال کاری پرداخته و بعد روش درمان آن را مطرح نموده است.
فصل اول کتاب به تعریف ، مراتب و آثار اهمال کاری اختصاص یافته. در فصل دوم به ریشه ها و علت اهمال کاری، در فصل سوم عوامل اهمال کاری و استفاده از فرصت ها و در فصل چهارم به پیامدها و روش های درمان اهمال کاری توجه شده است.
"مرتضی آقا تهرانی" نویسنده ی کتاب "چرا اهمال کارم؟"  و انتشارات "سماء قلم" ناشر آن می باشد.

شناسنامه ی کتاب:
نویسنده: مرتضی آقا تهرانی
ناشر: سماء قلم
ویراستار: غلامرضا علی
سال چاپ: 1391

تعداد صفحات: 60 صفحه
قیمت پشت جلد: 800 تومان


* دوستانی هستند که کتاب می خوانند و خوب هم می خوانند، اما وبلاگ نویس نیستند. "معرفی آزاد" برای این دسته دوستان تیتر شده است. شما هم اگر دو و برتان دوستانی دارید که اهل کتاب هستند به اینجا دعوتشان کنید تا مهمان پیشنهادهایشان باشیم.

 

 

۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۷ فروردين ۹۶ ، ۱۸:۰۰

معرفی توسط وبلاگ...فاصله ای به وسعت دلتنگی

 

Image result for ‫معرفی کتاب فارست گامپ‬‎

 

 

  این کتاب را ممکن است خیلی ها خوانده باشید و حتی فیلم آن را دیده باشید؛ اما من به تازگی آن را خواندم و از خواندنش لذت زیادی بردم.

"کتاب "فارست گامپ" روایتی است از زبان شخصی ساده دل و عقب افتاده که ماجراها و وقایع زندگی اش را از دیدگاه خودش تعریف و توصیف می کند.

خواننده ی زیرک و نکته سنج به همراه فارست گرامپ، قهرمان داستان، وقایع تلخ و شیرین، جذاب و بعضا حیرت انگیز زندگی او را تجربه می کند و لابه لای جملات طنزگونه و کنایه آمیز وی، به حقایق تلخ تاریخی جامعه ی آمریکا در پنجاه سال گذشته پی می برد: وقایعی چون جنگ ویتنام و بیهودگی آن، بلاهت سیاست مداران در رده های بالا و نفرت جهانیان از سیاست های آمریکا، پروژه های فضایی پرهزینه و بی سرانجام، دنیای پر زرق و برق و تو خالی هالیوود و...

و سرانجام آنکه پس از گذشت سال ها، هنگامی که فارست به یاد رویاها و آرزوهای دوران جوانی اش می افتد، به این نتیجه می رسد که در زندگی هیچ کس برنده نیست. با این حال، حداقل او این شانس را داشته که زندگی اش یکنواخت و کسل کننده نبوده است."

 

شناسنامه ی کتاب:

موضوع: رمان خارجی

نویسنده: وینستون گروم

مترجم: بابک ریاحی پور

ناشر: آویژه

سال چاپ: 1392

تعداد صفحات: 260 صفحه

 

 

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۰ فروردين ۹۶ ، ۱۸:۰۰