هیئت مجازی کتاب

هیئت مجازی کتاب

پیام های کوتاه

آخرین نظرات

  • Cougar

    متن تصویر

  • Lions

    متن تصویر

  • Snowalker

    متن تصویر

  • Howling

    متن تصویر

  • Sunbathing

    متن تصویر

یک لرن مرجع تخخصی وبلاگ نویسان

آخرین مطالب

۹۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «تابلو اعلانات» ثبت شده است

معرفی آراد...خانم فاطمه عارف نژاد

پیشاپیش عرض کنم که وقتی این رمان را شروع کنید، به یقین تعجب خواهید کرد که این فضاها چه ربطی به #انقلاب دارد؟ این داستان که میچرخد دور و بر تئاتر و جماعت هنرمند و روابط آن ها و بافت سنتی شهرستان ها! درست است! این کتاب روایت خلاقانه ای است از طیف به خصوصی در مبارزات انقلاب، قرار نیست برود سراغ اسلحه به دست ها یا زیاد ریز بشود در فعالیت سیاسی ها.
.
تم اصلی ماجرا عشق صادقانه و قدیمی #مفتون است به #فیروزه. دلبستگی یک شاگرد به استاد تئاترش که البته عاقبت به خیر... می شود؟ نمی شود؟
#عشق در این رمان مفهوم بلندی است، از عشق مفتون به فیروزه شروع میشود و سر از عشق به مبارزه در می آورد. از شاگردی در کلاس تئاتر فیروزه شروع میشود و میرسد به شاگردی #آقا_مرتضی و بعد هم #آقا_سید_علی...
در این کتاب همه شاگردند و تمام اتفاقات کلاس درس. سیر تغییر شخصیت ها قابل توجه است.
.
از شروع غافلگیرانه اش که بگذریم، برگ برنده کتاب در همان صفحات ابتدایی میدرخشد: نثری روان و به شدت خوش خوان. #مفتون_و_فیروزه را به خصوص در جلد اول سخت می شود زمین گذاشت. جملات کوتاه سبک نوشتار خاصی به رمان داده، و فصل های کوتاه مخاطب را به ادامه تشویق می کند.
.
#سعید_تشکری در این رمان بلند وقایع سال های منتهی به انقلاب را در زمینه ی #درام_های_عشقی به تصویر کشیده. قصه به همراه شخصیت ها بین #قوچان و #مشهد در رفت و آمد است. ضرباهنگ خوبی هم دارد و کشش داستانی را در کنار حجم اطلاعاتی که می دهد فراموش نکرده.
#شخصیت_پردازی اش هم تقریبا نمره قابل قبولی میگیرد، نویسنده خوب توانسته از پس شخصیت های پرتعداد رمانش بربیاد و آن ها را گم نکند: #مفتون، #فیروزه، #آذر، #اسد، #زیور، #داریوش_دانشگر، #طیبه، #حبیب، #پری و...
این شخصیت ها را البته باید در کنار اشخاص حقیقی رمان دید: #سید_علی_خامنه_ای، #شهید_هاشمی_نژاد، #هژبر_یزدانی و... که در صفحات این رمان حضور دارند. با این کتاب میشود برش هایی از تاریخ انقلاب را مطالعه کرد. سوژه بکر است و عوض شدن گاه و بیگاه راوی داستان زاویه دید های مختلفی به مخاطب میدهد. .
یکی از ویژگی های مهم کتاب، احتمالا به خاطر فعالیت طولانی مدت تشکری در هنرهای نمایشی، تصویری بودنش است. این رمان سرشار از تصاویر زنده است. #مفتون_و_فیروزه یک #سریال_خواندنی ست! سکانس هایش را میشود دید، تمام رنگی و قابل لمس.
.
#مفتون_و_فیروزه خواندنی بود و ارزشمند. حرف هایی را زده که دیگران نزدند، به گوشه هایی سرک کشیده که بقیه فراموش کردند.
.
کاش بخوانیدش! هم فال است و هم تماشا!
شناسنامه کتاب:

مفتون و فیروزه

سعید تشکری(مولف) 
ناشر : کتاب نیستان
سال چاپ : ۱۳۹۳
تعداد صفحات : ۱۱۰۶
۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۸ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۰:۰۱

معرفی آراد .....خانم فاطمه رستگار مقدم

متنی از کتاب:
چیزهایی هست که دلت می خواهد باور کنی اما نمی توانی و چیزهایی هست که دلت نمی خواهد باورشان کنی اما قبولشان داری .
این‌ کتاب جذاب، یک تصویر قدرتمند از نژاد پرستی سفید پوستان و سیاه پوستان علیه یکدیگر را به نمایش می گذارد .
در خلال این داستان دختری سیاه پوست به نام مینا سوئیفت که دانشجوی ممتاز و بورسیه دانشگاه اسچایلرو است ، به طور مرموزی می میرد. پس از گذشت پانزده سال دوست و هم اتاقی او که یک سفید پوست است ، آن اتفاق را آسیب شناسی می کند .
شناسنامه کتاب:
نویسنده :جویس کارول اوتس
مترجم :علی قانع 
انشارات:افراز
قیمت: 7800 تومان
۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۷ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۰:۰۱

معرفی آراد...خانم صدیقه بابابی

رهبر انقلاب چندی پیش در جریان یکی از دیدارها گفتند: کتاب خاطرات سفیر را توصیه کنید که خانم‌هایتان بخوانند.

بعد از مطالعه کتاب تصمیم گرفتم خیلی جدی تر نسبت به اعتقاداتم و کشورم تحقیق کنم.....
 ای کاش همه دانشجوهای داخلی و بورسیه خارج از کشور به خوبی نویسنده خاطرات، از ایران و نقاط قوت و ضعفش آگاه بودند سفیر کشورشان می شدند ...
خاطرات جالبی بود خاطرات سفیر.
از متن کتاب :
یه دفعه چشمم به یه اتوبوس افتاد که جلوی روی همه اومد و صاف وایساد توی ایستگاه. 
راننده اتوبوس رو خاموش کرد و سوت زنان از اتوبوس پیاده شد.
رفتم جلو، سلام کردم و گفتم: "عذر می خوام. امروز اتوبوس نیست" 
گفت: "نه، امروز اعتصابه" 
دوست داشتم بدونم اعتصاب برای چیه؛ به خصوص که داشتم متضرر می شدم و ناخواسته در زنجیره نتایج اعتصاب دخیل شده بودم. 
گفتم: "ببخشید ... می شه بدونم برای چی راننده ها اعتصاب کردند؟" 
راننده اتوبوس یه نگاهی به من انداخت و گفت: "این یه موضوع ملّیه. به خارجیا ارتباطی نداره."
(آفرین ورپریده! از این حس ملی گرایی ات خیلی خوشم اومد بی تربیت) خب، دیگه چی باید می گفتم؟ هیچی! اما واقعا این حس دوگانه ای که توی پرانتز نوشتم سراغم اومد. اگرچه جواب بی ادبانه ای بود، آفرین به این شخص که علیه دولتش هم که تحصن می کنه وقتی مقابل یه خارجی قرار می گیره بهش حق نمی ده که بخواد حتی وارد دعواهای ملی بشه. واقعا از این کارش خیلی خوشم اومد. من اگه جای رئیس اش بودم حتما تشویق اش می کردم.
شناسنامه کتاب:

ناشر : سوره مهر

نویسنده : نیلوفر شادمهر

تعداد صفحات نسخه چاپی : 200

سال نشر : 1395

چاپ :دوازدهم
قیمت: 12,000 تومان
۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۰:۰۱

معرفی آزاد....اندیشه

.

 

متنی از کتاب:


- بهتر نیست چند ماه به ژنو بروید تا زودتر،تعدادی از معادلات خود رابه نتیجه برسانید؟

- دکتر حسابی :
نه هرگز ؛آنوقت این کار به اسم سوئیسی ها تمام می شود!
من می خواهم به اسم ایران و دانشگاه تهران تمام شود
پ ن؛
پدرم برای حل یک معادله از نظریه ی خود باید شش ماه زحمت می کشیدند و اگر به اشتباهی برمی خوردند ،شش ماه وقت می گذاشتند تا آن اشتباه را پیدا کنند،اما در مرکز اتمی سرن سوئیس با توجه به امکانات کامپیوتری آنجا،پدرم درمدت سه هفته توانستند ۱۴ معادله از نظریه ی خود را حل کنند.
.
 دکترمحمودحسابی:
.
۱- آدم نباید فکر کند این خارجی ها،خیلی علاقمند و دلسوز ما هستند! اصولا آنها به فکرمنافع خودشان هستند!
۲- ایشان از مادربزرگ خود به دفعات، با لفظ خانم یاد می کنند و آنجا که فرزندانشان در پرسشی،تأکید هماره ی پدر بر لفظ خانم و آقا را می پرسند،پاسخ می شنوند؛
خانم و آقا بودن، آسان نیست،سابقه،تربیت و نجابت باید فراهم باشد.
ایمان و اعتقاد از ارکان آقا و خانم بودن است،اگر خانم و آقائی به این مرتبه برسند،می دانند که چه کارهایی باید انجام دهند و چه کارهائی نباید انجام دهند.
خانم و آقا،هی چگاه دروغ نمی گویند،تهدید نمی کنند،مردم را دوست دارند و در نشست و برخاست وخیلی ازمسائل اجتماعی،آداب لازم رارعایت می کنند.
دکترحسابی درخاطراتشان می گویند:
 بعدسالهای زیاد دوری از پدرم ، سریع گفت: بگو بگو محمود ؛ چه می خواهی؟ چرا ازپله ها بالا می آئی؟ازهمان جا بگو !
به محض شنیدن حرف های من ، با صدائی بلند فریاد زد : 
من از کجا۸۰۰ تومان بیاورم ،به تو بدهم؟چرا دست ازسرم برنمی داری؟خیال میکنی من روی گنج قارون نشسته ام؟ و پشتش را به من کرد و وارد ساختمان شد ؛ با این حال مادرم می گفت؛
نباید هیچوقت با پدرتان بدرفتاری کنید،همیشه به او احترام بگذارید.اگر به خانه ی شما آمد از او،بسیار خوب پذیرائی کنید. اگر روزی به کمک شمااحتیاج داشت حتما به او کمک کنید تا نیازش برآورده شود.
.
 ۳-از رئیس تعلیمات عالیه پرسیدم:
آیا شما می خواهید این مملکت ساخته شود؟
ایشان که ازسؤال من متعجب شده بود،گفتند :
پس فکر می کنید برای چه اینجا نشسته ایم؟!
ادامه دادم:
پس اگر می خواهید این مملکت ساخته شود،باید مطمئن باشید که روی هیچ، نمی شود چیزی ساخت!
مرحوم اعتمادالدوله از من پرسید: روی هیچ یعنی چه؟!
گفتم: هیچ ،یعنی بی سوادی .
.
.
وجود چنین شخصیت هایی ،در ایران در برابر هزاران بی اعتنائی،کارساز و سازنده است...
.
.
سلام
گوشه هایی بود از کتاب فوق العاده زیبای استاد عشق 
نگاهی به زندگی وتلاش های مرحوم پروفسور حسابی( پدرعلم فیزیک و مهندسی نوین ایران) ،از زبان فرزندشان ایرج
بشدت توصیه می شود به خواندن...کتابی که همراه با خواندنش،عرق شرم ریختم ،از شدت مودب بودنش...
.
شناسنامه کتاب:
استاد عشق
۱۹۶صفحه
چاپ ۸۱آذر ۹۴
قیمت ۱۰۰۰۰۰
سازمان چاپ و انتشارت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۹ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۰:۰۱

سلام

.

سال نو شما مبارک....

.

 همین اول بگیم که یادمون نرفته یکشنبه ها باید کتاب معرفی می کردیم اما به خاطر سال نو گفتیم چند سوال بپرسیم ازتون...

.

 لطفا اسامی بهترین کتابایی که سال 1396 خوندین همراه با نام نویسنده،موضوع کتاب برامون بنویسین؟

.

ممنون میشیم نظر بدید.منتظریماا

.

 به قید قرعه به دو نفر که نظر بدن هدیه میدیم

.

۹ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۷ اسفند ۹۶ ، ۱۳:۱۵

 این خاصیت نامه است، زمانی می‌رسد که انتظارش را نداریم یا اینکه مدت‌ها چشم انتظاریم. حال چه می‌شود اگر این نامه از سوی آشنایی باشد که کیمیای کلماتش وجود ما را طلای نابی کند که نبوده‌ایم. کلماتی که در لحظه‌های سرگردانی و اضطراب و بلاتکلیفی به ما امید دهد، راهکار دهد، چیزهای نامفهوم را برایمان معنا کند و به ما برنامه دهد، تا هدف پیدا کنیم، آرامش بگیریم و تحمل سختی‌ها و مشکلات برایمان آسان‌تر شود. شما هم اگر در انتظار چنین نامه‌ای هستید کتاب «نامه‌های امام صادق(علیه‌السلام) به شیعیان» را مطالعه کنید.

این کتاب دربردارندۀ نامه‌ها و نکات طلایی حضرت امام جعفر صادق(علیه‌السلام) است که در رابطه با رفتارهای اخلاقی، مسائل عبادی، مبانی اعتقادی، شیوۀ تعاملات اجتماعی و در یک کلام، سبک صحیح زندگی برای دوستان خود نگاشته است.

نامه‌هایی که ارزش بارها و بارها خوانده‌شدن را دارند و می‌تواند برنامۀ‌ کاملی برای زندگی هر فردی قرار گیرند. نامه‌هایی که سال‌ها سفر کرده‌اند تا امروز به دست ما برسند و تا دنیا باقی است برای هر انسان مسلمانی راه و رسم درست زندگی کردن را بیان می‌کنند.

زینب مهاجری، مترجم و گردآورندۀ این کتابچۀ مختصر و مفید، برای برداشتن مرز فاصله‌ها و ایجاد رابطه‌ای همدلانه بین امام و خوانندۀ فارسی زبان، تنها به آوردن متن فارسی نامه‌ها اکتفا کرده و از قرار دادن متن عربی و عبارات و اصطلاحات تخصصی و هرگونه تحلیل و توصیه و حاشیه‌نگاریِ خطابه‌ای خودداری کرده و با ادبیات شیوا و بدون تکلف، کلام ناب امام را در اختیار خوانندگان قرار داده است؛ به گونه‌ای که خواننده در حین مطالعه، خود را مخاطب بی‌واسطۀ امام در می‌یابد و صد‌ها سال فاصله از میان برداشته می‌شود.

حجم کمِ کتاب «نامه‌های امام صادق(علیه‌السلام) به شیعیان» عامل بسیار مهمی است که خواننده ترغیب شود در فرصت‌های کوتاه، توصیه‌های رئیس مذهب شیعه به شیعیان را بازخوانی کند.

پی نوشت:

زینب مهاجری، مترجم و گردآورندۀ

ناشر:دفتر نشر معارف

منبع:تسنیم

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۹ تیر ۹۶ ، ۱۲:۵۸

معرفی توسط وبلاگ...بخاری

.

بازمانده روز.هیات مجازی کتاب

کتابی که این بار قصد صحبت از آن دارم, "بازمانده روز" اثر "کازوئو ایشی گورو" است. داستان, خاطرات سفر شش روزه یک "پیشخدمت" انگلیسی - و البته انگلیسی مآب - است که نویسنده در خلال بیان خاطره های او به بررسی تاریخ می پردازد و از اتفاقات جنگ جهانی و نقش آمریکا و کشورهای اروپایی حرف می زند. داستان نظم منطقی خوبی داشته و بیان جالبی دارد. موضوع هم جذاب است؛ خصوصا اینکه قضایای سیاسی و اتفاقات تاریخی از زبان یک شخص ظاهرا عامی و بی طرف تعریف شده و همین مسئله موجب شده این کتاب پر از طنز موقعیت, تلمیح و کنایه باشد.

نکته جالب توجه دیگر در این کتاب, نگاه روانشناختی نویسنده است. تمام  رفتارها و گفتارهای شخصیت های کتاب کاملا منطبق بر واقعیت و حقیقت آن گروهی هستند که آن شخصیت داستانی نماد و نشان آن هاست و این نکته در تمام داستان رعایت شده است. (مثلا خود این پیشخدمت, به شدت "انگلستانی" است!) این مسئله که همه شخصیت های داستان حاضر, تمام قد شبیه آنچه که در واقعیت موجود است هستند شناخت عمیق نویسنده را از شخصیت و اجتماع پیرامونی نشان می دهد.
اما آنچه باعث شد این کتاب را برای معرفی انتخاب کنم اینها نبود! وجه رجحان این کتاب, ترجمه شاهکار استاد بزرگ و بزرگوار ترجمه ایران, نجف دریابندری است.
این کتاب را می توان - با احترام - به تمامی اهالی ترجمه و آنها که در کارگاه های ترجمه و ویرایش شرکت دارند توصیه کرد. مقدمه جذاب جناب دریابندری را - که عموما درباره چگونگی ترجمه این کتاب است - از دست ندهید. هنر مترجم را در انتخاب لغات هم سبک ببینید و لذت ببرید. قول می دهم در تمام صفحات کتاب, بیشتر از ده جمله "غیرفارسی" پیدا نکنید. مترجم به خوبی از پس لحن خشک و رسمی یک پیشخدمت ها برآمده است.
"بازمانده روز" را با ترجمه نجف دریابندری از نشر کارنامه با قیمت 20000 تومان تهیه کنید و لذت ببرید.
.
شناسنامه کتاب:
بازمانده  روز
نویسنده:کازوئو ایشی گورو

مترجم:نجف دریابندری

ناشر:نشر کارنامه

قیمت:20000 تومان

۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۱ تیر ۹۶ ، ۱۳:۱۲
معرفی  آزاد....معرف:سمانه اصغری
.
 وقتی زیبایی ،روانی و سادگی در زبان و توالی تصاویر ،و تکنیک با هم تلفیق میشن...اون وقته که اون شعرو چندین و چند بار پشت سر هم میخونی...هی میخونی ولی هر بار انگار برات تازگی داره...انگار هر بار با یه زبونی باهات حرف میزنه...
غلامرضا بروسان عزیز-خدا رحمتش کند-با این کتاب نشون میده که میشه ژست سپید و سخت نویسی نگرفت و ادعایی در ترکیبات عجیب و غریب و زمخت نداشت و شاعرانه نوشت و شعر نوشت و مخاطب خاص و حتی عام رو محکوم به لذت بردن کرد...
ساده ولی نه سطحی...سهل و ممتنع...و چقدر خوب میشه با خوندن این کتاب معنی این دو کلمه رو در کنار هم با تمام وجود درک کرد.
.
 شعری از کتاب:
.
«پنجره ای که

به بادها مجال ندهد

دهانش را خاک می گیرد...»
 
 
۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۷ تیر ۹۶ ، ۱۰:۴۹

معرفی کتاب توسط....تا اینجا خواندم 

مثل خوشه های انگور.هیئت مجازی کتاب

.

تمثیل از قدرت مند ترین شیوه های فهم یک مطلب است.شیوه ای که موارد متعددی از آن را می توان در  قرآن کریم دید.
 مثل خوشه های انگور هم اثر دیگری از حجت الاسلام محمدرضا رنجبر است که با ۸۰ حبه انگور(۸۰ تمثیل و نکته)و در ۱۶۸ صفحه کام شما را شیرین می کند.
بهره گیری از تمثیل ها و انطباق آن با آیات قرآن،احادیث اهل بیت علیهم السلام،اشعار بزرگان و.... برای پاسخگویی به شبهات و بیان اندرزهای اخلاقی ناب مجموعه خواندنی را فراهم آورده است.
خواندن این کتاب در ماه مبارک رمضان حلاوت دوچندانی دارد . 
این کتاب را توصیه می کنم چرا که از خواندنش پشیمان نخواهید شد.
 
 ضمنا مثل خوشه های انگور ادامه کتاب‌های مثل شاخه های گیلاس(موسسه نشر شهر)، مثل حبه های قند(موسسه نشر شهر)، سلوک باران(دفتر نشر فرهنگ اسلامی) است که همگی در بازار کتاب موجود و مولف آنها  آقای  محمد رضا رنجبر می‎باشد.

پی نوشت:
 مثل خوشه های انگور 
مولف:محمد رضا رنجب
ناشر: موسسه نشر شهر 
چاپ: ۱۳۹۴
قیمت:  ۱۰/۰۰۰ تومان

۲ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۰۹ خرداد ۹۶ ، ۱۰:۲۶

سلام

کانال تلگرام هیئت هم راه اندازی شد.دوستانی که تمایل دارند می توانند عضو شوند.

https://telegram.me/heyateketab

موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۵ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۲:۳۲

معرفی آزاد...معرّف: خانم نیلوفر کاظمی

Image result for ‫کتاب معجزه‬‎

 

یکی از کارهایی که باید خودمان را به آن عادت بدهیم و روزانه آن را به جا بیاوریم، شکرگزاری است.

کتاب معجزه، تمریناتی حول شکرگزاری خداوند را به خواننده یاد می دهد تا در بیست و هشت روز آن را تمرین کند.

من شخصا اعتقاد دارم دنیا سراسر انرژی است. وقتی ما با هم یا تک تک موجی از سپاس گزاری و شکرگزاری را به دنیا ساطع کنیم، قطعا اولین اثر آن به خودمان می رسد و اگر باور داشته باشیم اثر آن را در زندگی می بینیم.

 

بخشی از این کتاب:

تمرین روز اول:

ده موهبتی که در زندگی تان از داشتنشان سپاس گزارید بنویسید. مطمئنم همه ی شما می تونید کلی مورد برای سپاس گزاری در زندگی تون پیدا کنید. حتما بنویسید برای چه قدردان این نعمت ها در زندگی هستید.

(یک مثال برای داشتن یک ماشین: خدایا من بسیار خوشحال و سپاس گزارم که اتوموبیل دارم تا بتوانم راحت سرکار بروم)

بعد از نوشتن لیست مواهبتان یک بار با صدای بلند یا آرام هر مورد را بخوانید و در پایان بگویید: سپاسگزارم، سپاسگزارم، سپاسگزارم.

 

شناسنامه کتاب:

مولف: راندا برن

مترجم: نفیسه معتکف

ویراستار: حمیده رستمی

انتشارات: لیوسا

سال چاپ: (هفدهم) 1395

قیمت پشت جلد:25000 تومان

 

* دوستانی هستند که کتاب می خوانند و خوب هم می خوانند، اما وبلاگ نویس نیستند. "معرفی آزاد" برای این دسته دوستان تیتر شده است. شما هم اگر دو و برتان دوستانی دارید که اهل کتاب هستند به اینجا دعوتشان کنید تا مهمان پیشنهادهایشان باشیم.

 

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ فروردين ۹۶ ، ۱۸:۰۰

معرّفی توسط وبلاگ ...زلال حکمت

 

Image result for ‫(زندگانی فاطمه زهرا "ع" )  اثر محمد قاسم نصیرپور‬‎

 

...مورّخ معروف اهل سنّت "ابن قتیبه دینوری"-متوفای 286ه.ق- می نویسد: عمر به ابوبکر گفت:بیا (برای عیادت) به حضور فاطمه (س) برویم،به درستی که ما او را به خشم آوردیم.

آنگاه هر دو به سوی خانه فاطمه (س) رفتند و از فاطمه (س) اجازه حضور خواستند،فاطمه (س) به آن ها اجازه نداد، آنان نزد علی رفتند و او با فاطمه (س) صحبت کرد و سپس آنان را به خانه حضور فاطمه (س) برد .هنگامی که نشستند زهرا (س) صورت خود را از آنان برگردانید و رو به دیوار کرد.آنان سلام کردند اما فاطمه (س) پاسخشان را نگفت...

آنچه از نظر گذشت منتخبی بود از کتاب تحقیقی-علمی "زندگانی فاطمه زهرا"ع" )اثر "حجّت الاسلام محمد قاسم نصیر پور" از انتشارات دفتر مطالعات تاریخ و معارف اسلامی.

 

بی تردید این کتاب و کتاب زندگانی حضرت فاطمه(س) از دکتر سید جعفر شهیدی را می توان از تحقیقی ترین منابع در این حوزه دانست.

کتاب زندگانی فاطمه زهرا"ع" تألیف محمد قاسم نصیرپور که مزیّن به مقدّمه و تقریظ مرجع فقید حضرت آیت الله العظمی مرعشی نجفی(ره) می باشد، به بررسی و تحلیل زندگی بانوی بزرگ اسلام حضرت زهرا(س) پرداخته و به ویژه وقایع بعد از رحلت پیامبر اکرم(ص) مانند سقیفه بنی ساعده،هجوم و احراق بیت حضرت زهرا (س)،غصب فدک،خطبه حضرت زهرا (س) در مسجد مدینه (=خطبه فدکیه) را از منابع شیعه و سنی مورد بازخوانی و تحلیل قرار داده است.

این کتاب در ده فصل و 160 صفحه نگاشته شده و از منابع مهم و معتبر تاریخ اسلام به ویژه زندگی حضرت زهرا(س) محسوب می گردد.

 

بخشی از این کتاب:

نویسنده در پیشگفتار کتاب می نویسد:

...این کتاب با شتابزدگی نگاشته نشده است و از این رو بر پایه قدیمی ترین و معتبرترین اسناد استوار است.به علاوه تنها بیان واقعه نیست بلکه به تجزیه و تحلیل وقایع می پردازد...

نویسنده در نگارش این اثر تحقیقی به 115 منبع معتبر از کتب تاریخی و روایی شیعه و سنی مراجعه نموده است. صحیح بخاری،مسند احمد بن حنبل،سنن ابی داود،صحیح ترمذی،الامامة و السیاسة ابن قتیبه دینوری، تاریخ یعقوبی،تاریخ المم و الملوک طبری،بلاغات النساء طیفوری،شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید،تفسیر الدر المنثور سیوطی و... از جمله منابع مرجع این کتاب از بزرگان اهل تسنن است. اصول کافی،امالی شیخ طوسی و شیخ مفید،تفسیر مجمع البیان طبرسی،الغدیر علامه امینی،منتهی الامال محدث قمی، و تفسیر المیزان علامه طباطبایی و... نیز از مهم ترین منابع شیعی این کتاب ارزشمند می باشند.

 

شناسنامه کتاب:

مولّف: حجّت الاسلام محمّد قاسم نصیر پور

انتشارات: دفتر مطالعات تاریخ و معارف اسلامی

سال چاپ: 1409 هجری قمری

تعداد صفحات: 160 صفحه

 

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۶ اسفند ۹۵ ، ۱۸:۰۰

معرفی توسط وبلاگ...درخت بلوط

 

"خنده از هر چیز دیگری واگیر دار تر است. غم و اندوه هم می تواند واگیر داشته باشد. اما ترس چیز دیگری است. ترس نمی تواند به راحتی شادی و غم سرایت کند و این بسیار خوب است. ما با ترس هامان کم و بیش تنهاییم."

داستان کتاب از این قرار است که،پسری پانزده ساله که پدرش را در چهار سالگی از دست داده است به نوشته ای از پدرش دست پیدا می کند که پدر قبل از مرگش خطاب به او نوشته است. در این نوشته پدر از عشقش به دختری می گوید که در برخورد اول کاپشنی نارنجی رنگ به تن دارد و پاکتی پرتقال در بغل...

* بعد از نیمه کاره رها کردن آتش بدون دود و ناتور دشت و دختر ها در جنگ و جای خالی سلوچ و سانتاماریا و سفر به گرای 270 درجه و سیلاب های بهاری و دنیای سوفی ، این اولین کتابی است که تمامش کردم. ان شالله روزی بقیه ی کتاب ها!

 

 

شناسنامه کتاب:

نویسنده: یوستاین گاردر

ترجمه: مهوش خرمی پور

سال چاپ: 1387

ناشر: کتابسرای تندیس

تعداد صفحات: 164

موضوع : داستان فلسفی

 

 

۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۴ بهمن ۹۵ ، ۱۸:۰۰

معرفی آزاد...معرّف : خانم درنا اسمعیل خانی
 

 

 دبیرستان فرهنگ (شیراز) علاوه بر کیفیت آموزشی خوبش این امکان را در اختیار ما گذاشت که ماهی یک بار از حضور یک نویسنده یا شاعر خوب ازنزدیک بهره ببریم، کتاب هایشان را بخوانیم و با خود نویسنده یا شاعربه بحث بنشینیم .

از جمله اتفاقات زیبا و خاطره انگیز، حضور محمد بهمن بیگی، بزرگ مرد عشایر ایران و آموزش و پرورش در دبیرستان فرهنگ بود که واقعا ارزش آن روز را تازه  می فهمم...
 بهمن بیگی که احتمالا همه تا حدودی او را می شناسیم -و متاسفانه چند سال پیش به رحمت خدا رفتند- کتابی دارد به نام "بخارای من ایل من".
 این کتاب مشتمل بر حدود ٢٠ داستان است که همه در محور زندگی عشایری و افراد ترک زبان ماست.
 داستان ها روان، غیرقابل پیش بینی و مخلوطی از واقعیت و اغراق و داستان پردازی زیبایی است که شما را از خواندن داستان ها پشیمان نمی کند.
 اگر از روزمره های زندگیتان خسته شدید، کتاب بهمن بیگی را بردارید و یک داستانش را بخوانید.خستگی از تنتان بیرون می رود و فکر شما را درگیر واقعیات هیجان انگیز می کند.

 

شناسنامه ی کتاب:

نویسنده: محمد بهمن بیگی

انتشارات: آگاه

سال چاپ:1377

تعداد صفحات:324 صفحه

قیمت: 10000 تومان

 

 

 

* دوستانی هستند که کتاب می خوانند و خوب هم می خوانند، امّا وبلاگ نویس نیستند. "معرفی آزاد" برای این دسته دوستان تیتر شده است. شما هم اگر دو و برتان دوستانی دارید که اهل کتاب هستند به اینجا دعوتشان کنید تا مهمان پیشنهادهایشان باشیم.

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ دی ۹۵ ، ۱۸:۰۰

معرفی توسط وبلاگ...امان

 


این کتاب و دیگر کتاب های مجموعه ی دن کامیلو، قصه هایی است که در دهکده ای در ایتالیا، در دوران جنگ جهانی دوم در ایتالیا، در زمان حاکمیت موسولینی اتفاق می افتد.
تم اصلی کتاب تقابل نو و کهنه،کلیسا و ایدئولوژی چپ است. طنزی بسیار قوی دارد و من اولین بار بود که کتابی تا این حد طنزگونه میخواندم، که البته بخاطر ترجمه ی خوب آن نیز هست.
 نثر کتاب به حدی روان و ساده است که اول فکر میکنید برای گروه نوجوان نوشته شده است؛ اما اینطور نیست؛ نویسنده از این بیان برای تسهیل تفهیم تقابل ها استفاده کرده، ضمن اینکه تا حدی داستان ها نمادینه هستند و ارجاعات تاریخی و فلسفی دارند.
 با این حال بخاطر روان و ساده بودنش بهترین کتاب برای زمان های مرده محسوب می شود، چرا که فهم آن نیازبه تمرکز زیاد ندارد. من 90 درصد این کتاب را  در مترو خواندم و در آن شلوغی با تصویرهای دل انگیز و داستان های جذابش همراه شدم.
 (کتاب را یک بار علی نصیریان در تلویزیون معرفی کرد و من از این طریق با آن آشنا شدم.)

قسمت هایی از کتاب:

دن کامیلو زیر لب گفت : مرده شور همه ی بمب ها رو ببره !
پپونه با اوقات تلخی گفت : همه ش تقصیر خداوند متعاله که آمریکایی ها و روس ها رو آفرید .

 مردن برای یک آرمان و قول دادن برای پرداخت شصت هزار لیر دو چیز کاملا متفاوت اند . به خصوص وقتی که پول را باید همان وقت داد ، در حالی که کسی که حاضر است برای آرمانش بمیرد قرار نیست فی الفور برای آن بمیرد .

 " خوب ، پس این طور . این باری تعالی مخصوص عزیز دردونه هاست ، نه آدم های محتاج . اگه صد نفر در حال مرگ باشن و فقط هفت تاشون ایمان داشته باشن ، اگه خدا یک قوطی غذا رو برای اون هفت نفر بفرسته ، در این صورت عادل نیست . "

" نه ، رفیق بخشدار ، خدا غذا رو برای همه شون می فرسته ، ولی فقط هفت نفر در بازکن دارن ، در حالی که بقیه نمی دونن اون اصلاً چی هست . "
پپونه بار دیگر خودداری اش را از کف داده بود و یقه ی پیراهنش از عرق خیس شده بود .
" پدر ، بیا داستان گویی را کنار بذاریم و به واقعیت نگاه کنیم . در کشور ما ، از هر صد و هفت نفر فقط هفت نفر گوشت می خورن ، چون به باری تعالی ایمان دارن و دربازکن هم دارن تا بتونن به غذا دست پیدا کنن . در حالی که در روسیه ، که هیچ کس به باری تعالی ایمان نداره ، همه در بازکن دارن . "
دن کامیلو گفت : " ولی قوطی غذا ندارن . "
 

شناسنامه ی کتاب:
نویسنده: جیووانی گوارسگی
 مترجم: مرجان رضایی
انتشارات: مرکز
تعداد صفحات:
224 صفحه


۴ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ دی ۹۵ ، ۱۸:۰۰

 معرفی توسط وبلاگ...سَبٍِح

کتاب جای خالی سَلوچ (سلوچ به فتحه روی س)،کتابی ست که همین هفته ی پیش تمامش کردم،و از خواندنش لذت وافر بردم.

 سلوچ که تا مدت ها آن را بر وزن سلوک و با ضمه می خواندمش !! نام فردی است که گرچه در کل داستان حضور ندارد
 اما همه ی داستان حول محور او می چرخد و جریانات را شکل می دهد. این کتاب رمان بسیار قوی و محکمی ست از محمود دولت آبادی که جریانات زندگی یک خانواده روستایی را به تصویر می کشد. نقش اصلی کتاب یک زن است که مادر خانه است ؛ جریانات زندگی اش  در برخی موارد مرا هیجان زده و گاهی هم عصبانی کرد.
 این کتاب را پارسال در حراج سایت بامیلو خریدم. تازه خواندمش و به خاطر جذابیت و روانی متنش خیلی زود تمامش کردم. اگرچه بیشتر جمله های کتاب بسیار کوتاهِ کوتاه نوشته شده و خیال پردازی های عمیقی دارد.گاهی این مساله خواننده را خسته می کنه ولی در کل کیفیت متن بسیار بالاست.
 کتاب من در قطع کوچک و جیبی است و تعداد صفحاتش ٤٤٧ صفحه است.
به نظرم اگر حتی الان فرصت خواندنش را ندارید در برنامه تان قرار بدهید. (من خودم صبح ها و ظهرها در اتوبوس می خواندمش! )

 

شناسنامه ی کتاب:

نویسنده: محمود دولت آبادی

ناشر: نشر چشمه

تعداد صفحات: 497 صفحه

چاپ: سی و یکم/ 1395

قیمت: 32000 تومان

 


 

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۹ دی ۹۵ ، ۱۸:۰۰
ارسال مطلب توسط وبلاگ... این روزها


دوست من به تازگی پزشک شده است.
رفیق گرمابه و گلستان هم بودیم و هستیم. از این مدل دوست ها که پایه ی همه برنامه های دور همی و مذهبی و هیئتی ات هستند!
کافی ست برای هر مناسبتی تلفن را برداری و خواهش کنی که تو را در فلان برنامه یاری کند و جزو محالات است که با جیبی پر از دستمال و دلی سوزان!! در مراسم وعظ و روضه و ... شرکت نکند.
بین  روزهای مرخصی اش بود که به او تلفن زدم و پیشنهاد دادم حالا که کتابفروشی ها برای هفته کتاب تخفیف گذاشته اند با هم سری بزنیم و سیر و سیاحتی بین کتاب ها داشته باشیم.
با این که روزه بود دست رد به سینه ام نزد و همراهی کرد. وارد کتابفروشی که شدیم اولین چیزهایی که به چشممان آمد لوازم التحریر فانتزی و طرح برجسته و پیکسل و دفترچه یادداشت و بازی فکری و... بود.
شاید بین رنگ و لعاب این لوازم فانتزی و دو دو تا چهارتای ما، برایمان به صرف تر بود که از تخفیف کتاب ها صرف نظر کنیم و پولمان را خرج همین چیزهای رنگ رنگی کنیم. اما صبوری به خرج دادیم و چرخی هم بین کتاب ها زدیم:

چرا کتابفروش ها توی باغ نیستند؟

کتابفروش مرد جوانی بود، می دانستم که تازه کار نیست. در این چهل و پنج دقیقه ای که در کتابفروشی چرخ می زدیم، به هرکسی کتابی را پیشنهاد می داد و هرکس هم از او می پرسید خودش کتاب را خوانده است یا نه، با روحیه ای حق به جانب جواب می داد: " از تیراژ کتاب که مشخص است کتاب خوبی ست، لازم نیست حتما خوانده باشم!!" . تقریبا اسم هرکدام از نویسنده ها برای او جدید بودند و در مشاوره ی کتاب ناتوان به نظر می رسید، حتی کتاب های معروف از نویسنده های نسبتا قدیمی!

من اگر بودم...

من اگر بودم، لابد، برای کتابفروشی ام آدمی را استخدام می کردم که بیشتر از هرکسی دغدغه ی کتاب دارد، کسی که کتاب، بخشی از زندگی او باشد، و خواندن و پیگیری اخبار کتاب جزو لاینفک زندگی اش! کسی که برای سوالات و نیاز های هرکسی به کتاب، حرف و پیشنهادی دارد. تیپ شخصیتی و سن و سال طرف را در نظر می گیرد و صرفا کتاب های تکراری معرفی نمی کند. کسی که وقتی از محتوای کتاب و نویسنده آن حرف می زند برق هیجان و دعوت به خوانش را در نگاه او می بینید و ترغیب می شوید حتما بودجه ای را برای خرید کتاب اختصاص دهید.

چرا بچه مذهبی ها برای کتاب خرج نمی کنند؟
کتاب ها را یکی یکی از قفسه بیرون می کشم و به چاپ جدیدشان نگاهی می کنم، بعضی ها با همان طرح و قیمت قبل تجدید چاپ شده اند و بعضی هم تغییر کرده اند. آن هایی که خوانده ام را به خانم دکتر پیشنهاد می دهم، آن هایی را که "هیئت کتاب" معرفی کرده طور دیگری تحویل می گیرم و در مورد جدیدها هم از کتاب فروش سوال می پرسم (که بیشترشان بی جواب می مانند!!).
رفیقم از تعداد کتاب هایی که انتخاب کرده ام تعجب می کند: "دلت میاد پولتو بابت اینا بریزی دور؟"
جواب می دهم : "کتاب خریدن که پول هدر دادن نیست"
می گوید: "پس لابد وقتت زیادی کرده که برای این چیزها وقت میگذاری؟"
می گویم: " وقتم رو هرطور شده برای کتاب خالی می کنم"
بحثمان به سرانجام نمی رسد و آخرش با جمله ی " حالا تو بخر بخون، اگر خوب بود ازت قرض می گیرم" تمام می شود!

من اگر بودم...
لابد اگر جای دوستم بودم و اهل علم و تازه های پزشکی و درس و دانشگاه، آن هم دوستی که قبلا گفته بود مسیر پزشکی را فقط برای خدمت به خلق الله انتخاب کرده، بین ساعت های فراغت و بیکاری ام در مطب ، کتابی کنار دستم می گذاشتم و نه تنها خودم سرگرمش می شدم که به همه مراجعینم هم توصیه اش می کردم.
اصلا فرهنگ کتاب خوانی یعنی همین، که تو با هر اعتقاد و مسلک و شخصیتی که هستی، توی هر شغل و صنفی...زمانی را برای کتاب خوانی خالی کنی! فرق ندارد آدمی در بالاترین سمت شغلی باشی یا کاسبی که ساعت ها در مغازه اش به انتظار مشتری می نشیند، همه ی ما باید برای سوال " کتاب این روزهای شما چیست؟" جوابی داشته باشیم! حتی با قرض گرفتن از کتابخانه یا بقیه!


چرا کتابفروشی ها با کافه و لوازم التحریری ادغام شده اند؟

 ایده ی "کافه کتاب" اوایل خیلی دلنشین بود؛ جایی که همیشه از آن کتاب می خریدیم تبدیل به محلی شده بود که می توانستیم قرار ملاقات هایمان را هم تنظیم کنیم، نوشیدنی بخوریم، کتاب های تازه را ببینیم و اگر آدم اهل دلی پیدا می کردیم در مورد کتاب ها صحبت می کردیم؛ اما کم کم کارکرد خودش را از دست داد و به همان کافه ی صرف تبدیل شد. شاید انتظار ما از کافه کتاب ها این بود که علاوه بر این که محیطی فرهنگی تر از کافه های معمولی دارند، برنامه های فرهنگی و هفتگی کتاب و دعوت از نویسندگان و ناشران و اهالی کتاب هم داشته باشند.

من اگر بودم...
وقتی به خانه برگشتم و به بسته ی خریدم نگاه کردم، به جز یک کتاب، بقیه خریدها شامل دفترچه یادداشت و پیکسل و چسب رنگی و لیوان سفالی و همین جینگیلی مَستون های چشم نواز شده بود! بگذریم که کمی عذاب وجدان قلقلکم می داد، اما واقعیّت این بود که این ادغام کتابفروشی ها با لوازم التّحریر و بازی فکری و... باز هم به ضرر کتاب خوانی شده بود؛ یا بهتر بگویم نیاز کاذبی در کنار کتاب ها! که اگر کسی را بی هدف وارد کتابفروشی کرده باشد بیشتر از اینکه وادار به خرید کتاب کند، جذب خرید ابزار بعضا نوستالژیک و فانتزی می کند. کاش دست اندر کاران کتاب فکری برای جدا سازی این محصولات می کردند.

چرا تخفیف ها این قدر برای هفته کتاب ناچیز اند؟

کل سال و یک هفته ی کتاب و این همه تبلیغ و فقط بیست درصد تخفیف؟ از نمایشگاه کتاب تهران که بگذریم ، که خیلی ها به خاطر شلوغی و دوری مسافت بیخیالش می شوند، کل امید ما به همین هفته ی کتاب و تخفیف هاست که امسال مختصرتر از هرسال به روزهای پایانی اش نزدیک می شود!

من اگر بودم...
من جای هیچ کدام از آدم هایی که از آن ها نوشتم نیستم، ادعایی هم ندارم:) حرف هایم فقط درد و دل و پیشنهادهایی برای اهالی کتاب بود. ولی در این موردِ آخر اگر دستم باز بود، همه ی تخفیف های سالانه را جمع می کردم برای این هفته. هفته ای که فقط ِ فقط مال کتاب است و دست کتاب-یاران واقعی را می بوسد.

۶ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ آذر ۹۵ ، ۱۹:۰۵





نمی دانم این حالت را تجربه کرده اید یا نه؟ برخی کتاب ها من را به هیجان می آورد. این قدر که دوست دارم آن قسمت های هیجان انگیز را با کسی در میان بگذارم، حالا تصور کنید در یک کتابخانه هستید و دوست دارید یک نفر را گیر بیاورید و ماجرای کتاب را تعریف کنید؛ اما مجبور به سکوت هستید.

انگار یک انرژی نهفته می شود. حال تصور کنید که یک کتابخانه چقدر سرشار از این انرژی هاست. برای همین هم هست وقتی وارد یک کتابخانه بزرگ می شویم حس عجیبی پیدا می کنیم؛ چون انرژی یکسری کتابخوان آن جا ذخیره شده.

"مصطفی قاجار"


هیئت مجازی کتاب، 24 آبان، روز کتاب،کتابخوانی و کتابدار را به دوست داران کتاب و کتابخوانی تبریک می گوید.

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ آبان ۹۵ ، ۱۶:۲۹
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ آبان ۹۵ ، ۱۸:۰۰