هیئت مجازی کتاب

هیئت مجازی کتاب

پیام های کوتاه

آخرین نظرات

  • Cougar

    متن تصویر

  • Lions

    متن تصویر

  • Snowalker

    متن تصویر

  • Howling

    متن تصویر

  • Sunbathing

    متن تصویر

یک لرن مرجع تخخصی وبلاگ نویسان

يكشنبه, ۲۱ تیر ۱۳۹۴، ۱۲:۰۵ ق.ظ

خسی در میقات

يكشنبه, ۲۱ تیر ۱۳۹۴، ۱۲:۰۵ ق.ظ

به نام خدا

این کتاب سفرنامه ی حج جلال آل احمد در سال 1343 که نا بسامانی اوضاع و احوال مکه و مدینه و سختی های سفر را در آن روزگار به تصویر می کشد.

در حین توصیف گاها چنان از حکومت وقت عربستان در آن برهه زمانی به ستوه در می آید که آنها را برای اداره مراسم حج نالایق می داند و همواره در فکر بین المللی کردن مراکز مذهبی  و اسلامی است. این مطلب را بارها و بارها به گونه ای در سفر نامه اش آورده است:

 

"نه... از سعودی­ ها – آن هم در آن زمان- نمی شود سراغ چنین شعوری را گرفت. کسی که این تعبیر و تفسیرها را بلد است عقلش به این هم می رسد که به جای گور این همه بزرگان بنای یادبودی وسط بقیع بگذارد و اسم همه ایشان را به ترتیب تاریخی تولد و مرگشان، بر سنگ بنا نقر کند. چاره ای نیست جز اینکه بگوییم سعودی ها لیاقت اداره ی این مشاهد را ندارند. مدینه و مکه را باید از زیر نگین این حضرات بیرون کشید و دو شهر بین المللی اسلامی اعلام کرد..."

 

و در جای دیگر ضمن توصیف اوضاع اصف بار قربانی کردن و باز هم اشاره ای به این موضوع می کند که باید چاره ای اندیشیده شود:

 

"تمام خیابان های منتهی شونده به مسلخ، پوشیده است از لاشه های ناقص.... و این قربانی عظیم به هدر رفته! آخر چه می شد اگر ده تا کامیون یخچال دار تهیه میکردند و تمام این کشتار را هم در ساعت به جده می بردند ... و برای فقرای عالم هدیه فرستادن.

پس این شیر و خورشید سرخ و هلال سرخ چه کاره اند که نمی بینند این همه اسراف وحشیانه را؟ و اصلا چرا روی قوطی های چنین گوشت پروده ای انگ نزنند، که گوشت قربانی کشتارگاه منا؟ و به صورت تبرک برای تمام مرضای مسلمان عالم؟ ... رها کنم.

سعودی گرفتارتر از این هاست که به این مسائل بیندیشد. چاره ی همه این قضایا را فقط یک بین المللی اسلامی خواهد توانست کردن."

 

جلال را فردی نه چندان مذهبی می یابیم با نگرش های گاها روشن فکرانه که از منظر دیگری به رخدادها می نگرد . بر خلاف دیگر سفرنامه ها روح معنوی و توصیف حالات شخصی کمتر حاکم هست

در قید و بند هیچ آدابی نیست و خود را تافته ای جدا بافته می پندارد، در طول سفر از این فردیت خود فاصله می گیرد و به خود دیگری می رسد که باید در جمع عجین شود و در این اقیانوس انسانی خود را خسی می داند که به میقات آمده

"میقات یعنی دیدار با خود و هم چنان که ملاقات یعنی دیدار با دیگری."

 

"دیشب سرم را که گذاشتم زمین، رفتم تا چهار صبح؛ که ورود یک دسته جدید حجاج خانه را شلوغ کرد و چراغ ها را زدند و همه سر و پا تطهیری و بعد مسجد النبی. بزرگترین غبن این سال های بی نمازی از دست دادن صبح ها بوده؛ با بویش، با لطافت سرمایش، با رفت و آمد چالاک مردم. پیش از افتاب که بر می خیزی انگار پیش از خلقت بر خاسته ای. و هر روز شاهد مجدد این تحول روزانه بودن، از تاریکی به روشنایی. از خواب به بیداری. و از سکون به حرکت. و امروز صبح چنان حالی داشتم که به همه سلام می کردم. و هیچ احساسی از برای برای نماز؛ یا ادا در وضو گرفتن."

 

نثر کتاب ساده و با جملات کوتاهش خواننده را به شوق می آورد و یکنواختی را از بین می برد.

پی نوشت:

خسی در میقات اثر جلال آل احمد

چاپ دوازدهم/1387/ انتشارات فروس

قیمت:3000تومان (از قیمت فعلی اطلاع ندارم)

نظرات  (۱۰)

سلام علیک ... نماز و روزه ها قبول. درباره کتاب قبلا شنیده ام ولی قسمت نشده بخونم. اینجور که به نظر میاد روان و ساده توصیف شده که این برای یک سفرنامه زیارتی خیلی خوب است . منتظر نقد سایر بزرگواران که کتاب را خوانده اند هستم. 

سلام

دستتون درد نکنه

 

من این کتاب رو خوندم. خیلی عالی بود.

شخصیت آل ااحمد داخل این کتاب خیلی برایم جالب بود

۲۱ تیر ۹۴ ، ۱۱:۱۰ یک سبد سیب

تشکر 


۲۱ تیر ۹۴ ، ۱۱:۴۳ مداد کوچک
آل احمد را با مدیر مدرسه اش می شناسم

" این کتابش نیز حال و هوای دیگری دارد "

که پارسال خوانده ام

خوب بود انصافا"

سَبک ِ نوشته هایش عامیانه است و خیلی به درد می خورَد .

ممنون از معرفی های سرشار ِ شما و دوستان
جلال آل احمد همیشه نوشته هاش زیباست...
۲۱ تیر ۹۴ ، ۱۹:۱۲ احمد احمدی
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
وبلاگ کتاب بازان با معرفی کتابی درباره استان بوشهر به روز است

۲۲ تیر ۹۴ ، ۱۵:۰۲ ساکت در قفس
برای دوستانمان دعا کنیم.........
۲۲ تیر ۹۴ ، ۱۶:۵۳ ناموس خدا
از جلال فقط دید و بازدیدش را خوانده ام.
امیدوارم این یکی را هم بخوانم.
۲۴ تیر ۹۴ ، ۱۷:۳۶ ...:: بخاری ::...
جلال ی دونه است...
کاش بازمبیشتر ازنثرش مینوشتید...
بسیار ممنون از معرفی کتاب از ایشون.
یاعلی.
هنگامه ی مطالعه اش یاد امیرخانی بودم و بس ...

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">