هیئت مجازی کتاب

هیئت مجازی کتاب

پیام های کوتاه

آخرین نظرات

  • Cougar

    متن تصویر

  • Lions

    متن تصویر

  • Snowalker

    متن تصویر

  • Howling

    متن تصویر

  • Sunbathing

    متن تصویر

یک لرن مرجع تخخصی وبلاگ نویسان

سه شنبه, ۶ مرداد ۱۳۹۴، ۱۱:۲۰ ب.ظ

۷

گفتگو

سه شنبه, ۶ مرداد ۱۳۹۴، ۱۱:۲۰ ب.ظ

در خدمت مدیر محترم وبلاگ  این روزها ؛ هستیم

در ابتدا بسیار سپاسگزاریم که برای هیئت مجازی کتاب وقت گذاشته اید

سلام. خواهش می کنم . من هم از شما ممنونم که من رو در جمع دوستان هیئتی پذیرفتید.

و البته هیئت مجازی کتاب مفتخر است که با صاحب نظران همچون شما به گفتگو می نشیند.

لطف میکنید اگر به سوالات ما جواب دهید

بذارید اینگونه شروع کنیم:

. یادتون هست اولین کتابی که خواندید اسمش چی بود؟

مطمئنا این قدر حافظه قوی ندارم که به این سوال جواب بدهم؛ ولی خاطرم هست که انس و آشنایی من با کتاب مربوط به دوره مدرسه نبود. پیش از ورود به مدرسه هم پدر و مادرم مقید بودند که ساعتی را برای مطالعه اختصاص بدهند و روزانه چند کتاب با هم بخوانیم.

. چه کسی آن کتاب را به شما معرفی کرده بود؟

شاید اولین مشوقان من برای ورود به دنیای کتاب و کتاب خوانی پدر مادرم بودند و بعد هم بچه های هم سن و سال فامیل که معمولا هروقت در مهمانی های خانوادگی به هم می رسیدیم از تازه های کتاب حرف می زدیم و کتاب هایی را که به نظر جذاب می رسیدند به هم معرفی می کردیم.

. احساس می کنید به اندازه ی کافی کتاب می خوانید؟

یک بار لابه لای کامنت های هیئت نوشته بودم که: کتاب خواندن مثل یوم الحسرت است، کسانی که نمی خوانند یک روز افسوس می خورند که کاش خوانده بودند و کسانی هم که اهل مطالعه هستند این حسرت را دارند که ای کاش بیشتر خوانده بودند.

. چه کسانی در کتاب خوانی شما موثر بودند؟

این جمله را که "یکی از خوشبختی های انسان این است که یا کتاب خوان باشد یا دوست کتاب خوان داشته باشد" ، خیلی قبول دارم. اگر داشتن خانواده و دوستان کتاب خوان را جزء سعادت های هرکس به حساب بیاورید، من در این مورد فرد سعادت مندی هستم.

. آیا خانواده هم موثر بود؟

صد در صد. قبل از ورود به مدرسه مادر و پدرم تاکیید زیادی بر کتاب خوانی داشتند. یادم هست مادرم هرروز قبل از خواب بعدازظهر چند کتاب شعر و داستان کودک برایم می خواندند. پدرم بیشتر روی داستان های قرآنی تاکیید داشتند. هرشب مهمان یکی از داستان هایشان بودم.کتاب های مصوری هم که تهیه کرده بودند در تصویرسازی و درک داستان ها نقش خیلی مهمی داشتند.

. دوستان چطور؟

با درصدی کمتر از خانواده بله

. مدرسه و بعد از آن دانشگاه و یا محیط کار چقدر در میزان مطالعه شما تاثیر گذار بودند؟

اجازه بدهید در کنار مدرسه  و دانشگاه به فضای کتابخانه ها و کانون پرورشی هم اشاره کنم. فضاهای خوبی  که در ایام سال، به ویژه تابستان ها ما را مهمان خودشان می کردند و اجازه می دادند چند ساعت پشت نیمکت هایشان بنشینیم و با بوی خوش کاغذهای نم گرفته و دنیای نویسنده های مختلف انس بگیریم.

. مدیر محترم وبلاگ این روزها چقدر از رسانه ی ملی برای کتاب خوانی تاثیر پذیرفت؟

با صداقت اعلام کنم که خیلی کم! قبلا در جمع های خصوصی هم گفته بودم که با این همه تاکید بر کتاب خوانی و کم کاری که ما ایرانی ها داریم تلاش رسانه ملی واقعا ناچیز بود. شما یک حساب سرانگشتی هم که داشته باشید امتیاز تبلیغ چند کتاب خوب و نفیس در کنار امتیاز این همه چیپس و پفک و لوازم خانگی صفر است و این امتیاز برای هیچ جامعه ای نشانه خوبی نیست.

. آیا شما از رسانه ی ملی در حوزه معرفی کتاب و ترویج کتاب خوانی راضی هستید؟

خیر. ترجیح می دهم اطلاعات مورد نیازم درمورد کتاب ها را از اینترنت و سایت های کتاب خوانی مثل هیئت مجازی کتاب ، پاتوق کتاب، مجمع ناشران انقلاب و...استخراج کنم.

. چه پیشنهاد هایی برای رسانه ملی در حوزه کتاب دارید؟

رسانه ملی فرصت های خیلی زیادی برای تشویق افراد به کتاب خوانی دارد. یک مثال نزدیک برای جواب این سوال همین تبلیغات کتاب " من زنده ام" بود. تاکیید مقام معظم رهبری در کنار تبلیغات خوب صدا و سیما و جوایز نفیسی که برای مطالعه این کتاب در نظر گرفته شد به همراه تشویق هفده ساله ها به خواندن این کتاب و تخفیف خوبی که برای آن در نظر گرفته شد، همگی به مطالعه گسترده این کتاب کمک کرد. هرچند نباید همیشه به انتظار هدیه و تخفیف گسترده بود اما در قدم اول گام خوبی برای تشویق به کتاب خوانی بود.

.  بهترین کتابی که تا به حال خواندید ؛ چه بوده؟

دوستی داشتم که همیشه می گفت کتاب های آدم بچه های او به حساب می آیند و... بی انصافی است اگر کسی بین بچه هایش فرق بگذارد. هر کتابی لطف و زیبایی و دنیای خودش را دارد یا بهتر است بنویسم: هرگل بویی دارد.

. آیا کتاب خواندن مسیر تحصیلی شما را تحت تاثیر قرار داده است؟

کمی تا اندکی. زمان انتخاب رشته دوره دبیرستان کتاب های ادبیات و معارف و...نقش زیادی در انتخاب رشته انسانی داشتند.

.  مدیر محترم وبلاگ این روزها ؛ شما معمولا چه نوع کتاب هایی می خوانید؟

شاید در نگاه اول به کتابخانه اتاقم ، کتاب های رمان و داستان و شعر و ادبیات بیشتر به نظر برسند اما واقعیت اینجاست که معمولا حوزه مطالعاتی مشخصی را دنبال نمی کنم. سعی کرده ام از همه نویسنده های حوزه فرهنگی، علمی، مذهبی، مهدوی، اجتماعی و...چند کتاب داشته باشم و فضاها و جریان های فکری مختلف را محک بزنم.

. آیا شما به دوستانتون هم توصیه می کنید که کتاب بخوانند و یا فقط خودتان کتاب مطالعه می کنید؟

بله! حتما. اگر ببینم در اطرافم علاقه مندانی برای کتابخوانی هستند حتما آن ها را در لذت مطالعه کتاب های مورد علاقه ام شریک می کنم. گواه می خواهید؟ همین هیئت مجازی کتاب!

. مدیر محترم وبلاگ این روزها معمولا روزی چند ساعت را به کتاب خوانی مشغول است؟

این بی نظمی مطالعاتی یکی از آفت های زندگی من به حساب می آیند. گاهی یکی دوماه پیوسته روزانه چند کتاب می خوانم و حتما دیدن چند فیلم خوب را در برنامه ام دارم. اما گاهی شاید هفته ها فراغتی برای مطالعه دست ندهد.

. آیا تا به حال شده کتابی بخوانید که آخرش دوست داشته باشید دوباره آن را بخوانید؟/ کدام کتاب؟

بله ! خیلی زیاد. مثلا کتاب " برای خاطر آیه ها" یکی از کتاب هایی ست که چند روز یک بار آن را ورق می زنم و نوشته ها را مرور می کنم. یا کتاب های مجموعه آفتاب جزو کتاب هایی هستند که دوست دارم در مناسبت های شهادت و ولادت معصومین آن ها را ورق بزنم. اگر هم اجازه داشتم به ایام نوجوانی برگردم حتما کتاب های رولد دال را یک دور دیگر می خواندم.

. تا به حال شده کتابی بخوانید که آخرش پشیمان شده باشید؟/ کدام کتاب؟

بله متاسفانه. یادم هست وسط امتحان های خرداد دوره راهنمایی هوس امانت گرفتن و خواندن چند کتاب از کتاب خانه مدرسه مثل خوره به جانم افتاده بود. یکی از کتاب هایی که خواندم " دختری که زشت بود" نام داشت. یک رمان بی سر و ته که هم من را از درس خواندن انداخت ، هم فکر کردن به روایت های تلخ کتاب تا مدت ها ذهنم را مشغول کرده بود.

. معمولا کسانی که کتاب خوانی می کنند حاشیه نویسی هم می کنند ؛ آیا شما هم همین کار را می کنید؟

اگر کتابی واقعا روحیه ام را تحریک کرده باشد ،در دفترچه یادداشتم در مورد احساسی که از خواندن کتاب داشتم می نویسم. چند تا کتاب مثل "فاطمه فاطمه است" و " بدانید من فاطمه هستم" هم بودند که زیر پاراگراف های لطیف آن خط کشیده ام و برداشتم را نوشته ام.

.به نظر شما حاشیه نویسی می تواند مفید باشه؟

وقتی تصمیم بگیرید بعضی از کتاب ها را برای بار چندم بخوانید، همین حاشیه ها شما را تحریک به خواندن دوباره و چندباره می کنند. علاوه بر این یک یادگاری خوب به حساب می آیند، برای کسانی که قصد دارند کتاب را از شما امانت بگیرند.

. مدیر محترم وبلاگ این روزها؛ شما چقدر معتقدید که باید خط به خط کتاب را بفهمید و جلو بروید؟

به نظر من این یک قاعده کلی نیست. هدف بعضی کتاب ها از پر و بال دادن به یک موضوع چند برابر کردن قطر کتاب و بالا بردن قیمت آن است. خیلی از فصل ها هستند که شما اگر از خواندن آن صرف نظر کنید چیز زیادی را از دست نداده اید؛ اما حتما کتاب هایی هستند که فهم خط به خط آن برای درکشان لازم و ضروری ست. درست مثل کتاب های کنکور!!

. اگر بخواهید به بهترین دوستتان بهترین کتاب را معرفی کنید آن کتاب کدام است؟

سلیقه هرکسی برای کتاب خوانی متفاوت است. سعی می کنم اول روحیه و علاقه دوستانم را بشناسم،بعد به آن ها کتاب معرفی کنم.

. برخی کتاب ها آنقدر انسان را تحت تاثیر قرار می دهد که ممکن است حتی اشک را هم جاری کند؛ این اتفاق برای شما هم افتاده؟ کدام کتاب؟

بله. خیلی زیاد. گاهی وقت ها خودم را سرزنش می کنم که چرا جای لکه  اشک روی بعضی صفحه های کتاب ها باقی مانده. آخرین کتابی که با آن گریه کردم " آنک آن یتیم نظر کرده" نوشته ی جناب محمدرضا سرشار (رهگذر) بود. فصل بعثت پیامبر(صلی الله علیه و آله وسلم) جزء فصل هایی بود که با هر خط آن گریه کردم.

قبل ترهم کتاب شهید شهریاری،دا، مجموعه نیمه پنهان ماه و...جزو کتاب های گریه دار بودند.

. مدیر وبلاگ این روزها چقدر به کتاب هدیه دادن معتقده؟ معمولا دوستداران کتاب وقتی کتابی را می خوانند آن کتاب را به کسی دیگر هدیه می دهند البته به جز اندکی از کتاب ها؛ شما هم همینطورید؟

بله. سعی می کنم در مناسبت های مختلف مثل تولدها و عیدی نوروز و... کنار بقیه هدیه ها چند کتاب هم جا بدهم، با یک دست خط یادگاری البته!

. برای کتاب هایی که می خوانید آیا معیارهای خاصی در نظر می گیرید؟ مثلا کتاب هایتان باید حتما با رشته ی تحصیلی شما تطابق داشته باشد؟ یا مثلا فقط کتبی را می خوانید که مربوط به موضوع خاصی است؟ یا نه؛ هر کتابی را می خوانید؟

نه! معیار انتخاب یک کتاب نیاز به خواندن آن کتاب است!

. تا به حال شده قبل از اینکه در مورد تفکری کتابی نخوانده باشید ولی نقدش را خوانده باشید؟ بذارید برایتان مثال بزنم.مثلا برخی قبل از اینکه در مورد اسلام کتابی بخوانند ؛ ابتدا نقد اسلام را می خوانند ؛ که این اتفاقا ریشه ی خیلی از مشکلات هم هست؛ برای شما تا به حال چنین چیزی  اتفاق افتاده؟

بله! خیلی وقت ها که به کتابی دسترسی ندارم اما تبلیغ آن را زیاد دیده ام ترجیح می دهم قبل از دستیابی و مطالعه کتاب نظر مخالفان و موافقان کتاب را بدانم تا برایم روشن شود واقعا آش دهن سوزی هست یا نه!

. شما چقدر معتقدید که کتاب غذای روح هر انسانی است؟

کتاب ها به هرکس فرصت همذات پنداری، تخیل ، خروج از دنیای روزمره و ... را می دهند. خیلی از کتاب ها نگاه و مسیر زندگی ما را عوض می کنند؛ پس حتما تغذیه روحی به حساب می آیند.

. به نظر شما اگر کتاب هایی که تا به حال خوانده اید را نخوانده بودید الان زندگی تان فرقی می کرد؟ منظورم اینه که کلا کتاب هایی که خوانده اید چقدر در زندگی تان تاثیر گزار بوده؟

شاید تفاوت زیادی در من ایجاد نمی کرد اما قطعا نگاه جدیدی به من داده و در تجربه صدها نویسنده شریکم کرده است . مسلما این نگاه و تجربه در پیچ و خم های زندگی کمک زیادی به من خواهند کرد. وقتی من تصمیم می گیرم که فراغتم را با کتاب پر کنم، حتما از ایده ها، نثر کتاب و دنیای نویسنده تاثیر می گیرم.

. اگر بر فرض شما از امروز مجبور شوید که کتاب نخوانید ؛ حسرت خواندن چه کتاب هایی را میخورید؟

یاد شعر " من یار مهربانم" افتادم. سوال شما مثل این بود که اگر یک یار مهربان و مونس را از زندگی شما حذف کنند چه اتفاقی می افتد؟ حتما زندگی به شیرینی قبل نخواهد بود! به اندازه همه کتاب های کتاب فروشی های دنیا حسرت به دلم می ماند!

.میشه چندتا از کتاب هایی که به دوستانتون هدیه دادید را معرفی کنید؟

برای خاطر آیه ها (مریم روستا)- کوری (ژوزه سارامگو)- لبخند مسیح (سارا عرفانی)- داستان های کودک و نوجوان و از همه مهم تر قرآن، صحیفه و نهج البلاغه.

. در حال حاضر چه کتابی را می خوانید؟

دوتا کتاب نصفه نیمه دارم! رمان خانوم (مسعود بهنود) و معاد در قرآن (ابراهیم امینی)

. مدیر محترم این روزها چند کتاب را موازی پیش می برد و یا اینکه تک تک کتاب ها را تمام می کند؟

بعضی کتاب ها این قدر جذاب اند که نمی شود زمین گذاشت شان...اسم شان را گذاشته ام کتاب های یک نفسی! همین کتاب هایی که یک نفس باید آن ها را خواند . اما بعضی کتاب ها هم هستند که خواندن هر پاراگراف و هر فصل از آن شما را وادار می کند که راجع به آن ها فکر کنید و وقتی برایتان ته نشین شد ادامه اش را از سر بگیرید. این دسته دوم می طلبند که به صورت موازی همراه با کتاب های دیگر خوانده شوند.

. نظر کلی شما در مورد هیئت مجازی کتاب چیست؟

ایده خیلی خوبی پشت این جریان وجود دارد.

. آیا هیئت مجازی کتاب توانسته در کتاب خوانی به شما کمک کند؟

بیشترین کمکی که وبلاگ ها و سایت های کتاب خوانی  از جمله هیئت به من کرده اند این بوده که وقتی وارد یک کتاب فروشی می شوم با کتاب ها بیگانه نیستم. یادم هست که این هفته و هفته های قبل معرفی این کتاب را خوانده ام و یک تصور کلی از کتاب دارم. درست مثل وقتی که وارد یک جمع تازه می شوید، مسلما با کسانی که از قبل- هرچند کوتاه – به شما معرفی شده اند ارتباط بهتری پیدا می کنید تا غریبه ها.

. ضرورت وجود وبلاگی مثل هیئت مجازی کتاب را چقدر می دانید؟

یک وبلاگ خود گردان که ظاهرا شخصی به نام میان دار مدیر آن است اما در باطن همه دوست داران کتاب آن را مدیریت می کنند! به نوبه ی خودش محرک و مشوق خوبی برای کتاب خوانی به حساب می آید.

. بین کتاب هایی که به هیئت معرفی کرده اید کدام کتاب را بیشتر از همه دوست دارید؟

این طور که آمارها نشان می دهد معرفی "هفت کتاب فاطمی" با استقبال بیشتری مواجه شد. من هم از بین این هفت کتاب "فاطمه فاطمه است" را خیلی دوست داشتم.

. بین کل کتاب های معرفی شده در هیئت چطور؟

کتاب "رهایی از تکبر پنهان" جزو کتاب هایی بود که بلافاصله بعد از خواندن معرفی آن اقدام به خریدش کردم.

. شده که شما کتابی را که توسط هیئت معرفی شده را تهیه کنید و بخوایند؟ کدام کتاب؟ یا کتاب ها؟

بله! رهایی از تکبر پنهان. مجموعه آفتاب. شماس شامی. کمی دیرتر و...

. آیا مدیر وبلاگ این روزها که جزو نفراتی است که بیشترین  کتاب را به هیئت معرفی کرده راهکارهایی برای هر چه بهتر شدن هیئت دارد؟

شاید مطلوب تر این بود که به جای دعوت کردن و اصرار به اعضا برای معرفی کتاب ،به طور خودجوش این انگیزه و وجدان پیدا می شد که هرکس بعد از خواندن یک کتاب دلخواه، زکات آن را به صورت معرفی کتاب به هیئت هدیه می داد. اگر این اتفاق می افتاد فضایی پویاتر با انگیزه هایی قوی تر را شاهد بودیم.

. آیا مدیر محترم وبلاگ این روزها نقدی نسبت به عملکرد دست اندرکاران هیئت دارد؟ لطفا بفرمایید چه نقدی؟

خیر نقد خاصی نیست. حتی لازم می بینم به سهم خودم از تلاش و احساس مسئولیت مدیر این وبلاگ تشکر کنم.

. اگر شما جزو دست اندرکاران هیئت بود الان در هیئت چه تغییراتی را به وجود می اورد؟

اوایل از قالب وبلاگ و نداشتن دسته بندی گله داشتم که خداروشکر برطرف شد.

. و در آخر از  شما می خواهم اگر نقدی و یا پیشنهادی دارید به ما گوشزد کنید؟

به نظرمن مجموعه پرند یکی از امتیازات هیئت به حساب می آید که می توان روی تهیه و نشر بیشتر آن سرمایه بیشتری گذاشت. داشتن یک رادیو اینترنتی هم کمک رسان خوبی در معرفی و نشر کتاب ها خواهد بود.

یکی از ایده آل ها و آرزوهای من این است که کتاب های خوب جایگاه خودشان را در سبد خریدهای هرخانواده پیدا کنند و هرماه در کنار لیست دخل و خرج ها و خریدها فاکتور خرید چند کتاب هم به چشم بخورد. همین طور نگاه انتقادی به کتاب ها به کیفیت و رشد بیشتر صنعت نشر کمک کند.

. بسیار سپاسگزاریم از وقتی که در اختیار ما گذاشتید.

من هم از شما و همه دوستان همراه متشکرم و مثل همیشه برای شما آرزوی موفقیت دارم.

هیئت مجازی کتاب آرزو می کند که روزی فرا برسد که سرانه ی مطالعه کشور به جایگاه درخورش برسد که البته تلاش دوستان کتاب خوان و نویسندگانی همچون شما را می طلبد.

ان شاالله

به امید موفقیت روز افزون شما ؛ مدیر محترم وبلاگ این روزها.

متشکر و ممنون

 

 

نظرات  (۷)

سلام
لینک این صوت زیبایی که در بلاگتان پخش می شود را می خواهم. لطف میکنید؟

پاسخ:
سلام

بفرمایید

لینک


از یک جایی به بعد،آدم آرام میگیرد،بزرگ میشود،بالغ میشود،
پای تمام اشتباهاتش می ایستد،سنگینی تصمیمی که گرفته را گردن دیگری نمی اندازد،دنبال مقصر نمیگردد،قبول میکند گذشته اش را،انکار نمیکند آن را،نادیده اش نمیگیرد،حذفش نمیکند،اجازه میدهد هرچه هست،هرچه بوده در همان گذشته بماند،حالا باید آینده را بسازد،از نو،به نوعی دیگر.یاد میگیرد زندگی یک موهبت است،غنیمت است،نعمت است،قدرش را بداند و آن را فدای آدمهای بی مقدار نکند...
همه ی اینها را که فهمید یک آرامشی می آید مینشیند توی دلش،توی روح و روانش.
اینجای زندگی همان جایی است که دولت آبادی گفته.همان جایی که آرام است،حال آدم خوب است؛همان جاست.
اصلأ از یک جایی به بعد حال آدم خوب میشود...
و هیئت مجازی کتاب از آن خوبْ جاهاست .

مستدام باد کتابی نگاره هایتان .
ممنون از دعوت

سلام 

موفق باشید 




۰۸ مرداد ۹۴ ، ۲۲:۱۹ روح و ریحان ...
تشکر از مدیر وبلاگ این روزها
با آرزوی توفیق روزافزون
سلام بانوی "این روزها"
کتاب، حال آدم را خوب می کند، آنقدر خوب که حتی قرص های آرام بخش پیشش سر خم می کنند.
حالمان که خوب است کتاب می خوانیم
حالمان که خوب نیست کتاب می خوانیم

۱۰ مرداد ۹۴ ، ۰۰:۰۶ ...:: بخاری ::...
سلام.
چ کار خوبیه این گفتگو ها.
تشکر از وباگ این روزها و همینطور هیئت کتاب.

سلام. لطفا لینک وبلاگ این روزها رو بزارید تا بازدید کنیم. ممنون
پاسخ:
سلام
 متاسفانه وبلاگ این روزها تعطیل شده و فعالیتی ندارد.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">