هیئت مجازی کتاب

هیئت مجازی کتاب

پیام های کوتاه

آخرین نظرات

  • ۲۴ دی ۹۵، ۲۱:۱۷ - متیو تل
    ممنون
  • Cougar

    متن تصویر

  • Lions

    متن تصویر

  • Snowalker

    متن تصویر

  • Howling

    متن تصویر

  • Sunbathing

    متن تصویر

یک لرن مرجع تخخصی وبلاگ نویسان

يكشنبه, ۲۸ ارديبهشت ۱۳۹۳، ۱۲:۰۱ ق.ظ

شطرنج با ماشین قیامت

يكشنبه, ۲۸ ارديبهشت ۱۳۹۳، ۱۲:۰۱ ق.ظ

 معرفی کتاب وبلاگ ...روح وریحان

 

جز رمان های  پر تبراژه، نویسندش حبیب احمد زاده ست. این کتاب به انگلیسی هم ترجمه شده تو لس آنجلس آمریکا هم خواننده پیدا کرده.

خلاصه داستان:

این اثر در باره سه روز از زندگی یک پسر شانزده ساله ی بسیجی است که دیده بان توپتخانه ی ایران و تجسس گر مقرهای استقرار دشمن است. ما هرگز نام جوان را نمی فهمیم.

گیتی شخصیت اصلی زن در شطرنج با ماشین قیامت، یک روسپی سابق است. او با دخترش مهتاب، در محله ی بدنام آبادان زندگی می کنند. جایی که ملوانان خارجی و مردان محلی قبل از انقلاب اسلامی به این مکان رفت و امد می کردند.

فاحشه ای با گذشته ی تلخ و گزنده. با این وضع، او ماری ماگدالیون( مریم مجدلیه) است که توسط مسیح (بسیجی) رهانیده می شود.

گیتی فراتر از نقش زنی که تنها والد با محبت فرزندش است، حالا به مریم، مادر مسیح تشبیه می شود.

مهندس سیاه ترین شخصیت شطرنج با ماشین قیامت است.

از عناصر متمایز کننده شطرنج با ماشین قیامت از خاطره نگاری ها، پیچیدگی سه شخصیت اصلی اش است. بسیجی، گیتی و مهندس که ترکیبی پیچیده از گناه و بی گناهی، سادگی و مکاری و تقدس و کفر هستند.

این شخصیت ها به ویژگی هایی دست می یابند که خواننده می تواند به عنوان یهودی، مسیحی و مسلمان سنتی با آنها همذات پنداری کرده و همراه شود.

در نیمه دوم رمان، وظیفه شبه نظامی جوان بسیجی همچون حضرت عیسی هدایت و راهنمایی مردم است به وادی ایمن که اشاره ای است به نام رمزی اش، موسی.

در این کتاب در همان لحظه که نقش موسی را بازی می کند، در قالب پیامبر دیگری که در اسلام و مسیحیت به آن اشاره شده است حضور می یابد؛ مسیح(ع)

بسیجی گروه کوچک مردم را نجات می دهد و آن ها را در زیر یک سقف ویران برای یک شام ساده (شام آخر) گرد هم می آورد و..

-----------------------------------------------------------

تکمیلی هیئت مجازی کتاب:

*زندگی نامه نویسنده

*انتخاب رمان «شطرنج با ماشین قیامت» به عنوان منبع درسی درآمریکا

ترجمه انگلیسی رمان « شطرنج با ماشین قیامت » نوشته حبیب احمد زاده در کنار کتابی از اورهان پاموک ( برنده نوبل ادبیات سال 2009) به عنوان منبع درسی در دانشگاه راتجرز آمریکا معرفی شد.


به گزارش ستاد خبر انتشارات سوره مهر ، به نقل ازسا یت دانشگاه راتجرز ، بخش مطالعات خاورمیانه دانشگاه مذکور، این رمان فلسفی- جنگی را بطور رسمی در طرح درس سالانه خود به عنوان بررسی ادبیات مدرن خاورمیانه قرار داده است.

لازم به ذکر است که این بخش در دو طرح درس متناوب و ممتد ، ادبیات قدیم و مدرن خاورمیانه را مورد بررسی قرار می دهد که در طرح درس ادبیات قدیم و کلاسیک ، دانشجویان کتاب ها , و منابعی همچون متون مقدس عبری ،شعر در دوره ما قبل اسلام ، قرآن مجید ، شب های عربی ، شعر دوران های عثمانی و عباسی و نیز مثنوی معنوی را مطالعه می کنند.

بر اساس این خبر در طرح درس ادبیات مدرن خاورمیانه دانشگاه راتجرز، کتاب « شطرنج با ماشین قیامت » حبیب احمدزاده در کنار کتاب های « نام من قرمز است » از اورهان پاموک ، « زنانی از جنس شن و صمغ » از حنان الشیخ و « عا شق » از یهوشوا تدریس می شود.

گفتنی است تاکنون تدریس این کتاب که توسط پروفسور پال اسپراکمن به زبان انگلیسی ترجمه شده ، باعث ابراز نظرهای جالبی از سوی دانشجویان آمریکایی شده است. 

یکی از این دانشجویان در این باره می نویسد : محتوای«شطرنج با ماشین قیامت» ابدا آنچه که یک غربی از حوادث یک جنگ انتظار دارد نبود. این رمان دید مرا نسبت به بسیاری از وقایع جنگ ایران و عراق تغییر داد.من از گوناگونی مردم گرفتار شده در شهر محاصره شده متعجب شدم ؛کشیش های ارمنی ، زنان درمانده و افراد فقیر همه گرفتار جنگی هولناک شده اند که خود آغازگر آن نبوده اند و توان متوقف ساختن آن را نیز ندارند.

دانشجوی دیگری اینگونه نظر می دهد : من فکر می کنم این رمان دیدگاه فلسفی پیچیده ای از همگان ، حتی ایرانیهای غیر شیعه که در جنگ گرفتار شده اند را ارائه می دهد .

نظر یکی دیگر از دانشجویان هم اینگونه است : این کتاب نشان دهنده روحیه بسیار جالب ایرانیهاست. مثلا با وجود آنکه صدام حسین ؛ رهبر عراق این جنگ را آغاز کرد آنها بر خلاف اکثر سربازان دیگر جنگ ها، عراقی ها را نفرین و یا حتی به آنها اهانت نمی کنند..

رمان « شطرنج با ماشین قیامت »در کنار ترجمه انگلیسی ، توسط (گنس ملویا )نیز به زبان آلبانیایی درتیرانا پایتخت کشور آلبانی منتشر شده است. هم اکنون این کتاب توسط (کریستوف بالایی) در پاریس و (محمد الامین) مترجم عراقی درآمستردام هلند در حال ترجمه به زبان های فرانسه و عربی است. 

گفتنی است اصل این خبر در صفحه 22 این آدرس ازسایت دانشگاه راتجرز آمریکاhttp://sas.rutgers.edu/index2.php?option=com_docman&task=doc_view&gid=428&Itemid=159قابل رویت است.

نظرات  (۱۵)

سلام

 

این کتاب رو خوندم. کتاب جالبی است.

ممنون از معرفی اش.

خداقوت.

التماس دعا

سلام واقعا این هیئت مجازی کتاب غنیمتی هست، و از میوندارش هم که حسابی باشور کار میکند تشکر میکنم.
متأسفانه در مورد این کتاب هیچ اطلاعاتی نداشتم، فقط شنیده بودم کتاب خوبی همین!!

واقعا اگر این کتاب با این همه تفکر و تعقل نوشته شده باشه باید حتما بخونمش...
یعنی این کتاب این قدر پر مایه هست؟؟؟

میوندار خسته نباشی...
سلام.
ممنونم از معرفی تون...
اگر می دونستم حتما از نمایشگاه می خریدم...
البته رفتم که بخرم، اما نمیدونم چی شد که نگرفتم؟...!!
-شاید یه دلیلش طرح روی جلد باشه که خوشم نیومد...-

یا حق.
سلام
این کتاب رو چندسال پیش خوندم. ولی اصلا از خوندنش لذت نبردم نمی دونم چرا؟
شاید چون احساس کردم هیجان خاصی نداره.
ولی تعجب می کنم که اکثر سایت های کتاب خوانی معرفیش کردند و از کتاب تعریف کردند.
شاید باید یه بار دیگه با دقت بیشتری بخونم.
به هرحال ممنون.

بخشی از کتاب(ص68چاپ شانزدهم)

دو سرم به دست های چپ و راستش وصل بود. یک سرم با مایع شفاف و دیگری کیسه خون. لحظه ای خواستم گروه خون پرویز را از روی کیسه بخوانم:B+ .بامن هم گروه بود. عجب تصادفی!

خب اینم مرخصی ای که می خواستی. به جای سه چهار روز، راحت دو سه ماه!

با صدای ضعیف و ته گلویی جواب داد:

فر...دا... نوبت...بستنی...یادت ... نره!

و لبخند محو و موزیانه ی همیشگی بر لب هایش نقش بست.

خیره نگاهش کردم. وضعیت چندان درستی نداشت. دکتر می گفت سریعا باید عمل شود. فعلا به اندازه ی خون خروجی، با سرم به او خون داده شد و ادامه این وضع دشوار بود.

- وَض...عم... خی...لی... خَ... رابه؟

اگر کمی نرم و غیر ومعمولی صحبت می کردم؛ به راحتی متوجه خطر می شد.

- آره! فکر کنم در حال سقط شدنی! نگو صبح تا ظهر هم که می خواستی ماشین سلطنتی ات رو به ما قالب کنی؛ داشتی ارث و میراث تقسیم می کردی.


و شروع به بازی با سرم آویزان کردم. پرویز هم، مثل من، در این مدت کوتاه، ده ها دوست را از دست داده بود و می دانست که وقتی یکی از بچه ها وضع وخیمی پیدا می کند؛ بقیه به او چه جور نگاه می کنند. باید به هر صورت شده از این تماس مستقیم چشم ها با هم پرهیز می کردم.

یاد زن افتادم که روسری سیاه .و عربی اش را از سر درآورده و به من داده بود.

- پرویز!قبل از اینکه تموم کنی، بگو ببینم این زنه که براش غذا می بردی کی بود؟

- گ...ی..

و نفسش به شماره افتاد.

-گ...ی...ت..ی.

- خب، گرفتم. گیتی!

...

به نظرم یکی از ضعف هایی که این کتاب داشت این بود که جذابیت برای خواننده ایجاد نمیکرد و اونو برای فهمیدن ادامه داستان ترغیب نمی کنه.

روتین بودن بخش های ابتدایی رمان باعث میشه خواننده از همون ابتدا جذب رمان نشه

گویا نقد بهش وارده
+ چرا باید به عنوان نبع درسی در امریکا انتخاب بشه در حالیکه تو اخبار اعلام کرد در کتابهای دریسیشون ایران هراسی بیشتر شده؟ (سوالمه واقعا ؟)
و اینکه این جمله رو همه بیان میکنند یعنی باید افتخار کنیم به عنوان منبع درسی امریکا انتخاب شده؟
یا علی ع
سلام.
ممنون از انتخاب این کتاب. کتاب خوبیه.(چند سال پیش خوندمش و زیاد جزئیاتش یادم نمونده اما یادمه که خیلی هیجان داشتم آخرش.)

+ این کتاب منبع درسی به عنوان تدریس معرفی نشده که دوستان محترم. نمیدونم چقدر از رشته های ادبیاتی اطلاع دارید. مثل اینه که ما تو رشته ادبیات انگلیسی تو دانشگاه هامون تدریس میشه، بگیم مثلا از میان کتابهای اروپایی ها مثلا شکسپیر بخونیم. الان ایشون در میان منتخب های نگارشی ادبیات های مختلف جهان در دانشگاه مذکور بودند. در کنار یه نویسنده عرب و یه نویسنده زبان شرقی انتخاب شده.

+ علت انتخابش واضحه. موضع گیری جناب احمدزاده بسیار بی طرفانه است تو این جنگ. روحیه مردم رو به تصویر کشیده نه به قول علمی ترش «اخلاق جنگ و صلح شیعی» رو. (برعکس اون یکی کتابشون که آخرش به فرمانده ناو وینسنز نامه می نویسه)

+ رو ضعف این کتاب که خود معرف کتاب هم عنوانش کرده تاکید می کنم. در عین اینکه نتیجه گیری فوق العاده ای داشت بسیار روتین بود. خیلی جاها می شد کتاب رو بست واقعا. مخصوصا اوایل. ولی خب اونقدری بود که آدم حدس بزنه باید صبر کنه و به خودش بگه «یکمی تحمل کن و مطمئن باش جاهای خوبش هنوز مونده.»
به نظرم باید این کتابو بخونیم. به خاطر تخیلی که نویسنده توش به کار برده.(منظورم نتیجه آخرشه که خیلی خوب بود.) اما درباره ریتم کتاب باید گفت نه، می تونست بهتر باشه و همینطور هم توصیفاتش به نسبت کارهای مشابه، مقداری ضعیف بود. می شد توصیف ها بهتر باشند. آدم ها و نقش هاشون یکمی حفه ای تر انتخاب بشن.
درباره این کتاب خیلی میشه حرف زد. اینجا جا نیست :) حتما بخونیدش!

یاعلی.
اصلا من دیوونه این کتاب شدم
ولی با سفر به گرای 270 بیشتر کیف کردم
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
وقت شما بخیر باشه
ما هم این کتاب خوب رو توی وبلاگ کتاب بازان معرفی کردیم
ممنون از معرفی تون، ولی کاش تحلیل محتوای کتاب رو نمی آوردین، این طوری خواننده با پیش فرض سراغ اثر می ره و ممکنه نتونه با نگاه خودش کتاب رو بخونه
سلام
خیلی دلم می خواست راجع به محتوای این کتاب بدونم، تا تصمیم بگیرم بخرمش یا نه! ممنون :)

ممنون از توضیحاتتون

یا علی علیه السلام


این کتاب تو خونه ما موجود است :) 

قشنگه 


اوووووووووووف....
چه معرفیه خوبی...
إن شاء الله فرصت بشه بخونمش.
پس محتواش پر از تناقض و پارادوکسه!؟ این عالیه حتما میخونمش. متاسفم که این کتاب منبع تحصیلی آمریکایی هاست درحالیکه منِ ایرانی هر وقت بین کتابهای کتابخونه عمومی مون دیدمش رفتم سمت یه کتاب دیگه!!!!!!!!!!!!!!
خجالت کشیدم! واقعا از دستم رفته!

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی