هیئت مجازی کتاب

هیئت مجازی کتاب

پیام های کوتاه

آخرین نظرات

  • ۲۴ دی ۹۵، ۲۱:۱۷ - متیو تل
    ممنون
  • Cougar

    متن تصویر

  • Lions

    متن تصویر

  • Snowalker

    متن تصویر

  • Howling

    متن تصویر

  • Sunbathing

    متن تصویر

یک لرن مرجع تخخصی وبلاگ نویسان

جمعه, ۱۹ آذر ۱۳۹۵، ۰۹:۳۰ ب.ظ

۵

روی ماه خداوند را ببوس

جمعه, ۱۹ آذر ۱۳۹۵، ۰۹:۳۰ ب.ظ

معرفی توسط وبلاگ ... مداد کوچک




" رویِ ماهِ خداوند را ببوس " با  درون مایه ی باارزشش ، اثری واقعی ست در جستجوی او "خدا" .اینکه صحبت از خداست و این خدا حتی بر زبان یکی ازشخصیت های کم رنگ  داستان جاریست {زنی بی سرپناه در مقابل از خود گذشتگی راننده تاکسی که در آمد ِ آن روزش را بی هیچ چشم داشتی به آن زن می دهد و او در مقابل بخشش مرد این جمله را با تمام احساسش بیان می کند ؛ از طرف من روی ماه خداوند را ببوس} نثر صمیمی و تعلیق جذاب داستان باعث شده  که خواننده تا آخر ،  کتاب را دنبال کند. پایان باز کتاب هم نوعی تفکر سالم را در خواننده بر می انگیزد که به وجود خدا بیشتر بیاندیشــد.

" نمی دانم که در طرح بزرگ خدا ، من چه نقشی دارم و چه سرنوشتی ؛ ولی این قدر مطمئنم که بی هیچ نیست "

از آنجا که داستان با زاویه  دیدِ من  راوی روایت شده و شخصیت اصلی داستان "یونس" درگیر اتمامِ پایان نامه ی دکترایش هست و این که دغدغه هایش به جایی نمی رسند و تاثیر چندانی هم روی خواننده نمی گذارند ولی مهربانی اش در کمک به مادر بیمارش در ولایتی دیگر و کمک به دوستش که موقتا" به ایران آمده و حتی در صحنه ای از پارک که به کودکی کمک می کند تا بادبادکش را بالا ببرد به سوی ِ خدا ، کاملا شفاف است .

شخصیت های داستان تشکیلِ یک مربع را می دهند :

 یونس : پررنگ ترین شخصیت داستان ، به دنبال نوشتن پایان نامه دکترایش هست و کشمکشهای زیادی با نامزدش "سایه" دارد ، اینکه از لحاظ اعتقادات مذهبی با سایه در تضاد هست این یک طرف قضیه ، سوالاتی که در حین کارش پیش می آید در مورد خدا و شک و تردید را بر زندگی اش حاکم می سازد طرف ِ دیگر قضیه .

سایه : نامزد یونس ( که در پی ِ یافتن علت شکستهای یونس ، شکست در درک ِ حضور و وجود خدا ، و شکست در دفاع از پارسا) زنی که ایمان یونس را می خواهد نه شک او نسبت به خدا را .

دکتر پارسا : دکترای فیزیک و استاد دانشگاه  ، سعی می کرد با کمک فیزیک و ریاضی و فلسفه همه چیز را اندازه بگیرد ولی فهمید در هستی چیزهایی وجود دارد که با ابزار نمی شود اندازه اش گرفت همین خدای ِ بی همتا ؛ به علت ناتوانی در پاک کردن این مسئله خودش را پاک کرد و موضوع پایان نامه یونس علت خودکشی دکتر پارسا است .

علیرضا : دوست صمیمی یونس ، عاشق فلسفه و خدا ، می گوید : من آدم هایی را می شناسم که وزن فرشته ها را روی شانه هایشان حس می کنند . یونس را قانع می کند که سایه تو را به خاطر ایمانت دوست داشت نه عقلت .

روی ماهِ خداوند را ببوس  ؛ مرا کتابخوان کردْ . ممنونم از مصطفایِ ِ مستورْ ، پیشنهاد می کنم برای هر وعده ی غذایی تان چند صفحه از این کتاب را بخوانیدْ .

قاچ هایی زیبا از کتاب :

تو خداوند را تجربه می کنی ، اول باید به قانونی ایمان بیاوری و بعد آن را آزمایش کنی هر چه قدر ایمانت به آن قانون نیرومند تر ، احتمال موفقیت آزمون ها بیشتر ، یعنی هر اندازه به خداوند باور داشته باشی خداوند همان اندازه برای تو وجود دارد . صفحــــه 71

هستی لایه لایه است تو در تو و پر از راز و  البته پیچیده ، برای درک آنها باید خوب بود و خوب را انتخاب کرد ،  

وقتی هزار تا انتخاب بد را به جای هزار تا انتخاب انتخاب خوب برمیگزینیم وضع آنقدر آشفته و تاریک می شود که

انسان حتی نمی تواند یک قدم هم به جلو بردارد شبیه قدم زدن در مه .  صفحــــــه 84

زندگی مواجهه ابدی انسان است با این انتخاب ها و کسی که در انجام خوبها ورزیده باشد کم کم وزن خوب ها را هم

حس می کند، برای کسی که ایمان ندارد متاسفانه خداوندی هم وجود ندارد . صفحـــــــه 86

من با قلم سبز، تمام حرمت آن دستهای آبی را بوسیدم و فهمیدم که خدا هم آبی است . صفحـــــه 107


شناسنامه کتاب:

نام اثر: روی ماه خداوند را ببوس

نویسنده: مصطفی مستور

تعداد صفحات: 114

ناشر: نشر مرکز

قطع: رقعی

قیمت پشت جلد: 8200 تومان

نظرات  (۵)

۱۹ آذر ۹۵ ، ۲۱:۳۳ پاک باخته
باید کتاب جالبی باشه
ممنون از معرفیش
پاسخ:
ممنون از مداد کوچک
۲۰ آذر ۹۵ ، ۱۶:۱۹ ...:: بخاری ::...
یه کتاب خیلی خوشمزه.

فقط چرا انقدر تعریفش کردید؟ کتابو تعریفش نکنید! :))

ممنون از معرفیش. خیلی خوبه. توصیه به #همه !
پاسخ:
این هم یه مدل معرفیه دیگه :)
بله ، کتاب زیباییه و دومین باره که در هیئت معرفی میشه
۲۷ آذر ۹۵ ، ۱۷:۵۸ مداد کوچک

شانه های آفتاب ، شاخه های بید نیست

شانه های معبد است

گرم

سوزان

مقدّسْ

کتاب ، آفتاب است .


مداد کوچک





"  پایا باشید "

پاسخ:
نگهدار آفتاب باشید...
متشکریم
معرفی خوبی بود
  
و قاچ های قشنگی...

کتابی پر از راز و کشش


در عین سادگی پر مفهوم.
پاسخ:
سلام
بله. دست مریزاد به نویسنده کتاب
۰۲ دی ۹۵ ، ۲۲:۰۳ شیردل شیروانی
بنام خدا
با سلام
ضمن تشکر از معرفی کتاب که ذوق خواندن را افزایش میدهد باید بگویم این کتاب را اگر درست مطالعه نکنیم چون تقریبا دارای صحنه های نگران کننده و تاریک هست میتواند باعث یاس و ناامیدی شود در حالیکه اگر با دیدی و نگاهی درست به مطالب کتاب فکر کنیم خواهیم دید که رمان پر از نکات تازه و جالب است که کمتر در داستانهای دیگر مطرح شده است.
پیشنهاد می کنم برای اینکه با مطالعه کتاب تا اندازه ای شاد و سرحال شویم و اطافیان را هم شاد کنیم گاهی لازمست کتاب های داستان و رمان های شاد هم بخوانیم و پیشنهاد بنده کتاب شازده حمام از دکتر پاپلی هست که خاطرات خود را در چهار جلد بیان داشته است و البته در این مورد کتابهای زیادی را میتوان نام برد....
با احترام
پاسخ:
سلام و ممنون از حضور شما
بله، اکثر منتقدان جناب مستور نوشته های ایشون رو ناامید کننده می دونن ، هرچند شاید نکات امیدوارانه و روشن قلم ایشون هم کم نیست.
از نظر و تاییدات شما ممنونیم و مشتاقانه منتظر معرفی کتاب "شازده حمام" از طرف شما هستیم.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">