هیئت مجازی کتاب

هیئت مجازی کتاب

پیام های کوتاه

آخرین نظرات

  • ۲۴ دی ۹۵، ۲۱:۱۷ - متیو تل
    ممنون
  • Cougar

    متن تصویر

  • Lions

    متن تصویر

  • Snowalker

    متن تصویر

  • Howling

    متن تصویر

  • Sunbathing

    متن تصویر

یک لرن مرجع تخخصی وبلاگ نویسان

آخرین مطالب

۸ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «انقلاب» ثبت شده است

معرفی توسط وبلاگ سابق...این روزها
احمد
دو صفحه از کتاب:
***
همه که از اتاق بیرون رفتند ،با امام تنها شد. پارچه ی سفید روی صورت امام(ره)  را کنار زد. صورتش را روی صورت امام گذاشت. بدنش از شدت گریه تکان خورد و لرزید. به سر امام دست کشید. صورت و پیشانی اش را بوسید. اشک پهنای صورتش را گرفت. نمی توانست از امام جدا شود. دوربین ها این لحظات را ثبت می کردند.
 
***
بعد از رحلت امام (ره) ،چندسالی پنج شنبه ها ظهر، در حسینیه جماران بین دو نماز تفسیر قرآن و شرح چهل حدیث می گفت. تکیه کلامش در سخن رانی ها و جمع های عمومی و خصوصی "راه امام و خط امام" بود.
 
****
انقلاب ایران با همه فراز و نشیب هایی که داشته ، خالی از پشت صحنه ها و حامیان گمنام نبوده. رهبران فکری در اوقات خلوت و تصمیم گیری و حتی تبعید خود مشاوران و همنشینانی داشتند که شاید از کم لطفی تاریخ بوده است که کمتر به ما معرفی شده اند.
"علی اصغر بنده خدا" مولف کتاب "احمد" در اثر مینی مال خود، برش هایی از زندگی و زمانه ی "سید احمد خمینی" را به عنوان یکی از مشاوران و مجاهدان خط امام (ره) به زیبایی به تصویر کشیده است. نود و نه داستانک از دوران زندگی احمد خمینی که از زمان تولد ، جوانی و ازدواج او شروع و به مبارزات ،فعالیت ها، همراهی با امام (ره) و وصیت نامه ی وی ختم می شود.
این کتاب که در قطع پالتویی به چاپ رسیده است با استفاده از سی منبع و محصولات موسسه ی نشر آثار امام خمینی (ره) در 2000 نسخه تهیه شده است.
چاپ اول کتاب احمد،حاصل تلاش یک ساله ی مولف آن می باشد ، که در 120 صفحه با قیمت 2000 تومان روانه ی بازار شده.
موسسه ی سرلشکر شهید حاج احمد کاظمی با همراهی جبهه ی کتاب نشر این اثر را به عهده گرفته اند.
کتاب احمد ، معرفی جامع و کاملی از سید احمد خمینی و روزشمار زندگی وی به عنوان یکی از شخصیت های مغفول جبهه ی انقلاب فرهنگی می باشد که مطالعه ی آن به همه اهالی فرهنگ و دوستداران کتاب توصیه می شود. 
پی نوشت:

احمد: برشی از زندگی و زمانه سید احمد آقا خمینی ره

مولف: علی اصغر بنده خدا

انتشارات: موسسه سرلشکر شهید حاج احمد کاظمی

سال چاپ: 1391

قیمت: 2000 تومان

۵ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۲۷ مرداد ۹۵ ، ۰۱:۱۸

معرفی توسط وبلاگ...تا اینجا خواندم

در بخش‌هایی از این کتاب می‌خوانیم:

«... داشتم از پله‌های بلند و زیادی که از ایوان شروع می‌شد و به حیاط ختم می‌شد، پایین می‌آمدم که یک‌دفعه پسر جوانی روبه‌رویم ظاهر شد. جا خوردم. زبانم بند آمد. برای چند لحظه کوتاه نگاهمان به هم گره خورد. پسر سرش را پایین انداخت و سلام داد. صدای قلبم را می‌شنیدم که داشت از سینه‌ام بیرون می‌زد. آن‌قدر هول شده بودم که نتوانستم جواب سلامش را بدهم. بدون سلام و خداحافظی دویدم توی حیاط و از آن‌جا هم یک‌نفس تا حیاط خانه خودمان دویدم. زن‌برادرم، خدیجه،‌ داشت از چاه آب می‌کشید. من را که دید، دلو آب از دستش رها شد و به ته چاه افتاد. ترسیده بودم

۱۱ نظر موافقین ۱۰ مخالفین ۰ ۱۸ مهر ۹۴ ، ۰۱:۱۷

معرفی توسط وبلاگ...سداد

.................................................................

.................................................................

کتاب از مقدمه‌ای در ضرورت تحلیل سیاسی به قلم دکتر عباس‌علی رهبر، استادیار گروه علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی آغاز می‌شود.پس از آن کل متن خلاصه می‌شود در دوگفتار؛

۲ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰ ۲۵ شهریور ۹۴ ، ۰۰:۱۱

معرفی کتاب توسط وبلاگ...زلال حکمت

(زندگی نامه و خاطرات شهید شاهرخ ضرغام)
قسمت این بود دلت از همه جا پر باشد
قلبت آمادۀ یک چند تلنگر باشد
همه دیدیم کسی سمت حرم می آید
تا مگر در دل دریای جنون، در باشد
پیرهن چک و غزلخوان و صراحی در دست 
باید این بغض پریشانِ زمان حر باشد
بعد از آن توبۀ از شرم پریشان، باید
کاخ ها در نظرت پاره ای آجر باشد
شام دشنام شود، باک نداری ای مرد 
سهم چشمان تو از کوفه تمسخر باشد
شادمان باش حسین از تو رضایت دارد
حق ندارد کسی از دست تو دلخور باشد
آمدی سوی حرم ـ آه ـ برایت ای حر
بیتی آنگونه نداریم که در خور باشد
 
حکایت عجیبی است؛داستان حربن یزید ریاحی که یک شبه ره صد ساله را پیمود و تا همیشه الگوی فطرت های پاکی شد که آیینه دلشان را زنگار غفلت و گناه گرفته است. علی گندابی ها؛ رسول ترک ها و شاهرخ ضرغام ها نمونه هایی از کسانی اند که بخشی از عمرشان را در غرور و سرمستی و غفلت گذرانده اند و سپس با تلنگری بیدار شده و با اقتدا به ولی معظم خدا؛حضرت حر (ع) در طی مسیر کمال،از سابقون این راه پیشی گرفته اند.
کتاب (شاهرخ حر انفلاب اسلامی) که به بررسی زنگی نامه و خاطرات شهید شاهرخ ضرغام می پردازد از آن دسته کتاب هایی است که فطرت غفلت زده ما را بیدار خواهد کرد.
شاهرخ که جوانی خوش اندام ، ورزشکار  و قهرمان کشتی است سالیانی از عمرش را در جهالت ومستی  دوری از خدا گذرانده است. وی با نفس مسیحایی حضرت روح الله(ره) حیاتی دوباره می یابد و به مقام والای (توبه) دست پیدا می کند. آنگاه مخلصانه به جبران گذشته می پردازد.و سرانجام به بالاترین مقام انسانی - شهادت در راه خدا - می رسد.
مادر شهید؛برادر وی برخی از دوستان قدیمی اش و بعضی از همرزمانش روایتگر زندگی و خاطرات تأمل برانگیز شاهرخ در این کتاب هستند.
این کتاب توسط گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی تحقیق؛تنظیم و تدوین شده و نشر امینان آن را روانه بازار کتاب کرده  و نیز توسط ناشران دیگر بارها تجدید چاپ شده است. قیمت چاپ بیست و نهم این کتاب (1391)؛چهار هزارتومان می باشد.کتاب 152 صفحه دارد و حاوی تصویرهای زیبایی از دوران مختلف زندگی شهید است. 
از متن کتاب:
" در پس هیکل درشت و ظاهر خشنی که شاهرخ داشت،باطنی متفاوت وجود داشت که او را از بسیاری از همردیفانش جدا می ساخت. 
هیچگاه ندیدم که در محرم و صفر لب به نجاست های کاباره بزند. ماه رمضان را همیشه روزه می گرفت و نماز می خواند..." (ص 25)
"...آهسته رفتم و پشت سرش نشستم.شانه هایش مرتب تکان می خورد. حال خوشی پیدا کرده بود.خیره شده بود به گنبد و داشت با آقا حرف می زد.
مرتب می گفت: خدایا من بد کردم؛اما می خوام توبه کنم.خدایا منو ببخش! یا امام رضا به دادم برس.من عمرم رو تباه کردم..." (ص36)
"...اثری از پیکر شاهرخ نیافتیم.او شهید شده بود.شهید گمنام. از خدا خواسته بود همه را پاک کند.همه گذشته اش را.می خواست چیزی از او نماند.نه اسم ، نه شهرت ، نه قبر و مزار و نه هیچ چیز دیگر..." (ص 120)
 
پ.ن:
۲۰ نظر موافقین ۸ مخالفین ۰ ۳۰ شهریور ۹۳ ، ۰۰:۰۱

معرفی کتاب توسط وبلاگ...ذره

 به مناسبت رحلت آیت الله طالقانی ره:

امام روح الله ره به او لقب ابوذر انقلاب را داد....

این کتاب به خوبی می تواند به این سوال جواب دهد که چرا امام خمینی ره به ایشان این لقب را دادند؟

سید محمود طالقانی در 93 صفحه حاصل تلاش مینا چوپانی است.جوانی است که متولد 1368 می باشد.

با خواندن این کتاب به طور فشرده و جذاب با زندگانی سید محمود طالقانی و در اصل تاریخ مبارزاتی انقلاب بیشتر آشنا می شویم. کتاب حکایت هایی واقعی دارد که جاهای دیگر نخوانده ایم.

خوبی کتاب های دانشجویی ارزان بودن،کوچک بودن و خلاصه بودن آنهاست.این کتاب هم همین ویژگی ها را دارد.

قسمتی از صفحه 64 کتاب:

روز آزادی آقا،جمعیت گسترده ای برای استقبال آمده بودند.به روایتی بیش از 250هزار نفر از مردم تهران از استاد و دانشجو گرفته تا بازاری و روحانی برای دیدار آمدند.وقتی خبر آزادی پخش شد،بازار را تعطیل کردند.مسیر سبزه میدان تا منزل طالقانی مسدود شده بود...

وقتی خبر استقبال گسترده ی مردم از آزادی طالقانی به گوش شاه رسید،او با استیصال گفت:

من گیج شده ام و نمیدانم چه کنم؟آزاد می کنم این طور می شود؟می گیرم آن طور می شود.سید حسن مدرس اسباب نارحتی پدرم شد و سید محمود طالقانی اسباب نارحتی من!

 .

پیشنهاد و انتقادی درباره کتاب:

 اگر آنجایی که در کتاب نقل خاطره ای می شود نام گوینده آن خاطره ذکر شود بر ازرش تحققی کتاب اضافه تر می کند.

 کتاب سال شمار زندگانی هم ندارد.چیزی که در دیگر کتاب های کتاب دانشجو درباره شخصیت ها می بینیم.

پ.ن:

*لینک : او ابوذر بود....

*سید محمود طالقانی:

نگاهی به زندگی و زمانه مرحوم آیت الله طالقانی 

ناشر کتاب : میراث اهل قلم

قطعپالتویی
سال نشر1393
شمارگان3000
چاپ جاری1
تعداد صفحات96
وزن(گرم)115
قیمت: 2600 تومان

 

۳ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۱۹ شهریور ۹۳ ، ۰۰:۰۱

 معرفی کتاب توسط وبلاگ...عطشنامه ی مجنون

...

موضوع کتاب «رمز جاودانگی»، زندگی نامه شهید رجائی است که با گروه مخاطب عمومی و برای نوجوانان و جوانان نگارش یافته است. در این کتاب، الگوهای رفتاری بسیار خوبی همچون: ساده زیستی، مدیریت اسلامی، اخلاص و ... از آن شهید بزرگوار معرفی شده تا جوانان این مرز و بوم – که در آینده مدیران کشور خواهند شد- با تأسی به این الگوهای کاربردی، در پست ها و مسئولیت های آینده خود همواره خدا را درنظر داشته و یار محرومان و یاور پابرهنگان باشند.

در معرفی پشت جلد این کتاب چنین می خوانیم:

«کتاب رمز جاودانگى، زندگى شهید والامقام، محمد على رجائى است؛ یعنى جاودانه¬مردى که تاریخ معاصر ایران او را به خوبى مى‏شناسد؛ مردى که از میان مردم برآمد، با اخلاص و ایمان زیست و مدت‏ها در راه دفاع از آرمان‏هاى الهى، اسیر دژخیمان پهلوى شد و آن‏گاه که سپیده انقلاب دمید و به مناصب کلیدى کشور رسید، خود را نباخت و چون دیگران، فریفته نشد و همان اخلاص و معنویت و ساده‏زیستى را فراموش نکرد و چون خلق خدا را براى رضاى خدا دوست مى‏داشت، خدا نیز مهرش را در دل مردم افکند و چون از خاک به افلاک پرکشید، مردمان در غمش زارزار گریستند و مویه کردند و بر از دست‏دادن چونان مردى و نیز شهیدان باهنر و دستگردى، افسوس خوردند.»

کتاب یاد شده با مبلغ ۷۵۰۰ تومان در کتاب فروشی های بوستان کتاب در قم، مشهد، اصفهان و تهران عرضه می گردد.
.

پ.ن:

*نشانی کتاب فروشی‌های بوستان کتاب:

فروشگاه مرکزى، قم، میدان شهدا، بوستان کتاب، تلفن:۷۷۴۳۴۲۶۳
فروشگاه شماره ۲، تهران، میدان فلسطین، خیابان طوس، کوچه تبریز ، پلاک ۳۰، تلفن:۸۸۹۵۶۹۲۲
فروشگاه شماره ۳، مشهد، چهارراه خسروى، مجتمع یاس، جنب دفتر تبلیغات اسلامى شعبه خراسان رضوى، تلفن:۲۲۳۳۶۷۲۳
فروشگاه شماره ۴، اصفهان، خ حافظ، چهار راه کرمانى، جنب دفتر تبلیغات اسلامى شعبه اصفهان، تلفن:۲۲۲۰۳۷۰۳
فروشگاه شماره ۵، اصفهان، میدان انقلاب، روبروى سى و سه پل، جنب سینما ساحل، تلفن: ۲۲۲۱۷۱۲۳

*لینک خرید کتاب

۳ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۰۹ شهریور ۹۳ ، ۱۶:۴۲

این هفته معرفی کتاب توسط وبلاگ   این روزها ....

تصور کنید دوستی دارید که به او بیشتر از چشم هایتان اعتماد دارید.ظهور و سقوط سلطنت پهلوی: خاطرات ارتشبد سابق حسین فردوست
محرم اسرارتان است و در جریان همه زیر و بم های زندگی شما بوده ؛ از خصوصی ترین و جزئی ترین روابط و حوادث زندگی شما خبر داشته و پشت صحنه های زندگی شما را از حفظ است.
تصور کنید این شخص "حسین فردوست" رئیس دفتر ویژه اطلاعات دوران پهلوی باشد و درست وقتی همه به خط پایان این حکومت رسیده اند، از جزئیات تاریخ پهلوی پرده برداری کند!
از روزهای حکومت رضا خان پهلوی ،روحیات و همسران رضا شاه، جریان کشف حجاب و برکناری اش گرفته تا نحوه کشورداری محمدرضا پهلوی و پشت پرده های دربار و کودتای 28 مرداد.
کتاب دو جلدی "ظهور و سقوط سلطنت پهلوی" مجموعه خاطرات ارتشبد حسین فردوست از سال های سلطنت پهلوی و فسادهای مالی و اخلاقی این حکومت است که به همت انتشارات اطلاعات چاپ و روانه بازار شده است.
کتابی که باب این روزهاست و مطالعه آن در هیاهوی بهمن ماه و ایام پیروزی انقلاب جور دیگری می چسبد.
 
برش هایی از این کتاب:
رضاخان فساد زیادی کرد، از جمله در غصب املاک مردم، به نحوی که با سقوط او مردم نفس حسین فردوست در لباس نظامی

راحتی کشیدند و شادی ها کردند؛ ولی در مقام مقایسه با پسرش باید به او رحمت فرستاد! اطراف رضا و محمدرضا، هردو را حلقه ای از مردم بی وطن احاطه کرده بودند که هیچ انگیزه دیگری جز استفاده از پول آن ها نداشتند. این مردم بی وطن شیوه خاص زندگی خود را داشتند و شب ها پس از این که با ویسکی و شراب لب تر می کردند، با طنازان اروپایی و آمریکایی راز و نیاز می نمودند. این دوران مملو است از سو استفاده های مالی کلان، چه به وسیله اشخاص منتفذ، چه اشخاص نزدیک به محمدرضا و فرح و نخست وزیر و وزراء.

 
*****
او (اشرف) به هیچ چیز بیش از مرد و پول علاقه نداشت و در این راه تا بدانجا رفته بود که علنا سر برادرش (محمدرضا) کلاه می گذاشت. اشرف رسما پول می گرفت و شغل می داد، از وکالت تا وزارت و سفارت، و هیچ ابایی نداشت. سپس دستور می داد که در زمان اشتغالت هرکاری می خواهی بکن و این قدر به من بده!                                                        
اشرف یک قمارباز حرفه ای در حد اعلا بود و قماربازهای حرفه ای را جمع می کرد و وارد محافل خصوصی محمدرضا می نمود.                                                    
(اشرف) قاچاقچی بین المللی بود و به طور مسجل عضو مافیای آمریکاست. او به هرجا که   می رفت در یکی از چمدان هایش هروئین حمل می کرد و کسی هم جرئت نمی کرد آن را بررسی کند.این مسئله توسط بعضی مامورین به من گزارش شد و من نیز به محمدرضا اطلاع دادم که اشرف چنین کاری می کند. محمدرضا به او دستور داد این کار را نکند.همین!
 
 
پ.ن:
*اگر هر فصل از این کتاب را به پایان رساندید و چشمانتان هنوز از این همه سیاه کاری وچپاول و بی بند و باری حکام ایرانی از حدقه بیرون نزده بود، حتما به خودتان شک کنید!
*عکس متن:حسین فردوست در لباس نظامی.
۲۴ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۲۰ بهمن ۹۲ ، ۰۰:۰۱

چشم انتظار باشی تا خواهر مهربانت از سفربرگردد.

خنده ای به رنگ رنج - 511324

و هنوز مثل ایام کودکی منتظر باشی تا برایت سوغاتی بیاورد.

او هم تو را وهم زمان را خوب می شناسد وبرایت کتاب سوغاتی می آورد.

می داندهیچ چیز به اندازه کتاب گرفتن خوشحالت نمی کند و می داند که بهمن ماه  خواندن کتاب خاطرات  مستند انقلاب خیلی می چسبد.

طرح جلد ساده کتاب تحریکت می کند به ورق زدنش.همان خاطره اول تو را می گیرد.تا الان نشنیده ای...

ماهی

"منوچهری که با یقه باز و چهرهای کریه که یک چیزی هم به گردنش انداخته بود نگاهی به من کرد و گفت:خامنه ای تویی؟گقتم:بله.پرسید :مرا می شناسی؟

گفتم:نه.گفت:من منوچهری هستم.و نگاه کردتا اثرحرفش را درصورتم ببیند.

خیلی چیزها در موردش شنیده بودم و فورا او را شناختم ولی به روی خودم نیاوردم.بعد گفت:

من تو را خوب می شناسم.تو همان کسی هستی که مثل ماهی از دست بازجو لیز می خوری.تک تک کارهای تو چیزی نیست اما مجموعه اش خدا می داند که چیست."

 کتاب را ادامه می دهی و وقتی به خودت می آیی که متن ساده و روان کتاب تو را تا ساعت سه نیمه شب بیدار نگه داشته است.هرچه بیشتر می خوانی بیشتر به  مفهوم طرح جلد کتاب پی می بری.

لب های خندا ن با چشم هایی بخیه شده....

کتاب گلچینی است از 400کتاب و شامل 139 خاطره که در239 صفحه  درکنار هم وبا عکس هایی ردیف شده اند.

خاطرات شخصیت های مبارز با نظرات مختلف سیاسی که بعد از گذراندن زندانشان برای بار دوم در این  کتاب دور هم جمع شده اند.

کتاب طنز تلخی است لطیف و عبرت آموزه....شاید خاطراتی شما را خنده وا دارداما در دلت احساس رنج می کنی چون بیشتر آنها از کسانی نقل شده که درحین شکنجه شدن بوده اند یا پس از آن شکنجه شده اند.

خاطراتش شاید تو را به خنده نیندازد اما روای آن را برای  لحظاتی کوتاه از زنجی که می کشیده رهایی داده است.

این کتاب خوش خوان وبا خاطرات کوتاهش کمکت می کند تابا قاطعیت بیشتری بگویی برای این انقلاب واقعا چه زحمت ها و شکنجه هایی کشیده شده ....

امیدوارم این کتاب در چاپ های بعدی اش کمی ویرایش شده وبانقطه گذاری ابتدا وانتهای جملاتش مشخص تر شود .مسلما  این کتاب با نقل خاطراتی از زنان انقلابی و مبارز آن دوران کامل تر خواهد شد.

در پایان یک خاطره از کتاب همراهی می کند:


« به اتفاق خانواده رفتیم به ملاقات ایشان، حسام (فرزند شهید عراقی) که بچه بود، از پشت میله پرسید : بابا چکار کردید که (شما را) را آورده‌اند اینجا؟ بابا با یک لبخندی جواب داد و گفت: صلوات فرستادم! پاسبان گفت حاجی چرا بچه را منحرف می‌کنی، بگو صلوات بودار فرستادم!».

*لینک

۱۷ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۸ بهمن ۹۲ ، ۰۲:۱۵