هیئت مجازی کتاب

هیئت مجازی کتاب

پیام های کوتاه

آخرین نظرات

  • Cougar

    متن تصویر

  • Lions

    متن تصویر

  • Snowalker

    متن تصویر

  • Howling

    متن تصویر

  • Sunbathing

    متن تصویر

یک لرن مرجع تخخصی وبلاگ نویسان

آخرین مطالب

این هفته معرفی کتاب توسط وبلاگ سابق  این روزها ....

ایام فاطمیه، تنها محدوده ای برای عزاداری سیده زنان عالم نیست؛ فرصتی ست برای تامل در ابعاد وجودی زن مسلمان از نگاه اسلام و قرآن.

این هفت کتاب پیشنهادی ست برای همین روزها، که ذکر یا فاطمه (س) را سربند وجودمان کرده ایم.

 ....................

1. زندگانی فاطمه زهرا (س) –سید جعفر شهیدی

این کتاب را سال های نه چندان دور سید جعفر شهیدی نوشته است. کتابی که تا سال 76 بیست و پنج بار تجدید چاپ شده و فصل های متعددی را در بر گرفته . از صحرای عربستان و محل زندگی پیامبر (ص) و دختر بزرگوارشان تا نام ها و القاب حضرت و زندگی ایشان در خانه همسر.

سید جعفر شهیدی در این کتاب به بعضی از شبهات رایج هم جواب داده و بخش های نهایی را با اشعار شاعران عرب زبان در وصف حضرت، فرزندان ایشان ،داستان فدک و ماجرای خاک سپاری به پایان برده است. دفتر نشر فرهنگ اسلامی، نشر این کتاب را عهده دار بوده.

بخشی از این کتاب:

...پغمبر (ص) از سفر باز می گردد. دیری نمی گذرد که خبری ناگوار به دخترش می دهد:

- دخترم! جبرئیل هرسال یک بار قرآن را بر من می خواند و امسال آن را دوبار بر من خواند.

- پدر! معنی این چیست؟

- پندارم امسال آخرین سال زندگانی من است.

زهرا تکانی سخت می خورد، افسرده می شود، اشک در چشمانش حلقه می بندد و پدرش گفتار خود را با این جمله تمام می کند:

- و تو دخترم! نخستین کس از خاندان من هستی که به پدرت خواهی پیوست. و لبخندی بر لبان زهرا نقش می بندد. حاضران سبب آن اشک و لبخند را می پرسند ولی زهرا چندی پس از آن روز پاسخ آن را می دهد...

 

................

2. کشتی پهلو گرفته- سید مهدی شجاعی

کتاب، روایتی ست داستان گونه از زندگانی حضرت فاطمه (س) که در 160 صفحه به رشته تحریر درآمده و انتشارات مدرسه آن را منتشر کرده. هرکدام از روایت ها از زبان یکی از اهل بیت پیامبر (ص) نقل شده اند. نثر روان این کتاب به زیبایی محتوای آن افزوده است و ماجرای تولد تا شهادت حضرت را به اختصار بیان کرده.

بخشی از این کتاب:

... و من تلاش کردم که برای پدرم – محبوب ترین خلق جهان – مادری کنم و موفق شدم. پدرم مرا به مادری قبول کرد و به لقب "ام ابیها" مفتخرم ساخت. و این شاید یکی از شیرین ترین لقب هایی بود که خدا و پیامبرش به من داده اند. این لقب البته آسان به دست نیامد. پشت این لقب، خون دل ها خفته بود و تیمارها نهفته...

 

.....................

3. فاطمه فاطمه است- دکتر علی شریعتی

متن ها و سخنرانی های پراکنده دکتر علی شریعتی در توصیف حضرت زهرا (س) در این کتاب گردآوری و تنظیم شده اند. دکتر شریعتی در کتاب فاطمه فاطمه است، علاوه بر تشریح مقام فاطمه معصومه (س) به تحجر و مظلومیت زن مسلمان و نقد مکتب های فمنیستی هم پرداخته و تحلیل های خود را از وضعیت زنان ارائه داده است. کاربردی کردن بعضی از مسائل تربیتی یکی از ویژگی های این کتاب به حساب می آید.

کتاب در 336 صفحه نوشته شده و انتشارات سپیدباوران مشهد در 11000 نسخه آن را روانه بازار کرده است.

بخشی از این کتاب:

خدا به ابراهیم فرمان می دهد که بزرگ ترین پرستشگاه انسان را – خانه مرا – کنار خانه این زن بنا کن و بشریت همیشه باید بر گرد خانه هاجر طواف کند. خدای ابراهیم سرباز گمنامش را از میان این امت بزرگ، یک زن انتخاب می کند. یک مادر، آن هم یک کنیز، یعنی موجودی که در نظام های بشری از هر فخری عاری بوده است. آری، در این مکتب چنین انقلاب می کنند. در این مذهب، این چنین زن را آزاد می سازند. این تجلیل از مقام زن است. و اکنون باز خدای ابراهیم فاطمه را انتخاب کرده است.

 

......................

4.مادر آفتاب- مهرالسادات معرک نژاد

یکی از مجموعه کتاب های 14 خورشید و یک آفتاب است که با نام "مادر آفتاب" به روایتی داستانی از زندگی حضرت فاطمه (س) پرداخته. نویسنده با بیانی شیرین، هرکدام از برش های زندگی حضرت را در قالب داستانی کوتاه ارائه داده است. قلم شیوا، جملات کوتاه و مختصر، استفاده از منابع غنی و معتبر به زیبایی هرچه بیشتر این کتاب 104 صفحه ای کمک نموده. نشر کتاب را مجتمع چاپ و نشر سطر به عهده گرفته است.

بخشی از این کتاب:

علی (ع) مقداری جو از مردی یهودی قرض گرفت.

چادر فاطمه (س) را هم به عنوان رهن گذاشت.

یهودی چادر را برد خانه.

همان شب زن یهودی دید چادری کنار اتاق می درخشد، تمام اتاق را هم روشن کرده. به شوهرش گفت.

یهودی تعجب کرد. آمد توی اتاق. نور چادر دختر رسول خدا را که دید، تعجبش بیشتر شد.

زن و مرد یهودی هردو رفتند و خویشان شان را هم خبر کردند. هشتاد نفری که این صحنه را تماشا کردند، همگی مسلمان شدند.

 

......................

5.بدانید من فاطمه هستم- واحد پژوهش موسسه فرهنگی موعود عصر"عج"

از تازه ترین تالیفاتی ست که با رویکردی پژوهشی به زندگی این بانوی بزرگوار پرداخته است. بهره مندی از منابع تاریخی معتبر و استفاده از احادیث عربی در متن کتاب بر استحکام محتوای آن افزوده است. دسته بندی و نتیجه گیری پایان هر فصل و استفاده از زبان مناسب از دیگر ویژگی های این کتاب است. مباحث کتاب بدانید من فاطمه هستم در سیزده فصل (گفتار) و 376 صفحه به همت واحد پژوهش موسسه فرهنگی موعود "عج" تنظیم شده اند و انتشارات موعود ناشر آن می باشد.

بخشی از این کتاب:

پس هنگامی که حضرت فاطمه(س) پا به عرصه زمین نهاد، نوری عظیم از ایشان بلند شد تا اینکه این نور به تمام خانه های "مکه" داخل شد و در شرق و غرب زمین، جایی از این نور خالی نماند.

 این همان "مثل نوره کمشکاه" و " نور الله" است.

شکوفه ها، شگفت زده از طراوت نوزادی شدند که عطر خدا را به همراه داشت و ستارگان، خیره در سیمای طفلی شدند که نور آفریدگار در آن باز تابیده بود و حضرت خدیجه (س) شادمان از ولادت دختری بود که بوی عصمت می داد و طعم بهشت داشت.

 ......................

6. اقیانوس آلام- محمد سهرابی

کتاب 75 صفحه ای اقیانوس آلام، داستان های کوتاهی از زندگی فاطمه زهرا (س) را در برگرفته است. محمد سهرابی، مولف این کتاب با نام گذاری هرکدام از داستانک ها و ذکر منابع در انتهای هر داستان به فهم و باورمندی بهتر این کتاب کمک کرده است. انتشارات نیستان ناشر کتاب اقیانوس آلام بوده است.

بخشی از این کتاب :

فاطمه همه چیز بود. چراغ بود. نور بود. آب و آیینه بود. گل شمعدانی بود. اطلسی بود. جانماز و عطر بود. طلوع بود. غروب بود. زندگی بود. گرما بود و سرما بود. تا فاطمه زنده بود خدا به علی اجازه نمی داد با زن دیگری ازدواج کند. یعنی علی اصلا نمی توانست این کار را کند. اگر آدم چند همسر داشته باشد، باید بین آن ها به عدل رفتار کند، یعنی همه را یکسان ببیند. فاطمه خانمی نبود که با کسی برابر باشد. ازدواج علی با خانمی دیگر در حیات فاطمه تکوینا منتفی بوده.

 

.............................

7.دختر پیامبر- استاد محمدعلی جاودان

محتوای این کتاب برگرفته از درس های علامه سید مرتضی عسکری ست که به توصیف احوالات حضرت صدیقه طاهره (س) بعد از رحلت رسول اکرم (ص) پرداخته شده است.

مراحل مختلف مبارزات حضرت با حکومت وقت، خاکسپاری و مدفن دختر پیامبر(ص) و پاسخ گویی به برخی شبهات حول این محور از جمله مباحثی ست که در این کتاب به آن پرداخته شده است. محمد علی جاودان مولف این کتاب فصل عمده ای را به محل دفن حضرت و نقد وبررسی راویان و مدعیان محل دفن اختصاص داده است. کتاب در 144 صفحه توسط انتشارات علامه عسکری و موسسه ایمان ماندگار تهیه و آماده فروش شده است.

بخشی از این کتاب:

خبر رحلت دختر پیامبر (ص) انتشار یافت و شهر از آن خبردار شد و یک باره فریاد برآورد. صدای ناله و فریاد مردم، شهر را به لرزه انداخت. زنان بنی هاشم در خانه امیرالمومنین علی (ع) جمع شدند. انبوه مردم از گوشه و کنار شهر به آن سوی آمدند. امیر المومنین علی (ع) در خانه نشسته بود و حسن و حسین (ع) در برابر او گریه می کردندد. خانه امام به عزاخانه تبدیل شده بود و همگان مشغول گریه و زاری بودند و ضجه می زدند. مردم در بیرون خانه منتظر بودند که چه وقت جنازه دختر پیامبر (ص) برای نماز آماده خواهد شد تا در آن مراسم شرکت کرده ، سپس به تشییع بپردازند. شاید شب نزدیک شده بود. ابوذر از خانه بیرون آمد و گفت: همه بروید. کار دختر پیامبر (ص) به تاخیر افتاده است. مردم تردید نکردند و به امید فردا، برخاستند و رفتند.

۴۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۰ فروردين ۹۳ ، ۰۰:۰۱

معرفی کتاب مهمان وبلاگ بخاری....

مرحوم نادر ابراهیمی را کم و بیش همه مان از کتاب های درسی دورهدبیرستان می شناسیم.

یکی از کتاب های ایشان که در این پست قصد معرفی آن را دارم کتاب «رونوشت، بدون اصل» نام دارد

کتابی شامل هفت داستان کوتاه، هرکدام با مضمونی بسیار جالب مثل نفی روزمرگی، مرگ، جنگ طلبی جهانخواران، عشق، ظلم و...

۵ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۰۶ فروردين ۹۳ ، ۰۷:۲۷

سلام...

در سال گذشته....

* نام بهترین کتابی که  خواندید؟

*چند تا کتاب خواندید؟

*آیا از کتاب خواندن خود راضی بودید؟...

.

.

منتظر پاسخ شماییم....

۴۰ نظر موافقین ۸ مخالفین ۰ ۰۴ فروردين ۹۳ ، ۰۰:۰۱

معرفی کتاب  مهمان وبلاگ در مسیر...

ما آزموده­ایم در این شهر بخت خویش     بیرون کشید باید از این ورطه رخت خویش

 

"دنبال رشته­ ای می­ گشتم که کمی آدم را اذیت کند؛ به ­همین ­دلیل رشتۀ ریاضیات عمومی را شروع کردم. بعد از دو سال فارغ ­التحصیل شدم و به­ سراغ رشتۀ ریاضیات محض رفتم. بعداز یک سال، باز حس می­ کردم حس کنجکاوی­ ام مرا دنبال چیز دیگری می­ فرستد؛ مثل کسی ­که سرش را بالا می­ کند و به آسمان نگاه می­ کند و فضای لایتناهی را می ­بیند. حتماً مشاهدۀ ستاره ­ها و افلاک برای عد ه­ای معمولی است؛ اما عدۀ دیگری را به کنجکاوی وا می­ دارد. حالا که موضوع آسمان­ها و کهکشان­ ها را مطرح کردم برایت بگویم که آسمان مرا در خود غرق کرد. این کنجکاوی باعث شد به ­طرف نجوم روی بیاورم. به ­این ­ترتیب رشتۀ ستاره ­شناسی را انتخاب کردم."

***

"وقتی پروفسور فابری نقشه­ ها و محاسبات مرا دید، گفت: تو چرا رفتی مهندسی خواندی؟ تو باید از اول فیزیک می ­خواندی!"

***

پروفسور حسابی در بازگویی روزهای بازپسین از همه می­ گوید. از پدر، مادربزرگ، همسر و هرکس که در گذر زندگی دستی و آغوشی به مهربانی به سوی شان گشوده ­اند.

 

۲۶ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۰۳ فروردين ۹۳ ، ۰۰:۰۱

کاش عیدی کتاب بدهیم!

با نزدیک شدن به عید نوروز چه خوب است که سعی کنیم به یکدیگر کتاب هدیه بدهیم، کتاب‌هایی که تعطیلات نوروزی بهترین فرصت برای مطالعه‌آنهاست.

با نزدیک شدن به نوروز گرچه رسم عیدی دادن از روزهای دور در کشور ما اینگونه بوده است که بزرگترها به کوچکترها عیدی می‌دهند که غالبا هم اسکناس‌های نو است.با این حال هستند کسانی که به دنبال هدیه‌های متفاوتی برای نوروز هستند ولی چه تعداد از این افراد به دنبال این هستند که از کتاب به عنوان هدیه نوروزی استفاده کنند؟

شاید اهدای کتاب به عنوان کادوی تولد امری باشد که کم کم در بین قشر جوان و نوجوان جا افتاده ولی این سنت حسنه هنوز درباره دیگر مراسم‌از جمله عید نوروز رواج نیافته است در حالیکه تعطیلات نوروزی یکی از بهترین فرصت‌ها برای مطالعه است و چه خوب است که برای این روزها کتاب‌های خوبی برای خواندن داشته باشیم.

به نظر می‌رسد برای اینکه بتوان مردم را برای خرید کتاب در آستانه نوروز تشویق کرد کتابفروش‌ها هم می‌توانند با در نظر گرفتن تخفیف‌های ویژه و یا ارائه کتاب‌های ویژه با طراحی و بسته‌بندی خاص مردم را به خرید کتاب به عنوان هدیه نوروزی تشویق کنند.

فروشندگان کتاب که لازم است خود کارشناسان فرهنگی و آشنا به مساله کتاب و کتابخوانی باشند نقش سازنده‌ای در این زمینه دارند. بسیاری از افراد دست‌کم برای خرید تقویم سال جدید به کتابفروشی‌ها مراجعه می‌کنند که متصدیان امر کتاب می‌توانند در قالب پیشنهاد خرید از آنها بخواهند که برای هدیه نوروزی اطرافیانشان کتاب تهیه کنند. همچنین مشتریان را متوجه این امر کنند که اوقات فراغت نوروزی یکی از بهترین زمان‌ها برای خواندن کتاب است.

.

.


امیدواریم سال نو سالی باشد کتاب عیدی بگیریم و عیدی بدهیم. باید از خودمان شروع کنیم و امید داشته باشیم که به مرور رفتارهای فرهنگی به شیوه‌های زندگی‌مان تبدیل شود.

منبع:تبیان

۳ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۶ اسفند ۹۲ ، ۰۴:۲۵

معرفی کتاب مهمان وبلاگ خداباران....

 

گاهی برای اهتزار روح باید غرق در اشعار شد . گاهی عشق، گاهی نفرت که همیشه آغاز و پایانش باز هم همان عشق است با روح بازی میکند. در میان انبوه زندگی سیمانی ، شعر داروی درمان دل گرفتگی ها و مقابله با سخت شدن روح لطیف آدمی است، تا جان ودل هماهنگ و موزون شوند.

« آهسته خوانی» مجموعه 229 شعر کوتاه از سید علی میرافضلی است. اغلب شعرهای این مجموعه شامل اشعار عاشقانه شاعر است. 

این اشعار از گونه خاصی از شعر به نام شعر کوتاه آمیخته با ژانر نیمایی  و موزون پیروی می کند . استفاده از عناصر طبیعت ، لذت شعرخوانی  را افزون می کند.

"ماه را پایین بیاور

وسعت تنهایی ام

دیوانه خواهد کرد ."

بعد از خواندن اشعار متوجه قدرت بازی با کلمات و جان بخشیدن و شاعرانه کردن اتفاقات روزمره خواهید شد به گونه ای که گاهی الهام بخش ذهن می شود و باعث می شود به گونه ای دیگر به اتفاقاتی که شاید کم اهمیت جلوه می کنند نگاه کنید.

"وقتی کنارم نیستی

صبحانه یک تکلیف بی معنی است

این چای

با صد من عسل شیرین نخواهد شد"

این نوع اشعار کوتاه گاه به اندازه شعرهای بلند ذهن را به کاوش در احساسات شاعر وا میدارد.

"اگر باران

نگاهت را بلد باشد

به اقیانوس هم راضی نخواهد شد "

سیدعلی میر افضلی در گفتگو با  روزنامه فرهیختگان، شنبه 29 تیر 92، ص 11 درباره آهسته خوانی می گوید  "تندخوانی به یکی از آفت‌های نقد امروز بدل شده و بسیاری از منتقدان کم حوصله، با مرور سطحی کتاب‌ها، تکلیف خودشان را با آنها روشن می‌کنند. «آهسته خوانی» دعوت دوباره‌ای است به اینکه برای متون ادبی وقت  بگذاریم. و  اینکه  «آهسته خوانی» هم به پیشینه شعر کوتاه فارسی نظر دارد و هم به دستاوردهای شعر نوین فارسی بی توجه نیست. "

"همان اضطراب قدیمی

همان گفتگوی قدیمی

همان خواهش بی سرانجام

همان ندبه بی اجابت

همان عشق

همان درد ."

*مشخصات ؛

آهسته خوانی / سید علی میر افضلی / نشر نون / چاپ اول زمستان 1391/ 128 صفحه

 

 

۹ نظر موافقین ۲ مخالفین ۱ ۲۴ اسفند ۹۲ ، ۰۰:۰۱

معرفی کتاب  مهمان وبلاگ عطش...

عنوان «انسان 250 ساله» عیناً برگرفته از کلام مقام معظم رهبری است و بیانگر نوع نگاه ایشان به زندگی سیاسی‌ـ‌ مبارزاتی ائمه علیهم‌السلام است.
در مقدمه کتاب توضیح مفصلی برای درک کامل‌تر نسبت به معنا و مفهوم مترقّیِ انسان 250 ساله آورده شده است.

این کتاب شامل 17 فصل است و روال نوشتاری آن زندگی ائمه از دوران پیامبر اعظم تا دوره امام جواد، امام هادی و امام عسکری آورده شده است؛ که بیانات مقام معظم رهبری درباره این سه امام بزرگوار در یک فصل ارائه شده است. در اولین فصل نگاهی گذرا بر زندگی سیاسی پیامبر اسلام شده؛ که توجه به وقایع این دوران به‌عنوانِ آینه‌ای تمام‌نما از کل زندگی ائمه و میزان و ملاکی برای شناخت حرکت جریان اصیل اسلام طی 250 سال، در ابتدا ضروری می‌نماید.

سه فصل از این کتاب، تبیین‌کننده شرایط اجتماعی و سیاسی جامعه اسلامی به‌ویژه پس از حادثه عاشورا تا دوره امامت امام صادق است. اطلاع از این شرایط، به درک بهتر حرکت انسان 250 ساله در این برهه زمانی کمک می کند.

به‌طور کلی مطالب این کتاب برگرفته از سخنرانی‌ها و متون دست‌نویس مقام معظم رهبری است، در بخش هایی از متن کتاب به‌طور مستقیم از قلم معظم‌‎له استفاده شده است و در سایر بخش‌ها از بیانات شفاهی ایشان بهره برده شده است.

 
 قسمتی از فصل سوم کتاب...درباره امیرالمؤمنین علیه السلام

.....

بزرگترین خصوصیت او تقواست.  نهج البلاغه او کتاب تقواست و زندگی او راه و رسم تقواست. این آیه شریفه:"وَمِنَ النّاسِ مَن یَشری نَفسَهُ ابتِغاءَ مَرضاتِ الله" در شأن امیرالمؤمنین نازل شده و تأویل این آیه علی بن ابی طالب علیه السلام است .

آیه میگوید: در میان مردم کسانی هستند که جان خودشان را ، وجود خودشان را ، یعنی عزیزترین سرمایه ای که هر انسانی دارد، این سرمایه ی عزیز انحصاری غیرقابل جبران _که اگر این را دادی به جای این چیزی نمی آید_ بعضی ها همین سرمایه را، همین موجودی را یکجا میدهند برای اینکه خشنودی خدا را به دست بیاورند، فقط همین. 

"وَ مِنَ النّاسِ مَن یَشری" می فروشد،میدهد،"نَفسَه" جان خود را،وجود خود را، "ابتِغاءَ مَرضاتِ الله" هیچ هدف دیگری،هیچ مقصود دنیوی،هیچ گرایش وانگیزه ی خودخواهانه ای در بین نیست، فقط و فقط برای جلب رضایت خدا،

اما خداهم در مقابل این چنین ایثار و گذشت، یقینا بدون عکس العملِ شایسته نمی ماند؛ "وَاللهُ رَئوف بِالعِباد"خدا به بندگان خودش رأفت دارد. این مصداق کاملش ، امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب علیه السلام است.



 

۱۲ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۱۸ اسفند ۹۲ ، ۰۰:۰۱

معرفی کتاب با همکاری  وبلاگ روح وریحان...و...

بخشی از کتاب....

چگونه تسلی دهند فرشتگانی که خود صاحب عزایند

و پر و بالشان به قدری از اشک سنگین شده است که پرواز به سوی آسمان را نمی توانند.

تنها حضور مادت زهرا می تواند تسلی بخش جان سوخته تو باشد. پس خودت را به آغوش مادرت بسپار و عقده فروخوده ی همه این داغها و دردها را بگشا.

زینت! زینب! زینب!

تو را به خدا خودت را حفظ کن.

کار تو هنوز به اتمام نرسیده است.

تو تازه باید پیام کربلایی ات را از مدینه رسول الله به تمام عالم منتشر کنی...

.....

شاید بتوان آن را یک بیوگرافی نگاری نامید. اما این نگارش نه از جنس سایر بیوگرافی نگاری‌هاست. نگارشی از جنس قلم دلنشین و گرم سیدمهدی شجاعی است. نگارشی است که در لحظاتی ناب تو را مهمان خانه امیرالمومنین(ع) می‌کند. میهمان خانه پیامبر(ص). میهمان منزل حسن‌بن علی. میهمان خوان حسین‌بن علی… و سر آخر میهمان دشت کربلا. کتاب از صبر حضرت می‌گوید و از خطابه دلنشین‌اش در کاخ شام. روایتی است خواندنی روایت زندگیِ زبان ناطق خاندان بنی‌هاشم در دربار شام از زبان فلم دلنشین پسری از اعقاب او.


آفتاب در حجاب عنوان زیبایی است که سید مهدی شجاعی برای کتاب خود که شرحی داستان‌وار از گوشه‌ی عاشورایی حیات زینب کبری است، برگزیده است.

 

انتشارات نیستان به تازگی چاپ بیست و چهارم کتاب «آفتاب در حجاب» سید مهدی شجاعی را وارد بازار کتاب کرده است.

 از این کتاب که هم اکنون چاپ جدیدش با شمارگان 5 هزار نسخه و با قیمت 12هزار تومان منتشر شده است، در مجموع 141 هزار نسخه وارد بازار کتاب شده بود و جزء یکی از پرمخاطب‌ترین کتاب‌های این نویسنده صاحب نام کشورمان به حساب می‌آید.

ویژگی تجدید چاپ این کتاب توسط انتشارات نیستان این است که این بار این کتاب با طرح جلد جدید با طراحی فرزاد ادیبی منتشر شده که کلیشه‌ای از امضای سید مهدی شجاعی است.

*دانلو کتاب آفتاب در حجاب

*طرح جلد قدیم کتاب....



۱۴ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۴ اسفند ۹۲ ، ۱۹:۱۳

 معرفی کتاب مهمان وبلاگ روح وریحان...

بخشی از کتاب...

شب بود که وارد خانه شدم. علیرضا پای میز کامپیوتر بود. سلام کردم و گفتم: چه خبر!؟ انگار حواسش به من نبود. فقط به مانیتور نگاه می‌کرد. ساعت را نگاه کرد و گفت: جمله‌ای از یه شهید تمام فکرم رو مشغول کرده. چند ساعت اینجا نشستم. نمی‌تونم بلند بشم.

باتعجب گفتم: چی!؟ وآمدم وکنار او نشستم. گفت: داداش این شهید آوینی رو می‌شناسی!؟

گفتم: آره، سال 72 رفته بود برای فیلمبرداری از فکه، پاش رفت روی مین وشهید شد.

علی گفت: این رو من هم می‌دونم. اما آوینی چه جور آدمی بوده. متن‌هاش رو خواندی؟ صحبت‌هاش رو گوش کردی؟!

گفتم: نه، فقط می‌دونم برنامه روایت فتح رو راه‌اندازی کرد. آدم خیلی با اخلاصی بود. تا زمانی هم که حضرت آقا در تشییع ایشان شرکت نکرده بود کسی او را نمی‌شناخت. حالا مگه چی‌شده؟!

 علیرضا گفت: من عصر تا حالا نشستم پای سی‌دی آوینی. چه جملات عجیبی داره!

اولین جمله‌اش بدنم را لرزاند. نزدیک به پنجاه بار آمدم عقب و دوباره گوش کردم. اصلاً همه جمله را حفظ شدم. اما انگار آوینی با من داره صحبت می‌کنه.

گفتم: کدام جمله رو می‌گی؟! گفت: گوش کن و بعد جمله را پخش کرد:

راه کاروان عشق از میان تاریخ می‌گذرد. هر کس از هر کجا بدین صلا لبیک گوید جزء ملازمان کاروان کربلاست...

 مبادا روزمرگی‌ها شما را از حضور تاریخی خویش غافل سازد.

راست می‌گفت. جمله عجیبی بود. همه جملات شهید آوینی عجیب بود. اما این جمله تمام فکر علیرضا را مشغول کرده بود. گویی این نوای کربلایی او را صدا می‌کرد.

.

.

پ.ن:

*همسفر شهدا کاری از گروه فرهنگی ابراهیم هادی،زندگینامه و دست نوشته ها و خاطراتی از طلبه بسیجی سید علیرضا مصطفوی است که  در تابستان 88 وپس ار بازگشت از مناطق عملیاتی جنوب برای همیشه به یاران شهیدش پیوست.
*تازه به دنیا آمده بود که جنگ به پایان رسید. سالها بعد وارد بسیج شد و پایگاه را متحول کرد. مسئول فرهنگی شد و فرهنگ محله را تغییر داد. شهدا را ندیده بود اما آنها را خوب می شناخت. طلبه ای سخت کوش و مداحی دلسوخته بود. مطیع ولایت بود. کلام رهبر برای او فصل الخطاب بود. تابستان هشتادو هشت و در آخرین سفر راهیان نور گفت: زمان پرواز رسیده، این آخرین سفر من است! از سفر که برگشت، شهدا به استقبالش آمدند. سید علیرضا مصطفوی به سفر دیگری رفت. همراه با شهدا، برای همیشه

 

*بعد از فوتش مادر محترمش دست نوشته هاشو میبرن خدمت رهبر و ایشون در جواب می فرمایند:

 "خداوند سکینه و سلام برقلب آن مادر دلسوخته و رحمت بی منتها به روح آن جوان صالح عطا فرماید"

 

*اینجا

 

۶ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۳ اسفند ۹۲ ، ۰۰:۰۱


 معرفی کتاب مهمان وبلاگ یک سبد سیب...

مجموعه ۱۰ جلدی «قصه کربلا»

به آن گروه از خوانندگان ادبیات عاشورایی که علاقه‌مند به مطالعه آثاری با موضوع واقعه عاشورا هستندو دوست دارند حکایت‌های عاشورایی را در قالب داستان‌های کوتاه مطالعه کنند، توصیه می‌شود.

مجموعه 10 جلدی «قصه کربلا» کاری متفاوت در حوزه داستان نویسی معاصر درباره واقعه عاشورا است که با گزینش وقایع تاثیرگذار از رویداد بزرگ تاریخ شیعه به روایت گوشه هایی از آن واقعه پرداخته است.قزلی برای هر یک از جلدهای این مجموعه عناوین جداگانه‌ای را انتخاب کرده که در مجموع، فصول ده گانه ای را تشکیل می دهند. «قصه‌ای در ده فصل منفصل و متصل» او علاوه بر مقدمه مشرکی که در ابتدای کتاب ها آمده، برای هر جلد از این مجموعه، مقدمه جداگانه ای هم نوشته که در آن ها، راجع به شخصیت یا موضوع محوری آن کتاب(فصل) توضیح داده است.

قصه کربلا ؛ فصل امام 

قصه کربلا ؛ فصل علم دار 

قصه کربلا ؛ فصل پیامبر دوباره 

قصه کربلا ؛فصل صبر 

قصه کربلا ؛ فصل کوفه 

قصه کربلا ؛ فصل یاران

قصه کربلا ؛ فصل دشمنان 

قصه کربلا ، فصل اسارت 

قصه کربلا ؛ فصل انتقام 

قصه کربلا ؛ فصل عاشقی 

آخرین فصل این مجموعه «فصل عاشقی»است؛ فصلی که در آن مناسبات عقلی و عرفی و شرعی مراعات می شود ولی روابط جنس دیگری دارد؛ جنسی لطیف و روشن. در این روایت روابط بین یاران با هم، یاران با امام، امام با اهل حرم و همه با خدا بر اساس عشق است. 

بریده هایی از فصل عاشقی :

۶ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۱ اسفند ۹۲ ، ۰۰:۰۱
 معرفی کتاب مهمان وبلاگ چراغ....
حتی توی این عصر هم کمتر کسی وجود دارد که لااقل نام ِ "سید مرتضی آوینی" را نشنیده باشد.
سید مرتضا با نام مستعار "کامران آوینی"،به قول خودش سالهای سال در یکی از دانشکده های هنری درس خوانده، به شبهای شعر و گالری های نقاشی رفته، موسیقی کلاسیک گوش داده، و به قول همسرش تقریبا تمام آثار فلسفی و هنری پیش از انقلاب را خوانده و زندگی کرده بود؛
تا اینکه امام آمد و انقلاب شد و کامران آوینی خودش، اشعار و آثارش را به آتش کشید و سید مرتضای آوینی را از اعماق وجودش بیرون کشید؛ سبیل نیچه ای، ریش پرفسوری و لباسهای مد روز جایشان را به ریش حزب الهی و یک اورکت خاکستری و بلوز پاکستانی دادند و تنها چیزهایی که از مرتضای قبل از انقلاب در او باقی ماند همان حقیقت طلبی، آرمان خواهی، جرات مندی و صداقت ذاتی اش بود.
 
سید شهیدان اهل قلم  به سبب آثار مکتوب و غیرمکتوبش، در بین فرهنگی ها و کتابخوان ها شناخته شده تر از سایر شهداست. او متفکرِ شهیدی ست  که درباره اش به نسبت زیاد گفته و نوشته اند. این کتاب هم برای آنهایی خوب است که مثل من دوست دارند بیشتر درموردش بدانند و بخوانند.
قسمتهایی از کتاب:
"درمقابل نابسامانی های فرهنگی معتقد بود که باید کاملا ایستاد و اولا با تحقیق و پژوهش(به شکل علمی) مسائل را شناخت و در عین حال به حاشیه نرفت و فعالانه در صحنه بود و عمل کرد....همیشه متحول و در تکامل بود...کاملا به وضع موجود معترض بود و با کسی هم تعارف نداشت و محکم حرفش را می گفت و می نوشت و نوشته هایش تاثیرگذار بود." ص 91
"در برابر حقایق گرفتار دوست و رفیق و جناح نبود". ص 71
"تنها سردبیر مجله ای بود که دیدم ظرفیت داشت مطلب یا مقاله ای را از دشمن قسم خورده اش بگیرد و بدون هیچ تصرفی به چاپ برساند. تنها سردبیری بود که نه ملاحظه منافع خود را کرد، نه مرید جمع کرد، نه نان قرض داد، نه غم حفظ مجله اش را داشت و نه حتی رسما وارد جامعه مطبوعاتی شد". ص66
"مرتضی تا ساعت دو شب مطالعه می کرد.بعد بیرون می رفت و تا نماز صبح گریه می کرد. بعد بچه ها را برای نماز صبح بیدار می کرد. بعد از نماز هم که می خواست بخوابد اصغر و مرتضی و سایرین شلوغ می کردند. مرتضی فقط دو ساعت می خوابید، صبح که بلند می شد مثل فرشته بود. اگر گریه های شب را از او می گرفتند دق می کرد." ص57
 
مشخصات کتاب:
شهید فرهنگ(شهید سید مرتضی آوینی در آینه خاطرات).
دفتر نشر معارف.
چاپ اول:بهار 1392.
 180 صفحه.
قیمت:4200 تومان
۱۶ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۰۶ اسفند ۹۲ ، ۲۲:۰۰

مهمان معرفی کتاب توسط وبلاگ  در مسلخ عشق جز نکو را نکشند.....

مگیل کتاب طنزی با موضوع دفاع مقدس است که به تحریر محسن مطلق از سوره مهر منتشر شده است؛ قبل از شروع مگیل رغبتی به خواندنش نداشتم اما وقتی صفحه اول و دوم و... را خواندم اتفاقاتی که برای رسول می افتاد مرا بیشتر مشتاق کرد تا ببینم سرنوشت مگیل و رسول چه می شود

مگیل نام قاطری است که با چند استر  تسلیحات و تدارکات را به سمت خط مقدم حمل میکردند، که در کمین دشمن قرار می گیرند و از بین چندقاطر و چند نفر همراهشان تنها مگیل ورسول زنده می مانند. اما رسول هم از ناحیه چشم و هم از ناحیه گوش مجروح شده و نه چیزی می بیند و نه چیزی می شنود.

رسول بدبخت چاره ای جز این ندارد که خودش را دست یک قاطر بسپارد و مگیل باید او را به عقب بازگرداند.

در این رمان ماجراهای خنده دارمگیل و همراه بیچاره اش رسول را می خوانید.

 

اندکی از متن کتاب:

یعنی چه بلایی سرم آمده نه چیزی می بینم و نه صدایی می شنوم،کم کم یادم آمد که دشمن از بالای ارتفاع به ما کمین زد. نمی دانم شاید چند ساعت پیش کمین خوردیم.

مأموریت ما بردن وسایل و نیروهای تازه نفس به خط مقدم بود.هفت هشت تا قاطر هم مهمات و ملزومات می آوردند.من و رمضان ته ستون بودیم وهمه اش مسخره بازی در می آورد و می خندید.توی حال و هوای خودمان بودیم که شروع شد......

....خدایا خودم را می سپارم دست تو. معلوم نیست این حیوان زبان نفهم؛ مارا به کجا ببرد خدایا تسلیمم به رضای تو....

 

توصیه می کنم حتما در لیست کتاب هاتون بذارید....

 *زندگی نامه نویسنده

۱۲ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰ ۰۴ اسفند ۹۲ ، ۰۰:۰۱

به ما هر چیز را چنان نما که هست....

۷ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۰۱ اسفند ۹۲ ، ۰۲:۲۵

مهمان معرفی کتاب توسط وبلاگ هستی....

falekhon.jpg (300×400)
*پشت سر را نگاه می‌کرد. پاهایش می‌لرزید و می‌دید مرگ،این جا مرگ سرسام‌آور است.... *
 
" فال خون" داستان یک سرباز عراقی و مافوقش است که برای دیده بانی و شناسایی اجساد به ارتفاعات غرب ایران به نام هور اعزام می شوند.
این سرباز در طول خدمتش در هراس دائمی از مرگ به سر می برد.
داوود غفارزادگان در تعلیق نگاری داستانی رو دست ندارد و این همان چیزی است  که تا پایان رمان های او یقه ات را می چسبد و رهایت نمی کند . فال خون هم همینطور.
داستان ترس سربازی از مرگ در طول حضورش در جنگ و این امر سرباز ایرانی و عراقی ندارد.
۸ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۲۷ بهمن ۹۲ ، ۰۰:۰۱

این روزها برای هر چیزی و هر کسی فرش قرمز پهن می کنند به جز کتاب های خوب....

۱۳ نظر موافقین ۱۳ مخالفین ۰ ۲۶ بهمن ۹۲ ، ۰۱:۱۳
این هفته...معرفی کتاب توسط وبلاگ سداد...
این کتاب، دفترچه یکی از شهدای جنگ تحمیلی «سعید مرادی»
 در لشکر 17 علی‌بن‌ابی‌طالب‌(ع) است.
 که مسؤل یکی از گروه‌های تفحص شهدا در میدان رزم یافته است.
او در این کتاب از هم‌رزمانش، دوستی‌هایش، صمیمیت و خلوص رزمندگان، شوخی‌ها و خنده‌هایشان، مناجات‌ها و راز و نیازهای خالصانه در تاریکی‌های شب، زیارت امامان معصوم (ع) در خواب و... می‌گوید. همچنین او از نبرد تن‌به‌تن با دشمن، مشاهده صحنه شهادت رزمندگان و آموزش‌هایشان در آب و خاک نیز گفته است.
شهید مرادی در دفترچه‌اش نشانی نوشته و وصیت کرده دفترچه را به یکی از این نشانی ها بفرستند.
حال این دفترچه را علی مؤذنی به صورت کتاب درآورده و در اختیار علاقمندان قرار داده است. این دفترچه خاطرات 6 سال حضور شهید مرادی در جبهه است که به قلم خود او نگاشته شده است.
نه آبی نه خاکی کتابی است که هم خنده ی آدم را در می آورد و در عین حال هم اشکش را...
کتابی فوق العاده زیباست.
هر کدام از بخش های کتاب را که خواستم بنویسم حیفم می آمد که بخش بهتری هم دارد! ولی در آخر بخشی از متن که روی جلد آمده را می نویسم:
"به یابنده: ای که این دفتر چه را پیدا می کنی، اگر مردی، آن را به یکی از نشانیهای زیر برسان، اگر هم مرد نیستی که یک فکری به حال نامردی خودت بکن. سخنی دارم با خودم، من با نوشتن این دفترچه یا اصولا نوشتن خاطرات، به آرزویی پاسخ می دهم که نویسندگی است. حالا اگر نفس پروری است،..."
 یک صفحه عکس....
۲۱ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰ ۲۴ بهمن ۹۲ ، ۰۰:۰۱

این هفته معرفی کتاب توسط وبلاگ   این روزها ....

تصور کنید دوستی دارید که به او بیشتر از چشم هایتان اعتماد دارید.ظهور و سقوط سلطنت پهلوی: خاطرات ارتشبد سابق حسین فردوست
محرم اسرارتان است و در جریان همه زیر و بم های زندگی شما بوده ؛ از خصوصی ترین و جزئی ترین روابط و حوادث زندگی شما خبر داشته و پشت صحنه های زندگی شما را از حفظ است.
تصور کنید این شخص "حسین فردوست" رئیس دفتر ویژه اطلاعات دوران پهلوی باشد و درست وقتی همه به خط پایان این حکومت رسیده اند، از جزئیات تاریخ پهلوی پرده برداری کند!
از روزهای حکومت رضا خان پهلوی ،روحیات و همسران رضا شاه، جریان کشف حجاب و برکناری اش گرفته تا نحوه کشورداری محمدرضا پهلوی و پشت پرده های دربار و کودتای 28 مرداد.
کتاب دو جلدی "ظهور و سقوط سلطنت پهلوی" مجموعه خاطرات ارتشبد حسین فردوست از سال های سلطنت پهلوی و فسادهای مالی و اخلاقی این حکومت است که به همت انتشارات اطلاعات چاپ و روانه بازار شده است.
کتابی که باب این روزهاست و مطالعه آن در هیاهوی بهمن ماه و ایام پیروزی انقلاب جور دیگری می چسبد.
 
برش هایی از این کتاب:
رضاخان فساد زیادی کرد، از جمله در غصب املاک مردم، به نحوی که با سقوط او مردم نفس حسین فردوست در لباس نظامی

راحتی کشیدند و شادی ها کردند؛ ولی در مقام مقایسه با پسرش باید به او رحمت فرستاد! اطراف رضا و محمدرضا، هردو را حلقه ای از مردم بی وطن احاطه کرده بودند که هیچ انگیزه دیگری جز استفاده از پول آن ها نداشتند. این مردم بی وطن شیوه خاص زندگی خود را داشتند و شب ها پس از این که با ویسکی و شراب لب تر می کردند، با طنازان اروپایی و آمریکایی راز و نیاز می نمودند. این دوران مملو است از سو استفاده های مالی کلان، چه به وسیله اشخاص منتفذ، چه اشخاص نزدیک به محمدرضا و فرح و نخست وزیر و وزراء.

 
*****
او (اشرف) به هیچ چیز بیش از مرد و پول علاقه نداشت و در این راه تا بدانجا رفته بود که علنا سر برادرش (محمدرضا) کلاه می گذاشت. اشرف رسما پول می گرفت و شغل می داد، از وکالت تا وزارت و سفارت، و هیچ ابایی نداشت. سپس دستور می داد که در زمان اشتغالت هرکاری می خواهی بکن و این قدر به من بده!                                                        
اشرف یک قمارباز حرفه ای در حد اعلا بود و قماربازهای حرفه ای را جمع می کرد و وارد محافل خصوصی محمدرضا می نمود.                                                    
(اشرف) قاچاقچی بین المللی بود و به طور مسجل عضو مافیای آمریکاست. او به هرجا که   می رفت در یکی از چمدان هایش هروئین حمل می کرد و کسی هم جرئت نمی کرد آن را بررسی کند.این مسئله توسط بعضی مامورین به من گزارش شد و من نیز به محمدرضا اطلاع دادم که اشرف چنین کاری می کند. محمدرضا به او دستور داد این کار را نکند.همین!
 
 
پ.ن:
*اگر هر فصل از این کتاب را به پایان رساندید و چشمانتان هنوز از این همه سیاه کاری وچپاول و بی بند و باری حکام ایرانی از حدقه بیرون نزده بود، حتما به خودتان شک کنید!
*عکس متن:حسین فردوست در لباس نظامی.
۲۴ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۲۰ بهمن ۹۲ ، ۰۰:۰۱

چشم انتظار باشی تا خواهر مهربانت از سفربرگردد.

خنده ای به رنگ رنج - 511324

و هنوز مثل ایام کودکی منتظر باشی تا برایت سوغاتی بیاورد.

او هم تو را وهم زمان را خوب می شناسد وبرایت کتاب سوغاتی می آورد.

می داندهیچ چیز به اندازه کتاب گرفتن خوشحالت نمی کند و می داند که بهمن ماه  خواندن کتاب خاطرات  مستند انقلاب خیلی می چسبد.

طرح جلد ساده کتاب تحریکت می کند به ورق زدنش.همان خاطره اول تو را می گیرد.تا الان نشنیده ای...

ماهی

"منوچهری که با یقه باز و چهرهای کریه که یک چیزی هم به گردنش انداخته بود نگاهی به من کرد و گفت:خامنه ای تویی؟گقتم:بله.پرسید :مرا می شناسی؟

گفتم:نه.گفت:من منوچهری هستم.و نگاه کردتا اثرحرفش را درصورتم ببیند.

خیلی چیزها در موردش شنیده بودم و فورا او را شناختم ولی به روی خودم نیاوردم.بعد گفت:

من تو را خوب می شناسم.تو همان کسی هستی که مثل ماهی از دست بازجو لیز می خوری.تک تک کارهای تو چیزی نیست اما مجموعه اش خدا می داند که چیست."

 کتاب را ادامه می دهی و وقتی به خودت می آیی که متن ساده و روان کتاب تو را تا ساعت سه نیمه شب بیدار نگه داشته است.هرچه بیشتر می خوانی بیشتر به  مفهوم طرح جلد کتاب پی می بری.

لب های خندا ن با چشم هایی بخیه شده....

کتاب گلچینی است از 400کتاب و شامل 139 خاطره که در239 صفحه  درکنار هم وبا عکس هایی ردیف شده اند.

خاطرات شخصیت های مبارز با نظرات مختلف سیاسی که بعد از گذراندن زندانشان برای بار دوم در این  کتاب دور هم جمع شده اند.

کتاب طنز تلخی است لطیف و عبرت آموزه....شاید خاطراتی شما را خنده وا دارداما در دلت احساس رنج می کنی چون بیشتر آنها از کسانی نقل شده که درحین شکنجه شدن بوده اند یا پس از آن شکنجه شده اند.

خاطراتش شاید تو را به خنده نیندازد اما روای آن را برای  لحظاتی کوتاه از زنجی که می کشیده رهایی داده است.

این کتاب خوش خوان وبا خاطرات کوتاهش کمکت می کند تابا قاطعیت بیشتری بگویی برای این انقلاب واقعا چه زحمت ها و شکنجه هایی کشیده شده ....

امیدوارم این کتاب در چاپ های بعدی اش کمی ویرایش شده وبانقطه گذاری ابتدا وانتهای جملاتش مشخص تر شود .مسلما  این کتاب با نقل خاطراتی از زنان انقلابی و مبارز آن دوران کامل تر خواهد شد.

در پایان یک خاطره از کتاب همراهی می کند:


« به اتفاق خانواده رفتیم به ملاقات ایشان، حسام (فرزند شهید عراقی) که بچه بود، از پشت میله پرسید : بابا چکار کردید که (شما را) را آورده‌اند اینجا؟ بابا با یک لبخندی جواب داد و گفت: صلوات فرستادم! پاسبان گفت حاجی چرا بچه را منحرف می‌کنی، بگو صلوات بودار فرستادم!».

*لینک

۱۷ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۸ بهمن ۹۲ ، ۰۲:۱۵

سلام...

بهارتون سرشار از کتاب های خوب....سالی پر از کتاب های ناب داشته باشید....

قراره یکشنبه هر هفتههیئت مجازی کتاب به روز بشه....شاید هم زودتر....

۲۱ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰ ۱۴ بهمن ۹۲ ، ۰۰:۰۱